بسم الله الرحمن الرحیم
انحلال انقلاب در مدرنیته نتیجه سیاست های جبهه اصلاحات
جریان مدرنیزاسیون (اصلاحات ) در ایران در ابعاد "سیاسی" و "فرهنگی" و "اقتصادی" به دنبال اهداف زیر است:
- جبهه اصلاحات و تلاش برای "دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی" نظام مبارک جمهوری اسلامی
تلاش برای "دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی" نظام مبارک جمهوری اسلامیهدف محوری بعد سیاست برای جریان اصلاحات محسوب می شود. اصلاحات در بعد سیاست جامعه "پروژه یی اندیشیده معطوف به هدف و برنامه دار است و هدفش هم دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی است نه رفتار دولتمردان یا جابه جایی آنها."(۱) به عبارت دیگر این جریان به دنبال کاهش نفوذ معنوی ولایت فقیه در جامعه است. در نظام مفاهیم اصلاح طلبان - اگر فرض تسلط اصلاح طلبان بر نظام مفاهیم مدرنیته را بپذیریم- پدیده مشارکت مردمی در قالب الگوهای مدرن مفروض گرفته شده است. ایشان به علت جزمیت مدرن خود در حوزه نظریه پردازی برای طراحی یک الگوی مشارکت بر مبنای دین نقشی اثباتی برای خود فرض نکرده اند. اگرچه نهضت ترجمه ای و منفعل اصلاحات ایران ،محیطی مناسب برای تثبیت و تکمیل الگوی مشارکت الهی مردم (مردم سالاری دینی) توسط جریان تئوری پردازی معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی می باشد. آنچه جریان مدرنیزاسیون در ایران از آن به عنوان:«ما می توانیم با اقتباس از جنبه های مثبت تمدن غرب، آن را به ریشه ها ،ارزشهای دینی ،فرهنگی و عرفانی خودمان برگردانیم و بتوانیم مجموعه ای که هم مزایای دنیای امروز را داشته باشد و هم مضار آن را نداشته باشد برسیم.»(۲) یاد می کنند، همان نظام مفاهیم مدرنیته در بعد سیاست می باشد و نسبت آن با دین عدم اعتقاد به توان دین در مهندسی اجتماعی بر مبنای دین است.
۲. جبهه اصلاحات و تلاش برای "اصلاحات دینی یا رفرماسیون در فرهنگ دینی" (هدف محوری بعد فرهنگ)
مدرنیزاسیون (جبهه اصلاحات) در ایران به اصطلاح به دنبال تقویت نقش عقل در فهم دینی است. عبارات زیر را بخوانید:
"مدافعان اسلام سنتی از موضعی پیشینی برای برونرفت از مخمصه ناسازگاری با حقوق بشر، باب «حقوق واقعی انسانها» را میگشایند. حقوق واقعی انسانها بخشی از مصالح نفسالامری است که در وضع احکام شرعی از سوی خدای حکیم بهطور کامل لحاظ شده است. یگانه راه معتبر شناخت این حقوق، مراجعه به وحیالهی است. درک همهجانبه مصالح و مفاسد خفیه امور جزئی و ریز از سوی عقل انسانی در حکم محال است. در اسلام سنتی، انسان هرچند بالقوه از گوهری شریف است اما بالفعل به میزانی که به محور کرامت و شرافت تقرب میجوید صاحب منزلت میشود. منزلت انسان متوقف بر میزان تقرب او به فضایل و کمالات الهی است. برهمین منوال حقوق واقعی انسانها نیز به جایگاه دینی او بازمیگردد.
در مقابل رکن نظام حقوق بشر باور به توانمندی نسبی عقل انسانی در درک نیازها، مصالح و مفاسد است. عقل جمعی بشر در پناه تجارب مستمر جوامع انسانی به چنین کشف و وضعی اقدام میکند و دستاورد خود را نیز نهایی و غیرقابل تغییر نمیشمارد. این اندیشه بر توان عقل انسانی در یافتن موازین عدالت تاکید دارد."(3)
عبارت فوق در واقع تبیین کننده مبانی رفرماسیون در ایران است.
۳. جبهه اصلاحات و تلاش برای تحمیل "پذیرش نقش در تقسیم کار جهانی سرمایه داری" به اقتصاد نظام مبارک جمهوری اسلامی
به استناد اسناد برنامه چهارم توسعه تنها را] پیش روی نظام مبارک جمهوری اسلامی در اقتصاد اتکا ء به الگوهای توسعه غربی می باشد. اصلی ترین معضل الگوهای توسعه غربی ایجاد شکاف طبقاتی در جامعه و کمک به تشکیل قشرسرمایه دار است . در صورت به کارگیری این الگوها در حل معضلات اقتصادی ، ایران می بایست در تقسیم کار جهانی بر اساس مزیت های نسبی خود به سمت توسعه یافتگی حرکت کند و الزامات سیاسی و فرهنگی این نوع از توسعه را نیز بپذیرد. در مجموع می توان چنیین نتجه گرفت که ایده ها و جهتگیری های جبهه ی اصلاحات نوعی مدرنیزاسیون محسوب می شود که معنای آن در دراز مدت انحلال انقلاب اسلامی است.
(۱). سعید حجاریان
(۲). سید محمد خاتمی
(۱) محسن کدیور