بسم الله الرحمن الرحیم
مدل چیست؟
بدون تردید در «تبدیل مراحل رشد یک نظام» احتیاج به فلسفه داریم. در عقلانیت امروز حوزههای علمیه، بحث از فلسفه چرایی و فلسفه چیستی به صورت مبسوط مطرح می باشد؛ ولی از فلسفه شدن بحثی به میان نمی آید. بنابراین در عقلانیت- به پذیرش رسیده- حوزه های علمیه ؛ بحثی از فلسفه تبدیل به میان نمی آید.
در کارشناسی مدرن از فلسفه شدن فیزیک برای تبدیل استفاده می شود. فیزیک میتواند ماده را تبدیل کند.
به کارگیری فلسفه شدن فیزیک در تبدیل مراحل رشد نظام اسلامی به معنای نفی نظام اختیارات و مادی انگاری تغییرات می باشد. ولی انقلاب اسلامی با بحث تبدیل اختیارات روبرو است. به عبارت دیگر در انقلاب اسلامی به دنبال هدایت نظام اختیاراتِ تحت ولایت، ازیک مرحله تکامل به یک مرحله دیگری از تکامل هستیم. برنامه های تبدیل در نظام اسلامی باید به توسعه بندگی اختیارات اجتماعی منجر شود و نه توسعه انحلال در کفر جهانی. در انقلاب اسلامی چون نمیخواهیم انسان اکونومیک درست کنیم؛ در کنار فلسفه چرایی و چیستی به "فلسفه شدن اسلامی" احتیاج داریم و بر اساس «فلسفه شدن اسلامی»( فلسفه منطق) میتوانیم تولید منطقها را مدیریت کنیم. این یک سطح ازمعنای مدل است.
مدل به معنای خاصّ آن در چشماندازها و در برنامه مطرح میشود. البته مدل به معنای برنامه( الگوهای تخصیص) با معنای مدل در چشم انداز دارای تفاوت میباشد.
وقتی نظام تغییرات یک موضوع را نیز بررسی میکنیم ؛معنای دیگری از مدل مطرح می شود. به عنوان مثال گفته میشود الگوی تأمین انرژی چگونه باشد؟ در اینجا مدل دیوار به دیوار انرژی- و هر موضوعی که مدل در آن ضرب میشود- مطرح می شود و به تعبیر کارشناسی به آن الگوهای بخشی گفته می شود.
درنهایت باید توجه کرد که بر اساس روش مقتبس از فلسفه نظام ولایت برای شناسایی هر موضوع باید حد اولیه «ولایت، تولی و تصرف» سه بار در هم ضرب شود 3*3 میشود 9 و 9*3 میشود 27 .بنابراین برای تعریف هر شئ، باید 27 وصف آن شئ بررسی شود. در بحث مدل نیز با ضرب این سه مفهوم در هم، 27 معنا ازمدل به دست خواهد آمد.