اولین گام تحقق تمدن نوین اسلامى
على کشورى
«من با اطمینان کامل مى گویم: این هنوز آغاز کار است و تحقق کامل وعده الهى یعنى پیروزى حق بر باطل و بازسازى امت قرآن و تمدن نوین اسلامى در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الأَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»
نشانه این وعده تخلف ناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و بناى بلندآوازه نظام اسلامى بود که ایران را به پایگاه مستحکمى براى اندیشه حاکمیت و تمدن اسلامى تبدیل کرد.»
ولى امر مسلمین در عبارات فوق - که بخشى از پیام ابراهیمى ۱۴۲۹ مى باشد-پیروزى انقلاب اسلامى را نشانه و مقدمه ایجاد تمدن اسلامى دانستند. عدم انفعال رهبر معظم انقلاب از فضاى کارشناسى موجود؛ در تبیین افق صحیح براى انقلاب اسلامى مسئله اى است که در برنامه ریزى «تقنینى، اجرایى و نظارتى» کشور امتداد آن لازم است.
مهمترین مسئله در برنامه ریزى راهبردى جامعه، تبیین افق یک جامعه مبتنى بر جهت گیرى هاى ارزشى آن جامعه مى باشد. ارائه تصویرى روشن از آینده یک حرکت اجتماعى و پرهیز از لحاظ مشکلات و موانع در مرحله تبیین افق براى جامعه، ویژگى مبنایى رهبرى و ولایت جامعه به سمت تحقق ارزش ها و جهت گیرى جامعه مى باشد.
به عبارت دیگر موانع سیاسى، فرهنگى و اقتصادى تحقق عینى آرمان ها، نباید در مفاهیم بینشى جامعه تئوریزه شود. بینش یک جامعه که معرِّف تفاوت هاى مبنایى یک جامعه با جوامع دیگر مى باشد، دربردارنده «توصیفات» و «تکالیف» و «ارزش ها»ى حاکم برآن جامعه در وضعیت مطلوب مى باشد و نباید منفعل از موانع عینى تحقق آرمانها و یا مفاهیم بینشى جوامع دیگر باشد. به عنوان مثال طرح مسائلى همچون دهکده جهانى، جهانى شدن، توسعه یافتگى و.// که در فضاى فکرى جامعه با روشهاى مختلف تزریق مى شود در واقع به دنبال القاى افق مد نظر مدرنیته به همه جوامع و خصوصاً جامعه اسلامى مى باشد. این مفاهیم به ملت ها پذیرش بازیگرى در مهندسى جهانى مدرنیته را تلقین مى کند.
اهمیت پیام ولى فقیه به حج ابراهیمى۱۴۲۹ در چنین شرایطى- که دنیاى استکبار و تمدن مدرنیته قصد القاى مفاهیم بینشى خود به دنیاى اسلام را دارد- وضوح مى یابد. آنچه که در ادبیات انقلاب اسلامى از آن به عنوان تکمیل پازل دشمن یاد شده است، در اصلى ترین مصداق خود، به معناى پذیرش مفاهیم بینشى مدرنیته توسط دلسوزان و نیروهاى انقلاب مى باشد. اصولگرایانى که به وفادارى به انقلاب و راه امام و رهبرى شناخته مى شوند در صورت عدم تأکید مداوم به ادبیات انقلاب، مى توانند با سرعت بیشترى به تئوریزه شدن نقشه و پازل دشمن براى انحلال انقلاب کمک کنند.
تأکیدات مکرر و فراوان ولى فقیه در شرایط امروز جامعه بر ضرورت تأکید نخبگان سیاسى و فکرى و مردم و جوانان در ادبیات و گفتار خود بر آرمانها و ادبیات انقلاب اسلامى راهى است که مى تواند جلوى تثبیت مفاهیم بینشى مدرنیته در ذهنیت خواص و عوام جامعه را بگیرد. اصلى ترین علت حمایت رهبر معظم انقلاب از دولت خدمتگزار نهم همپوشانى گفتمان این دولت با گفتمان انقلاب مى باشد.
ادبیات انقلاب ظرفیت ساماندهى اراده هاى اجتماعى براى تحقق تمدن اسلامى را دارد و مانع تبیین افقى دیگر براى انقلاب اسلامى مى شود. برخورد غیر اجتهادى و غیر روشمند با ادبیات انقلاب در جامعه در کنار مفاهیم سارى و جارى مدرنیته در جامعه، لبه هاى تیغى مى باشند که توجه جامعه به آرمان تمدن سازى اسلامى را پاره مى کند و باید به سرعت براى حل این معضل چاره اندیشى کرد.به گمان مسئولیت پذیرى نهادهاى مسئول در برخورد روشمند و اجتهادى با ادبیات انقلاب با رویکرد ساماندهى «محتوا، برنامه و سازمان» جریان مطالبه اجتماعى ادبیات انقلاب به محوریت عدالت و پیشرفت در دهه چهارم انقلاب مى تواند گام اول تثبیت مفاهیم بینشى انقلاب در ذهن کارگزاران انقلاب باشد.
عدم توجه نهادهاى مسئول در برنامه ریزى براى تولید اجتماعى مفاهیم بینشى انقلاب-که جامعه را به سوى تمدن اسلامى هدایت مى کند - با توجه به وجود ظرفیت هاى رویش یافته در فضاى تقابل بنیادین انقلاب با استکبارجهانى یک بى انضباطى و به معناى انحراف انقلاب است!
«من با اطمینان کامل مى گویم: این هنوز آغاز کار است و تحقق کامل وعده الهى یعنى پیروزى حق بر باطل و بازسازى امت قرآن و تمدن نوین اسلامى در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الأَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»
نشانه این وعده تخلف ناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و بناى بلندآوازه نظام اسلامى بود که ایران را به پایگاه مستحکمى براى اندیشه حاکمیت و تمدن اسلامى تبدیل کرد.»
ولى امر مسلمین در عبارات فوق - که بخشى از پیام ابراهیمى ۱۴۲۹ مى باشد-پیروزى انقلاب اسلامى را نشانه و مقدمه ایجاد تمدن اسلامى دانستند. عدم انفعال رهبر معظم انقلاب از فضاى کارشناسى موجود؛ در تبیین افق صحیح براى انقلاب اسلامى مسئله اى است که در برنامه ریزى «تقنینى، اجرایى و نظارتى» کشور امتداد آن لازم است.
مهمترین مسئله در برنامه ریزى راهبردى جامعه، تبیین افق یک جامعه مبتنى بر جهت گیرى هاى ارزشى آن جامعه مى باشد. ارائه تصویرى روشن از آینده یک حرکت اجتماعى و پرهیز از لحاظ مشکلات و موانع در مرحله تبیین افق براى جامعه، ویژگى مبنایى رهبرى و ولایت جامعه به سمت تحقق ارزش ها و جهت گیرى جامعه مى باشد.
به عبارت دیگر موانع سیاسى، فرهنگى و اقتصادى تحقق عینى آرمان ها، نباید در مفاهیم بینشى جامعه تئوریزه شود. بینش یک جامعه که معرِّف تفاوت هاى مبنایى یک جامعه با جوامع دیگر مى باشد، دربردارنده «توصیفات» و «تکالیف» و «ارزش ها»ى حاکم برآن جامعه در وضعیت مطلوب مى باشد و نباید منفعل از موانع عینى تحقق آرمانها و یا مفاهیم بینشى جوامع دیگر باشد. به عنوان مثال طرح مسائلى همچون دهکده جهانى، جهانى شدن، توسعه یافتگى و.// که در فضاى فکرى جامعه با روشهاى مختلف تزریق مى شود در واقع به دنبال القاى افق مد نظر مدرنیته به همه جوامع و خصوصاً جامعه اسلامى مى باشد. این مفاهیم به ملت ها پذیرش بازیگرى در مهندسى جهانى مدرنیته را تلقین مى کند.
اهمیت پیام ولى فقیه به حج ابراهیمى۱۴۲۹ در چنین شرایطى- که دنیاى استکبار و تمدن مدرنیته قصد القاى مفاهیم بینشى خود به دنیاى اسلام را دارد- وضوح مى یابد. آنچه که در ادبیات انقلاب اسلامى از آن به عنوان تکمیل پازل دشمن یاد شده است، در اصلى ترین مصداق خود، به معناى پذیرش مفاهیم بینشى مدرنیته توسط دلسوزان و نیروهاى انقلاب مى باشد. اصولگرایانى که به وفادارى به انقلاب و راه امام و رهبرى شناخته مى شوند در صورت عدم تأکید مداوم به ادبیات انقلاب، مى توانند با سرعت بیشترى به تئوریزه شدن نقشه و پازل دشمن براى انحلال انقلاب کمک کنند.
تأکیدات مکرر و فراوان ولى فقیه در شرایط امروز جامعه بر ضرورت تأکید نخبگان سیاسى و فکرى و مردم و جوانان در ادبیات و گفتار خود بر آرمانها و ادبیات انقلاب اسلامى راهى است که مى تواند جلوى تثبیت مفاهیم بینشى مدرنیته در ذهنیت خواص و عوام جامعه را بگیرد. اصلى ترین علت حمایت رهبر معظم انقلاب از دولت خدمتگزار نهم همپوشانى گفتمان این دولت با گفتمان انقلاب مى باشد.
ادبیات انقلاب ظرفیت ساماندهى اراده هاى اجتماعى براى تحقق تمدن اسلامى را دارد و مانع تبیین افقى دیگر براى انقلاب اسلامى مى شود. برخورد غیر اجتهادى و غیر روشمند با ادبیات انقلاب در جامعه در کنار مفاهیم سارى و جارى مدرنیته در جامعه، لبه هاى تیغى مى باشند که توجه جامعه به آرمان تمدن سازى اسلامى را پاره مى کند و باید به سرعت براى حل این معضل چاره اندیشى کرد.به گمان مسئولیت پذیرى نهادهاى مسئول در برخورد روشمند و اجتهادى با ادبیات انقلاب با رویکرد ساماندهى «محتوا، برنامه و سازمان» جریان مطالبه اجتماعى ادبیات انقلاب به محوریت عدالت و پیشرفت در دهه چهارم انقلاب مى تواند گام اول تثبیت مفاهیم بینشى انقلاب در ذهن کارگزاران انقلاب باشد.
عدم توجه نهادهاى مسئول در برنامه ریزى براى تولید اجتماعى مفاهیم بینشى انقلاب-که جامعه را به سوى تمدن اسلامى هدایت مى کند - با توجه به وجود ظرفیت هاى رویش یافته در فضاى تقابل بنیادین انقلاب با استکبارجهانى یک بى انضباطى و به معناى انحراف انقلاب است!
از وبلاگ بسیار زیبای شما دیدن کردیم