بسم الله الرحمن الرحیم
پیروزی دولت عدالت و آغاز اختلافات علمی و امتحانات آن
در هر حرکت مثبت اجتماعی باید «برنامهریزی» و «سازماندهی» از تصویر دقیق و روشن و علمیِ «محتوا» برخیزد. لذا کلانترین موضوع تخصّصی برای مدیران ارشد نظام، رویکرد علمی به شناخت جامعه است. اما از آنجا که اختیارات اجتماعی دارای جهتگیریهای مثبت و منفی، حق یا باطل میباشند، در هر زمان، «انسان» و «جامعه» با چالشهایی روبهرو است. ناهنجاریهای اجتماعی انقلاب اسلامی نیز برخاسته از دشمنیهای استکبار جهانی با آن است و مشیّت الهی بر این امر استوار شده است تا بر این اساس، قبل از ظهور ولی عصر(ارواحنا فداه) بستر رشد تاریخی امّت محمد و آل محمد علیهم السلام فراهم گردد و مقدورات فرج محمد و آل محمد (علیهم السلام) به وجود آید.
انقلاب اسلامی ایران با رویکردی دینی- اسلامی- ملّی با مجاهده 150 ساله ملتی بزرگوار در تبعیّت از فقهای عظام شیعه به وجود آمده و محیط جهانی و بینالمللی خود را دچار حیرت نموده است.
از منظر فلسفه تاریخ الهی، تمامی حوادث تا ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه)، «فرهنگی» است و موضوع امتحانات، «بلوغ عقلانیّت غیر معصومین در استضائه به کلمات نورانی وحی» و «دفع شیطنتهای عقل» میباشد. اما در سیر این استضائه، چند مرحله سپری شده است:
1. دوره اخباریگری؛ شکلگیری دوره «نطفه» تفقه
2. دوره اصولیین؛ در استخراج احکام مکلفین و پاسخگویی به مسایل مستحدثه: شکلگیری، تولد، نوزادی و قدرتِ «تمیز» قبل از بلوغِ تفقه
3. دوره مبارزه همراه با عقلانیّت برای تاسیس نظام اجتماعی؛ و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در قالب انقلاب اسلامی در منطقه حساس خاورمیانه: فراهم شدنِ دوره «بلوغِ» تفقه اجتماعی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس تئوری پیروزی خون بر شمشیر و نفی تئوریهای علمیِ مبارزه مسلحانه و مبارزات پارلمانتاریستی و سپری نمودن چند دوره مدیریتیِ:
1. دوران جنگ تحمیلی
2. دوران سازندگی
3. دوران توسعه سیاسی،
امروز نوبت به دولت عدالت رسیده است.
در این دورهها در ایران اسلامی، مدیریت بر اساس کارشناسی شرقی و کارشناسی غربی اما مشروط به ارزشهای الهی مورد آزمون و خطا قرار گرفته و سپس از شرایط تحزّبهای دولتی و آزادیهای مدنی در صحنه سیاسی عبور کرده است. اکنون پیروزی دولتی را جشن میگیریم که بدون حمایت هیچ یک از مراکز قدرت «سیاسی، فرهنگی و اقتصادی» و با شعارهای انقلاب و جهت مستضعفگرایی به صحنه قدرت سیاسی رسیده است. اما این پیروزی در پایان درگیریهای تحزّبگرایانه و آغاز اختلافات علمی و امتحانات آن، لوازم خاصّ خود را میطلبد.
از این رو، ساماندهی علمی چالشهای فرهنگیِ فراروی انقلاب اسلامی، نیازمند منطقی قوی برای هماهنگ کردن موضوعات نظام است.
از سوی دیگر جریان فرهنگ در نظام اسلامی ایران متأثر از سه ادبیات:
1. ادبیات تخصّصی دانشگاه: در قالب «ادبیات توسعه» با رویکرد «تحقیقات میدانی و کاربردی»
2. ادبیات تخصّصی- نظریِ حوزهها: در قالب «ادبیات دینی» با رویکرد «تبلیغی، ارزشی و اعتقادی»
3. ادبیات ایمانی- مبارزاتیِ رهبران نظام: در قالب «ادبیات انقلاب»
میباشد.
لذا در تحلیل مسایل، تفکیک این سه رویکرد از یکدیگر در نگاه کلان، تاریخی و سرنوشتساز هر یک به مسائل جامعه اسلامی- انقلابی- ملّی ایران، بسیار مهم است.