کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی شهر مقدس قم (کارگروه آیت شهید مرتضی مطهری) اولین نشست رسمی خود را در تاریخ 14 تیرماه 1392 با همکاری کارگروه شهیدآیت الله مفتح در پردیسان برگزار نمود
این کارگروه در کنار سایر کارگروه های الگوی پیشرفت اسلامی به عنوان زیر مجموعه های شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی مشغول به فعالیت می باشد.

طبقه بندی موضوعی

بسم الله الرحمن الرحیم

(متن جلسه بیستم و دوم از مرحله چهارم اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان –بیست و سوم شهریور ماه سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف- مصادف با ماه مبارک رمضان ۱۴۳۰)


در جلسه امروز موضوع بحث این است که می خواهیم محورهای ساخت موضوعات کلان جامعه اسلامی ایران را مورد بحث قرار دهیم، یا به عبارت دیگر بحث ما راجع به تقاضای موثراجتماعی جامعه انقلابی ایران می باشد که چگونه تقاضای موثر اجتماعی جامعه انقلابی ایران شکل پیدا می کند.
برای اینکه ذهن مخاطب کمی تحیوء پیدا کند یک توضیحی در مورد محورهای ساخت موضوعات کلان جامعه سرمایه داری را بیان می کنیم تا در مقایسه با این جامعه بتوانیم دوران گذار خودمان را تحلیل کنیم، در سطح خرد نظام سرمایه داری در جلسات قبل بحث کردیم که سه دسته از قوانین را نظام سرمایه داری سعی می کند در نظام حقوقی جامعه ایجاد کند تا نظام تولید یک جامعه در سطح خرد نظم پیدا کند.
قوانین تولید، توزیع و مصرف در جامعه ایجاد می کردند که از اینها به قوانین تولید تعبیر می کردیم. قوانین ساخت نظام سرمایه داری در سطح خرد، قوانینی که شرکتها، بانکها، بانک مرکزی، کیفیت مدیریت اقتصادی را در جامعه تنظیم می کرد که از آن به قوانین تجمع سرمایه می گفتیم. قوانینی که امکانات کشور بوسیله آنها به تقاضای موثر اجتماعی تخصیص پیدا می کرد به قوانین کارآیی تجمع سرمایه تعبیر می شود.
این بحثی بود که در محورهای ساخت  جامعه اقتصاد سرمایه داری در سطح خرد مورد بحث قرار دادیم وقتی که بحث جلوتر آمد وقتی که داشتیم اقتصاد سرمایه داری را در سطح کلان مورد بحث قرار می دادیم گتیم که در نگاه خرد به نظام سرمایه داری تعادل واحدهای تولیدی در جامعه را مورد بحث قرار می دادیم که چگونه واحدهای تولیدی متمرکز در سطح جامعه ایجاد شود.
یک قدم بالاترعرض شد که شما باید توجه کنید که تعادل واحدهای تولیدی را نسبت به سازماندهی کل جامعه باید ملاحظه کنیم، بنابراین بحث کردیم که در اقتصاد کلان دیگر بحث از ایجاد تعادل در واحدهای خرد اقتصادی نیست بلکه بحث ایجاد تعدیل در سازماندهی کل جامعه برای بقای آن واحدهای اقتصادی موضوع بحث است که گفتیم اگر بخواهید نسبتا یک کارکرد متعادل اقتصادی ایجاد کنید باید بتوانید حوزه های سیاسی فرهنگی آموزشی حقوقی نظامی و همه اینها را در هماهنگی با واحدهای تولیدی بتوانیم ایجاد و طراحی کنیم.
مسئله بعدی که مطرح شد این بود که ما در نظام اقتصاد سرمایه داری بحث می کردیم که تقاضای موثر اجتماعی چگونه تئوریزه می شود، بحث در اینجا به این شکل است که مکانیزم قیمتها در جامعه ای که اقتصاد سرمایه داری مبنای اداره عمل او می باشد، از نسبت بین عرضه و تقاضای موثر اجتماعی تعیین می شود، پس در نظام سرمایه داری قیمت در بازار تعیین می شود.
در بازار یک طرف تولیدی است که عرضه می شود یک طرف بازار تقاضای موثری ست که این عرضه ها را سعی می کند برای ارضاء خودش تهیه کند، بعد بحث کردیم که در آن قسمتی که تقاضای موثر اجتماعی داریم این تقاضا به مقدورات جامعه ربط پیدا می کند یعنی یک تقاضای موثر اجتماعی را اگر در سطح خُرد تحلیل کنیم به عرضه جامعه ربط پیدا می کرد، وقتی که در سطح کلان آنرا تحلیل می کنیم می گوییم که تقاضای موثر اجتماعی به مقدورات جامعه ربط پیدا می کند اگر خرد نگاه به بازار کنیم یک طرف تقاضای موثر اجتماعی  است و طرف دیگر آن عرضه است یعنی یک طرف واحدهای تولیدی هستند که عرضه را تأمین می کنند، یک طرف بازار تقاضای موثر اجتماعی (نه تقاضای طبیعی) است که می تواند پاسخگوی نیازها باشد یعنی مقدورات و امکانات و اعتبارات و سرمایه به دست اوست وقتی درسطح کلان به آن نگاه کردیم دیدیم که یک طرف واحدهای تولیدی به تنهایی نیستند بلکه واحدهای تولیدی که سیاست و فرهنگ و نظام حقوقی و آموزشی و نظامی و همه مقدورات جامعه خدمه و در دستان اوست قرار دارد.
بنابراین تقاضای موثر اجتماعی را درنظام سرمایه داری تحلیل کردیم به این نتیجه رسیدیم که در واقع در بازار نسبت بین مقدورات جامعه و تقاضای موثر اجتماعی است که تنظیم قیمت را به عهده می گیرد، نه بین واحدهای تولیدی و تقاضای موثر اجتماعی، زیرا طبیعی است که در اقتصاد سرمایه داری اگر سیاست فرهنگ نظام حقوقی آموزشی نظامی و پرورشی هماهنگ با واحدهای تولیدی شما هماهنگ نشوند نمی توانند تولید بیشتری را به بازار عرضه کنند پس دقیقتراین است که بگوییم تقاضای موثر اجتماعی در نسبت بین مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی شکل می گیرد، نه در نسبت بین عرضه و تقاضای موثر اجتماعی، زیرا اگر بخواهید عرضه را به واحدهای تولیدی واگذار کنید و نظام سیاسی وفرهنگی شما آنرا لجستیک نکندعرضه دچار تنزل کمی و کیفی خواهد شد، بنابراین تقاضای موثر اجتماعی هم با عرضه محدودتری روبروست لذا امکان تورم قیمتها و عدم کنترل قیمتها مطرح می شود.
پس در اقتصاد کلان وقتی که داشتیم جامعه اقتصادی نظام سرمایه داری را بررسی می کردیم به این نتیجه رسیدیم که بازار مکانیزم عرضه و تقاضا نیست بلکه بازار مکانیزم بین مقدورات جامعه و عرضه و تقاضای موثر اجتماعی است در آنجا می گفتیم که در مکانیزم عرضه و تقاضا دو نکته را دقیق بحث نمی کردیم یکی اینکه اگر مقدورات سیاسی فرهنگی در تولید ضرب شود عرضه دچار مشکل می شود در طرف دیگر نمی گفتیم که تقاضا طبیعی است یا تقاضای موثر اجتماعی است، پس بازار مکانیزم بین عرضه و تقاضا نیست، زمانی که دقیق بحث می کنیم در واقع بازار مکانیزم بین مقدورات جامعه و  تقاضای موثر اجتماعی است که قیمتها از نسبت بین این دو تعیین می شود.
حال اگر کسی خواست مکانیزم تعیین قیمتها را اینگونه ببیند، گام بعدی این بود که به شما می گفت شیب عرضه و تقاضا را از تعین نظام موازنه قدرت تعیین کن که نظام عرضه و تقاضا یعنی بازار را کنترل کنم، با این دقتهایی که از مکانیزم عرضه و تقاضا ارائه دادیم معلوم شد که نظام موازنه قدرت که ابزار کنترل بازار بود که عبارت بود از نظام تخصیص ها و مجوزها و نظام حقوقی که قبلا در مورد انها بحث کردیم ابزار کنترل عملکرد مکانیزم عرضه و تقاضاست یعنی عرضه ابزار کنترل مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی است به عبارت واضح تر شما در نظام موازنه قدرت با مجوزاتی که صادر می کنید و تخصیصاتی که از اعتبارات بانکی به تولید کنندگان می دهید و نظام حقوقی که تنظیم می کنید سعی می کنید سیاست و فرهنگ و آموزش و حقوق را هماهنگ با تولید کنید. در جلسه  وقتی که به اقتصاد سرمایه داری با نگاهی خرد می نگریستیم به ما می گفتند که نظام موازنه قدرت برای کنترل واحدهای تولیدی ولی وقتی با نگاهی کلان به آن نگاه کردیم دیدیم که نظام موازنه قدرت برای ضرب کردن مقدورات جامعه به محوریت تولید است، بنابراین معنای نظام موازنه قدرت هم در نظام اقتصاد سرمایه داری تغییر می کرد.
مدل جامعه را که می خواستیم تعیین کنیم ربط بین نظام موازنه قدرت و تکامل موضوع توسعه را می گویید، مدل هم یعنی ربط بین تعاریف، موضوع توسعه و نظام موازنه قدرت را دیدن به همین خاطر در جلسه بعد از آن وقتی که مدل تری کپس را مطرح می کردیم در واقع در مدل تری کپس هم مدل پایه ی مان را دیدیم که انسان چیست، جامعه چیست، عوامل تلفیق تولید چیست، داخل مدل یک طرف تعاریف را می دیدیم از طرف دیگرنظام موازنه قدرت را می دیدیم، از دیگر سو هم موضوع توسعه را می دیدیم که افزایش تولید ناخالص ملی را می دیدیم که در ملاحظه این سه متغییر مدل تعریف اجتماعی شد.
با این خلاصه ذهن شما آمادگی پیدا کرد که بگوییم که در دوران گذارباید چه کاری انجام دهیم. در کارشناسی موجود آنها به دنبال این بودند که توسعه جامعه را تئوریزه کنند که ما متناظر این کار جامعه را وقتی که بر اساس فلسفه تاریخ الهی تعریف می کنیم یک جامعه تاریخی دیگری، جامعه مهدوی جامعه تمدن اسلامی و یک افق دیگری را ترسیم می کنیم بعد کارشناسی موجود آمد جامعه اقتصادی را معنا کرد ولی ما آمدیم انقلاب اسلامی را معنا کردیم یعنی ما متناظرش بحث کردیم که انقلاب اسلامی چگونه بوجود آمد،  در مهره سوم آنها نتیجه گیری کردند که شما باید توسعه پیدا کنید ولی ما در مهره سوم به این نتیجه رسیدیم که باید نظام مبارک جمهوری اسلامی را حفظ کنیم، لذا متغییرهایش فرق کرد یعنی مهره سوم بحث ما حفظ نظام مبارک جمهوری اسلامی است، در مهره چهارم آنها به دنبال ارائه چگونه اراده و اختیارات اجتماعی را با آرمانهایتان  هماهنگ کنید که بحث از تحریک و تحرک  وقوانین نظام اقتصاد سرمایه داری را مطرح کردند، در مهره چهارم ما در مقابل قوانین تولی، ولایت، تصرف را مورد بحث قرار دادیم.
 مهره پنجم بحث امروز هست که گفتیم اقتصاد کلان را چگونه باید ملاحظه کنیم یعنی محور موضوعات نظام اقتصاد سرمایه داری در سطح کلان ملاحظه بین مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی است لذا نظام موازنه قدرت این توازن را می بیند و به دنبال تحقق آن است بنابراین مدلی که تعریف می کردید، ملاحظه بین تعاریف و نظام موازنه قدرت و موضوع توسعه بود.
امروز محور بحث این می باشد که وقتی موضوعات نظام اقتصاد سرمایه داری را در سطح کلان ملاحظه می کنید اگر بخواهید متناظرش بحث کنید باید پدیده های کلان نظام مبارک جمهوری اسلامی را ببینید، در جلسه قبل گفتیم که نظام مبارک جمهوری اسلامی یک متغییرهایی دارد، اینک بحث می شود که اگر شما می خواهید این نظام مبارک جمهوری اسلامی را حفظ کنید باید به چگونگی به وجود آمدن انقلاب اسلامی توجه کنید، وقتی که این نظام به وجود آمد وجدان عمومی بشر انحصار راه زندگی را در مسیر مادی تعریف کرده بود یعنی درکش از اینکه چگونه زندگی کند مادی بود حال یا به نحوه شرقی یا غربی بود یعنی وقتی که شعارهای انقلاب اسلامی مطرح شد انحصار زندگی در مسیر مادی تعریف می شد که این نکته ی خیلی مهمی است بعد که انقلاب مطرح شد در افکار عمومی جهان، جهان اسلام و منطقه یک تأمل ایجاد کرد که ممکن است یک راه سومی هم برای زندگی بر اساس معنویت وجود داشته باشد.
بنابراین انقلاب ایجاد تأمل و دقت و تجدید نظر کرد، در بعضی از جاها توانست علاوه بر ایجاد دقت و تجدید نظر یک انقلاب ها و قیامهایی را هم علیه دنیای استکبار سازماندهی کند. حال شما در محور اصلی دوران گذار نکته ای که خیلی به آن توجه دارید این است که نظام مبارک جمهوری اسلامی را حفظ کنید و به تعبیر مقام معظم رهبری اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی تقلبی جایگزین جمهوری اسلامی واقعی شود و جوانان باید تکمیل و تمیم این نظام را موضوع کار خودشان قرار دهند.
حالا می گویید که حفظ نظام مبارک جمهوری اسلامی به چه چیزی است، در سطح کلان باید به چه چیزهایی باید توجه کنید. اگر می خواهید تعادل فرهنگی اقتصادی سیاسی را حفظ کنید که نظام مبارک جمهوری اسلامی منحل نشود باید با جامعه جهانی بین المللی و کشورهای منطقه به گونه ای رفتار کنید که نظام مصون بماند یعنی آنها با بحرانهای اجتماعی که برای ما درست می کنند برای درون  ما تعیین تکلیف نکنند و شما بتوانید اقتدار نظام را حفظ کنید یعنی سعی کنید خودتان تصمیم بگیرید.
 خوب چگونه متأثر از شرایط و روابط بین المللی نشویم، دراین سی سال شما کارشناسی شرقی را در مدیریت نظام وارد کرده اید ولی کارشناسی شرقی که به صورت آزمون و خطا وارد کشور کرده اید در هشت سال دفاع مقدس بوده است یعنی به لجستیک جنگ و حفظ ارزشهای انقلاب مشروط شد لذا این کارشناسی نتوانست نظام شما را منحل کند زیرا این کارشناسی را استفاده کردید که جنگ را اداره کنید، هشت سال دفاع مقدس تان را اداره کنید. موضوع بحث این است که روابط سیاسی اقتصادی، فرهنگی نظام مبارک جمهوری اسلامی از جامعه جهانی، بین الملل و منطقه متأثر نشود، بلکه حداقل تعامل و تعادل خودش را حفظ کند و نهایتا تأثیر گذار هم باشد.
خوب حالا می خواهیم بدانیم این سی سال را چگونه طی کرده ایم که عرض شد یک دهه از این سی سال با کارشناسی شرقی که مشروط به لجستیک جنگ و ارزشهای نظام بوده است، لذا عملا ممکن کارشناسی شرقی تأثیرات سوئی داشته است و مشکلاتی ایجاد کرده باشد ولی در عمل جهتگیری انقلاب جلو رفته است.
بعداز جنگ هم کارشناسی غربی را آورده اید، زیرا هم به دلایل بیرونی و هم شرایط درونی زمینه استفاده از کارشناسی شرقی از بین رفت لذا کشوربه سمت استفاده از کارشناسی غرب و اقتصاد آزاد حرکت کرد که این دوره حدود شانزده سال بر کشور حاکم شد که این بیست و چهار سال گذشته انقلاب روی هم استفاده از کارشناسی شرقی و غربی در دستور کار قرار گرفت ولی مشروط به حفظ انقلاب بودند زیرا انقلاب می خواست جهت گیریهای خودش را جلو ببرد.
این یک تجربه برای بخشهای دولتی، تعاونی و خصوصی بود که چقدر با این کارشناسی ها می شود آرمانهای انقلاب را جلو برد حتی برای افراد هم یک تجربه هایی درست کرد، برای اصناف نظام هم یک تجربه های بود برای قوای رئیسه نظام هم تجربه های خوبی بود.
درحال حاضر این تجربیات ظرفیت نظام را به قدری ارتقاء داده است که بتوانید یک اهداف و موضوعات جدیدتری را در جامعه تان مطرح کنید یعنی روی کار آمدن این دولت پس از این همه تجربیات بود، در واقع در این دولت مرحله پیدایش حرکت به سمت ساخت دستگاه متناسب تر با اهداف نظام مبارک جمهوری اسلامی را شروع کرده ایم.
حال چه با کارشناسی شرقی که اقتصادش دولت محور بود و چه کارشناسی غربی که اقتصادش بخش خصوصی محور بود یعنی یکی اقتصاد دولتی را محور قرار می دهد و دیگری اقتصاد بازار آزاد را محور قرار می دهد، هر دوی این کارشناسی ها از نظر ما می خواهیم انقلاب را جلو ببریم این الگوی تولید توزیع مصرفی که ارائه می دهد بوسیله ی ایجاد حرص و حسد باعث می شود که انگیزه های دینی مردم دچار مشکل شود یعنی تعلق مردم به نظام مبارک جمهوری اسلای را مورد هجمه قرار می دهد.
 حرف اصلی ما ثبات نظام و حفظ اقتدار نظام است که قبلا بحث کردیم یکی از مولفه های حفظ اقتدار نظام مشارکت دادن مردم بر سر آرمانهای نظام اسلامی است که در مقابل دموکراسی یعنی مشارکت برای دنیا می باشد، به همین خاطر مشارکت بر سر آرمانها الهی را مردم سالاری دینی می نامیم، مشارکت برای تحقق عدالت خیلی متفاوت از مشارکت برای ایجاد فاصله طبقاتی است.
بحث اینجاست که الگوی تولید توزیع مصرفی که اقتصاد شرقی یا غربی ارائه می دهد هجمه ی به اعتماد مردم نسبت به نظام را در دستور کار خویش دارد که این کار را بوسیله ایجاد فاصله طبقاتی، ایجاد گرانی، ایجاد حرص و حسد و هر طریق ممکن انگیزه های الهی مردم را که شما در مساجد و هیئات و یاد و خاطره شهدا در صدد تقویت آن هستید را مورد هجمه و تردید قرار میدهند.
از طرف دیگر عدالت که جزو باورهای مردم هست که ربط خاصی هم به نظام مبارک جمهوری اسلامی ندارد، شیعه از همان اول عدالت را به امیرالمومنین می شناسند یعنی واژه عدالت در جامعه شیعی خیلی ریشه دارد، نظام مبارک جمهوری اسلامی هم این را جزو شعارهای خودش قرار داده است ولی  برای تحقق عدالت از کارشناسی غربی یا شرقی استفاده کرده است و گفتیم به این علت که کا رشناسی شرقی شکست خورد، به کارگیری کارشناسی غربی هم منجر به فاصله طبقاتی شد یعنی در تئوریزه شدن عدالت به شما می گفت که باید الگوی مصرف خود را بپذیرید زیرا لیاقتت بیشتر از این نیست به عبارت دیگر عدالت در کارشناسی غربی یعنی اینکه هر کسی به اندازه سهم خودش و تخصص خودش حق مصرف دارد و در واقع به شما یک محدوده از الگوی مصرف را ارائه می کرد و در رأس همه طبقه سرمایه دار را به عنوان طبقه حاکم بر همه طبقات الگوی مصرف قرار داد.
بنابراین تحقق عدالت توسط کارشناسی غربی و شرقی غیر ممکن می باشد و عدم تحقق عدالت ایجاد چالش کرد، لذا وقتی که مردم عدالت را محقق نشده می بینند و بعد مشکلات معیشتی برایشان بوجود می آید اعتزاض به وضعیت موجود را در قالب انتخابات ها و تصمیمات انقلابی که برای بردن و آوردن یک جریان سیاسی می گیرند تبلور پیدا می کند یعنی در واقع آن چیزی که در شرف وقوع است این می باشد که مردم ما یک شخصیتها و جریانهای سیاسی را می بینند که این جریانها سیاسی در عمل به آرمانها انقلاب در حال استفاده از این دو نوع کارشناسی است ولی آن چیزی که مردم به دنبال آن هستند این است که آن باورهایی که به دنبالش بودند تحقق پیدا کنند، عدالت محقق شود، امنیت برای معاش و زندگی شان تأمین شود، روابط خانوادگی شان مستحکم شود یعنی آن چیزهایی که به آن معتقدند تثبیت شوند ولی به این علت که این جریانات سیاسی تحقق این باورهای مردم را در کارشناسی های موجود ضرب می کنند، مردم تصمیم می گیرند که یک جریان را حذف کنند و یک جریان دیگر را سر کار بیاورند، بدون اینکه ببینند که در پشت سر این جریانات یک الگوی علمی وجود دارد بلکه به اثر و منتجه آن این رفتار نگاه می کنند و قضاوت می کنند.
به طور مثال در انتخاباتی که در پایان دولت سازندگی انجام شد به این علت که تورم بالایی وجود داشت از دولت سازندگی روی گردان شدند و به سمت جریانی که احساس کردند می تواند مشکلات آنها را حل کند استقبال نشان دادند، در دولت اصلاحات هم که همه مشکلات را به توسعه سیاسی برگشت می دادند به سمت حل مشکل توسعه سیاسی رفتند ولی باز هم بعد از هشت سال مردم از این دولت و نماینده ای که معرفی کرد روی گردان شدند یعنی معلوم شد که مردم مسئله اساسی را چیزی دیگری می دیدند، لذا یک دولتی سر کار آمد که این دولت همین مسئله را موضوع اصلی خودش قرار داده است، لذا اینکه این دولت عدالت را شعار محوری خودش قرار داده خصوصا از دولت اصلاحات دقیق تر مشکل مردم را تشخیص داده است ولی باز هم همان سئوال مطرح است که آیا تحقق عدالت را با همین کارشناسی و سیستم موجود میخواهید محقق کنید اگر چنین است به هر میزان که به این سمت حرکت کنید تورم و مسائلی که در دولتهای قبلی در جامعه بوده است باقی می ماند.
بنابراین مشکلی که ما داریم این است که جامعه جریانات مخالف با خواسته و آرمان خویش را حذف انقلابی می کند و این منجر به این احساس در مردم می شود که هیچ جریانی نمی تواند مشکل شان را حل کند و به آرامی گرایشات جامعه به سمت خود کارشناسی معطوف شده است که انگار ای کارشناسی برای تحقق باورها و آرمانهایشان توانایی لازم را ندارد، زیرا در حال حاضر یکی از انقلابی ترین جریانات سیاسی قدرت را در دست دارد اما باز هم مشکل باقی است به همین علت خواص و نخبگان گرایشات علمی جامعه از تحزب سیاسی که انتخاب و عدم انتخاب جریانات می باشد می خواهد به سمت برهان و منطق و تحلیل حرکت کند یعنی تحزب علمی را به جای تحزب سیاسی قرار دهد و از جریانات علمی بیشتر توجه کنند و از افرادی که در کارهای علمی توجه دارند را مورد ملاحظه قرار دهند، بنابراین سیر تقاضای موثر اجتماعی ملت ایران به این صورت شکل می گیرد.
اگر بخواهیم بحث را یک دور به صورت مختصر ملاحظه کنیم این است که ثبات نظام و آرمانهای نظام، آرمان عدالت، باور مردم به عدالت و دیگر آرمانها دارند، حفظ شود باید بتوانید اقتدار نظام را حفظ کنیم، حفظ اقتدار نظام به دیدن نسبت بین مقاومت ملی و تقاضای موثر اجتماعی مردم در عرصه های سیاسی فرهنگی اجتماعی می باشد. زیرا بالاخره مردم یک سری باورها و آرمانهای دینی دارند که این باورهای دینی در بحث عدالت تبلور بیشتری پیدا کرده است و این از نوع استدلالهایشان مشخص است که مثلا می گویند که معاش نداشته باشد ممکن است دینش هم به خطر بیفتد.
خوب این تقاضای موثر اجتماعی که مردم دارند غیر از تقاضای موثر اقتصادی محض می باشد اصلا نگاه شان هم به اقتصاد با شعارهای دینی و شعار عدالت می باشد. تقاضای موثری هم که در عرصه سیاسی یا اجتماعی دارند چنین می باشد، نسبت بین این تقاضای موثر اجتماعی مردم و مقاومت که نظام در عرصه های بین المللی و جهانی و منطقه ای که می تواند انجام دهد یعنی اینکه مردم چقدر تقاضای موثر نشان می دهند و از طرف دیگر هم نظام چقدر از خودش در عرصه های جهانی و بین المللی و منطقه ای می تواند اقتدار نشان دهد یعنی در پاسخگوی به تقاضای موثر اجتماعی مردم از بیرون تأثیر نپذیرد زیرا بحثی که داشتیم این بود که می خواستیم ثبات نظام را حفظ کنیم حال شما می گویید که مردم یک تقاضای موثری در عرصه های سیاسی فرهنگی اقتصادی اجتماعی دارند این تقاضای موثر را مردم در جریان انتخاباتها اعمال می کنند و عر صه های مختلف ورود پیدا کرده و تأثیر گذار نیز هستند ولی از طرف دیگر اگر بخواهیم ثبات نظام را حفظ کنیم لذا موضوع بحث ما نسبت بین مقاومت ملی و اقتدار جهانی بین المللی و منطقه ای نظام و تقاضای موثر اجتماعی مردم می شود.
یعنی شما چقدر در پاسخگویی به تقاضای موثر اجتماعی تسلیم نمی شوید از طرف دیگر هم می شود نگاه کرد که چقدر نظام در مقابل مشکلات جهانی بین المللی منطقه ای مقاومت ملی نشان می دهد، پس نسبت بین مقاومت نظام به اینکه از دنیای اطراف خودش تأثیر نپذیرد زیرا دنیای اطراف  در چگونگی پاسخگویی به تقاضای موثر اجتماعی مردم تعیین کننده می باشد، از طرف دیگر تعیین کننده است اینکه جریانات اجتماعی و موج های اجتماعی به آن سمتی هدایت شوند که برای پاسخگویی به نیازهای خودشان صیانت نظام را از دست بدهند مثل دوران اصلاحات که در آن دوران ما خیلی به مدلهای غربی نزدیک شده بودیم.
پس به هر میزان که نظام در مقابل روابط جهانی بین المللی و ملی مقاومت از خودش نشان دهد این در تقاضای موثر اجتماعی مردم موثر است و می تواند در صورت عدم تأثیر این روابط جهانی بر تقاضای موثر اجتماعی به خواسته های موثر اجتماعی در عرصه های سیاسی اقتصادی و فرهنگی پاسخ بدهد.
ولی در جدول قبلی نسبت بین مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی به تنهایی مورد بحث قرار گرفت یعنی وقتی که تقاضای موثر اجتماعی افراد را در نیازو ارضاء مادی تعریف کردیم این نسبت جریان پیدا میکند که در آنجا می گفتیم به هر میزان که مقدورات سیاسی اجتماعی فرهنگی را در عوامل تلفیق تولید ضرب کنیم به همان میزان پاسخگوی تقاضای موثر اجتماعی مادی خواهیم بود.
در جدول خودمان در هر دوی اینها تغیر ایجاد کرده ایم می گوییم که اولا تقاضای موثر اجتماعی مردم فقط اقتصادی نیست اگر هم اقتصادی باشد با شعارهای سرمایه داری نیست بلکه با شعارهای دینی است و عدالت را می خواهد، اجتماعی و فرهنگی هم هست. یعنی این تقاضای موثر اجتماعی که مادی محض نیست اگر قرار باشد که پاسخ بگیرد باید میزان مقاومت ملی تان را ملاحظه کنید، به هر میزان مقاومت ملی شما ارتقاء پیداکند (یعنی روابط جهانی، بین المللی، منطقه ای در شما تأثیر گذار نباشد) می توانید تقاضای موثر اجتماعی تان را پاسخ بدهید.
حال متناظر همین بحث در نظام اقتصاد سرمایه داری شما می گفتید که برای اینکه بتوانید نسبت بین مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی را ببینید باید نظام موازنه قدرت را مورد بررسی قرار دهیم، حال ما در دستگاه خودمان باید نسبت بین مقاومت ملی و تقاضای موثر انقلابی مردم ایران را مورد بررسی قرار می دهیم لذا باید نظام موازنه قدرت را به آرمانهای انقلاب مشروط کنیم، به طور مثال در نظام مجوزات برای ایثارگران و خانواده های شهداء برای تخصیص مقدورات اولویتی برایشان در نظر گرفته می شود، با اینکه در نظام موازنه قدرت اگر بخواهیم مادی به مسئله نگاه کنیم فقط کسی که سرمایه آورده داشته باشد می تواند از تخصیص مجوزات استفاده کند اما وقتی که نظام موازنه قدرت را به آرمانهای انقلاب مشروط کردید زیرا نمی خواهیم مادی محض عمل کنیم در نظام تخصیصات هم چنین است یعنی وقتی در نظام بانکی تخصیصات را می شمرند برای تولید تخصیصات را قرار داده اند یعنی باید ارزش افزوده داشته باشد اما وقتی مشروط به آرمانهای انقلاب شد تخصیصات را برای رفع فقر و محرومیت به مناطق محروم اختصاص می دهند، لذا الان بخشی از تخصیصات بانکی را در قالب صندوق مهر امام رضا و محرومیت زدایی صرف می کنند اما در صورت مشروط نبودن به آرمانهای انقلاب چنین اجازه ای داده نمی شود.
پس طبیعتا شرایط مکانیزم عرضه و تقاضا هم تغییر خواهد کرد، خوب در آنجا وقتی که گفتیم که نظام موازنه قدرت نسبت بین مقدورات و تقاضای موثر اجتماعی را دید مدل نسبت بین تعاریف، موضوع توسعه و نظام موازنه قدرت را می بیند حال متناظر با این مدل، مدل مقاومتی که ما داریم نسبت بین تعاریف، موضوع تکامل (یعنی چیزی که ما می خواهیم به سمت آن حرکت کنیم، زیرا ما فقط به دنبال تولید محض نیستیم گرچه تولید را هم می خواهیم ولی مشروط به حفظ نظام مبارک جمهوری اسلامی می خواهیم) و نظام موازنه قدرتی که مشروط به آرمانها نظام و انقلاب شده است می باشد.
پس یک نظام موازنه قدر در مرحله گذار داریم که عبارتست از نظام موازنه قدرتی که مشروط به آرمانها نظام می باشد زیرا بازار انقلاب فقط تولید مادی نیست بلکه بازار انقلاب تقاضای موثر اجتماعی ملت ایران است که شامل عدالت و حفظ عفت و دفاع از مظلوم و همه باورها و اعتقادات دینی مردم می باشد یعنی با همین قبول ولایت امیرالمومنین همه وجوه و وجود امیر المومنین را پذیرفته اند و روایاتی در مورد اخلاق امیر المومنین توسط منبریها حدود سیصد چهارصد سال است که نقل می شود و مردم برای این حرفها گریه می کنند، روضه امام حسین سالهای سال است که برای مردم نقل می شود که محرم و صفر تبلور این امر است حالا که اصلا روضه ها خانگی شده و در تمام طول سال روضه ابا عبدالله برگزار می شود و مردم برای اعتقاداتشان خرج می دهند زیرا جزء اعتقادات و تقاضاهایشان می باشد، ما قبول داریم که به این دلیل که نظام سرمایه داری حاکم است و در نظام سرمایه داری اقتصاد اصل است و نمی تواند جوابگوی عدالت خواهی ملت ایران باشد مشکلات اقتصادی مردم اصل شده است که البته این هم به تبع شعار عدالت اصلی شده است خوب وقتی که همه این مسائل در نظام موازنه قدرت شما مطرح می شود نمی تواند فقط نسبت بین عرضه و تقاضا را ببیند بلکه باید در طرف دیگر تقاضای انقلابی مردم را ببیند پس عرضه ای هم که تولید می شود باید ارزشها و آرمانها را ببیند.
پس مدل مقاومتی اقتصاد را بحث می کنیم که مدل مقاومتی شیب بین تعاریف و موضوع تکامل و نظام موازنه قدرت در دوران گذار را می بیند که فرآیند شکل گیری مدل مقاومت را درجلسه بعد مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.


والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

  • admin

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی