کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی شهر مقدس قم (کارگروه آیت شهید مرتضی مطهری) اولین نشست رسمی خود را در تاریخ 14 تیرماه 1392 با همکاری کارگروه شهیدآیت الله مفتح در پردیسان برگزار نمود
این کارگروه در کنار سایر کارگروه های الگوی پیشرفت اسلامی به عنوان زیر مجموعه های شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی مشغول به فعالیت می باشد.

طبقه بندی موضوعی

بسم الله الرحمن الرحیم

(متن جلسه بیستم از مرحله چهارم اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان –بیست و یکم شهریور ماه سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف- مصادف با ماه مبارک رمضان ۱۴۳۰)- قسمت دوم

موضوع این جلسه تئوریزه کردن نظام مبارک جمهوری اسلامی است. تئوریزه شدن نظام مبارک جمهوری اسلامی از انحلال آن در دوران گذار جلوگیری می کند. البته انحلال جمهوری اسلامی به صورت تدریجی محقق می شود. اگر اصول تقلبی و نا همخوان با جمهوری اسلامی بر اصول واقعی غالب شود؛ به تعبیرامام خامنه ای؛ جمهوری اسلامی تقلبی جای جمهوری اسلامی واقعی را می گیرد.

اولین گام ساخت تمدن اسلامی، پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی است. به عبارت دیگر پدیده جمهوری اسلامی در وضعیت موجود با روابط تمدن مدرنیته روبرو است ولی در افق خود به سوی تمدن اسلامی حرکت می کند. این نظام مبارک برای اینکه بتواند به سمت تمدن اسلامی حرکت کند؛ باید درکی تئوریک از مدرنیته را به تصمیم گیران نظام ارائه نماید. این درک تئوریک باید ابعاد مدرنیته را تبیین نماید. همچنین لازم است چگونگی گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تئوریزه گردد. نتیجه ارائه این درک های تئوریک جلوگیری از انحلال جمهوری اسلامی در مدرنیته و حرکت به سوی تمدن اسلامی است.

همانطور که در جلسه قبل گفته شد؛ تئوریزه کردن جمهوری اسلامی محصول تئوریزه شدن دستگاه ایمان و همچنین تئوریزه شدن انقلاب اسلامی است. در تبین معنای انقلاب اسلامی بیان شده که؛ انقلاب اسلامی در واقع برهه ای از دستگاه ایمان است که در این برهه، حرکتی در دستگاه ایمان برای ساخت یک تمدن در مقابل تمدن رنسانس به وجود آمده است. پس حرکتی که در دستگاه ایمان در مقابله با تمدن مدرنیته ایجاد شده است؛ به پدیده انقلاب اسلامی موصوف است.مکرر بیان شده است که برای تبیین اصول حاکم بر جمهوری اسلامی نیاز به تبیین اصول حاکم بر دستگاه ایمان و همچنین اصول حاکم بر انقلاب اسلامی داریم. دستگاه ایمان همیشه به دنبال توسعه درگیری با اخلاق استکباری است و تنظیمات انقلاب اسلامی نیز همیشه به دنبال حرکت برای ساخت تمدن اسلامی است. این معنا را در جلسه قبل شرح دادیم.

اما سخن در تئوریزه نمودن پدیده ای به اسم جمهوری اسلامی است که این پدیده محصول انقلاب اسلامی است. اصول حاکم بر این پدیده چیست؟

اولین شاخصه نظام جمهوری اسلامی توسعه مشارکت برای خداپرستی است که فرق آن با دموکراسی در این است که دموکراسی مشارکت برای توسعه رفاه است ولی مردم سالاری دینی به دنبال ایجاد مشارکت برای اقامه خداپرستی است. وقتی کلمه مشارکت تکرار می شود یک برایه برای این مشارکت مفروض است. مشارکت برای چه چیزی؟ اگر رفاه را برایه ی مشارکت قرار دهید این به معنای دموکراسی است. غرب مدعی دموکراسی است. ما منکر مشارکت در غرب نیستیم اما اشکالی که به مشارکت غربی وارد است، اشکالی در سطح برایه است. مشارکت برای دنیا، مشارکت برای رفاه دائم التزاید دستاورد غرب در دوران رنسانس است. مشارکت با ابزار حرص و حسد محل اشکال ماست.به عبارت دیگر دموکراسی نوعی از مشارکت است که برایه آن دنیا است. اسلام با قرار گرفتن دنیا به عنوان محورِ مشارکت مخالف است، اما مشارکت برای خداپرستی معنای دیگری دارد. در جلسات گذشته معادله ایجاد مشارکت برای دنیا تبیین گردید.

همانطور که گفته شد؛ این معادله عبارت است از جمعیت × تولید ×الگوی تولید × الگوی توزیع.در جلسات گذشته بحث شدکه ؛ کارشناسی سکولار در ابتدا به تبین ضرورت تحول در الگوی تولید می پردازد و در مرحله بعد برای ایجاد تحول در الگوی تولید(الگوی تلفیق عواملِ تلفیق تولید) به برنامه ریزی برای تخصیص جمعیت یک کشور به الگوی تولید می پردازد و لاجرم برای اختصاص جمعیت به الگوی تولید پیشنهاد تحول در علم و فن را مطرح می نماید و با اختصاص جمعیت در بخش پژوهش و آموزش است که زمینه مشارکت جمعیت در بخش تولید و سپس تحول در الگوی تولید فراهم می آید. البته وقتی اقتصاد را در حالت میکرو بررسی می کنیم فقط مشارکت در بخش اقتصاد را بحث کرده ایم ولی با ملاحظه اقتصاد در حالت ماکرو مشارکت نیروهای فعال در سیاست و فرهنگ جامعه مدرن را به نفع رفاه مشاهده می کنیم. همه بخشهای یک جامعه، خانواده ها و افراد در سیتم مادی برای تولید رفاه بیشتر به کار گرفته می شوند. این مطلب معنای مشارکت برای دنیا است و غرب در شرایط فعلی توانسته است بالاترین مشارکتها را در سیستم ایجاد کند ولی در نظام مبارک جمهوری اسلامی ما به دنبال مشارکت برای خداپرستی هستیم!

این سخن به این معنا است دستگاه کفر نرم افزار مشارکت برای توسعه کفر را ایجاد کرده است و اگر شما نتوانید ذهن ها را نسبت آرمانهای اسلامی توجیه کنید، اگر نتوانید تقسیم کار ایجاد کنید، آرمانهای دینی تحقق نمی یابند و دستگاه کفر بر شما غلبه و کشور در تمدن مدرن منحل می شود.

بنابراین نوع مدیریت در جمهوری اسلامی باید مشارکتی باشد؛ مردم سالاری دینی مشارکت دادن برای توسعه خداپرستی است؛ که این در مقابل مشارکت دموکراسی برای توسعه دنیاپرستی و توسعه رفاه دائم التزاید است.  جمهوری اسلامی یک پدیده واحد است نه اینکه جمهوریتش یک پدیده و اسلامیتش پدیده ای دیگر باشد، بلکه جمهوریت برای اسلامیت است یعنی اسلامیت حکم آرمانها و سیاستها را دارد و اصول کلی ما می باشد و جمهوریت یعنی مشارکت دادن مردم. نتیجه این بحث این است که جمهوری اسلامی نمی تواند با ساختار احزاب جلو برود زیرا احزاب ابزار مشارکت سیاسی برای توسعه رفاه است. همچنین جمهوری اسلامی نمی تواند با NGO به سازماندهی اجتماعی بپردازد بلکه به جای آن برای سازماندهی باید از مساجد و هیئات استفاده نماید.

برایه دستگاه ایمان با برایه دستگاه کفر متفاوت است و به دلیل تفاوت در برایه ابزار ایجاد مشارکت در دستگاه ایمان نمی تواند همان ابزار ایجاد مشارکت در دموکراسی غربی باشد. باید تخصص های متناسب با آرمانهای اسلامی را تولید کنید و پس از ایجاد تخصص متناسب در مرحله تقسیم کار و مشارکت تعریف می شوید به کارگیری هزاران نفر برای دستیابی به هدفی خاص با مبنای مدیریت مولویتی در تعارض است. اگر الگوی مشارکت جدیدی برای اهداف دینی در بخشهای سیاسی، مدیریتی، آموزشی، پژوهشی و... تولید نشود به تدریج از تخصصهای متناسب با مشارکت برای توسعه رفاه مادی استفاده می کنیم و آهسته آهسته به پذیرش مردم می رسانیم که بخش خصوصی باید سر کار بیاید و وقتی که بخش خصوصی سرکار آمد میگوییم باید دولت به بخش خصوصی خدمات ارائه دهد، وقتی که خدمات ارائه داد می بینیم که باید سیاستهای کشور را هم با بخش خصوصی هماهنگ نمائیم و در نهایت پس از این مراحل جامعه به این نتیجه می رسد که آرمانهای انقلاب غیر قابل تحقق اند.

 برای اینکه بتوانیم اصل دوم حاکم بر جمهوری اسلامی را بحث کنیم لازم است مجددا به شرح یک نکته بپردازم. در جلسات گذشته شرح دادیم که مدرنیته به محوریت تحول در علم وفن به تعریف جدیدی از منابع طبیعی، منابع انرژی و روابط اجتماعی دست یافت و این معنا به تحول و تنوع در تولید منتهی شد. این تنوع در تولید با اوصافِ «کمیت، کیفیت و سرعت» قابل تحلیل است. به عبارت دیگر با ایجاد تحول در تولید تسخیر طبیعت با «کمیت، کیفیت و سرعت» بیشتری انجام شد و این «کمیت، کیفیت و سرعت» در برقرای ارتباط با طبیعت زمینه ایجاد انسان جدیدی را فراهم آورده است. در نهایت با به پذیرش رسیدن این نوع از زندگی توسط انسان اکونومیک به آرامی زمینه ایجاد فرهنگِ جدیدی به نام فرهنگ سرمایه داری محقق گردید.ابتدا انگیزه ها و اندیشه ها و علایق انسان را تغییر دادند و سپس به کمک این انسان جدید موانع فرهنگی و سیاسی نا متناسب با این تولید را حذف کردند. هماهنگ سازی همه بخش های یک جامعه با بخش تولید در یک جامعه به معنای ایجاد فرهنگ سودآوری در آن جامعه است.

به عبارت دیگر بحث را از تحول در علم و فن شروع نمودند و به تحول فرهنگی در زندگی بشر ختم کردند، پس مدرنیته ابتدا از تحول از در علم و فن شروع کرد که علوم دانشگاهی را هم به این بهانه وارد کشور ما کرد و در نهایت به تولد و تحول فرهنگ مدرنیته ختم کرد. بخشهای مختلف این فرآیند امروز توسط بخشهای مختلف سازمان ملل در همه جهان مدیریت می شود و سازمانهای جهانی امروز چنین نقشی را به عهده دارند.در فرهنگ انقلاب اسلامی از خدمه شدن همه امور برای سرمایه داری و به پذیرش رساندن فرهنگ مدرنیته به بت پرستی مدرن تعبیر شده است.

با توجه به این مطلب اصل دومی که بر نظام مبارک جمهوری اسلامی حاکم است تبیین می شود. به عبارت دیگر این فرهنگ نو یا به تعبیر بهتر بت پرستی مدرن چالش اصلی زندگی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است. در فرآیند برنامه ریزی برای ایجاد مشارکت برای خداپرستی با مانعی به اسم فرهنگ سود آوری روبرو هستیم. نظام میخواهد کاری کند که مشارکت مردم حول خداپرستی ایجاد شود اما مدرنیته با آوردن این فرهنگ نو مردم را به سمت آرمان دیگری سوق می دهد. در برنامه ریزی نظام چالش اصلی فرهنگ مدرن است.

 برای فهم این معضل به تشریح بیشتر نقش فرهنگ سودآوری در مقابله با اهداف نظام اسلامی می پردازیم. مدرنیته ابتدا سعی دارد که فرهنگ ملی را در فرهنگ سود آوری منحل نماید.این سخن به این معنا است که به میزانی که فرهنگ سود آوری بر فرهنگ ملی غلبه کند زمینه تضعیف دولتهای ملی فراهم می شود.

به عبارت دیگر اگر دستیابی به سود به عنوان محور مشارکت در جامعه تعریف شود؛ دستیابی به این محور با پیوستن به معاهدات جهانی و منطقه ای بهتر محقق می شود و این به معنای انحلال فرهنگ ملی در فرهنگ جهانی سود آوری است. بر این مبنا به شما گفته می شود که در تقسیم کار جهانی نقشی را برای ملت خویش بپذیرید. در گام اول بحث تحول در تولید مطرح می شود؛ که همچنانکه گفته شد تحول در تولید زمینه ساز ایجاد فرهنگ سود آوری در جامعه است. در مرحله بعد برای دستیابی به تولید بیشتر بحث پیوستن به اتحادیه های منطقه ای مطرح می شود و این بحث به معنای اتخاذ سیاست واحد با کشورهای تعریف شده در یک اتحادیه منطقه ای است. اتحادیه اروپا نمونه ای عینی از فرآیند فوق است.این مطلب در مبانی نظری برنامه چهارم توسعه تئوریزه شده است. نتیجه این فرآیند انحلال فرهنگ جامعه در فرهنگ سود آوری است.

در چنین شرایطی راه حل چیست؟ پاسخ به این سوال مهم در واقع تبیین دومین اصل نظام مبارک جمهوری اسلامی است.

اولین کاری که در دوران گذار برای جلوگیری از انحلال در جامعه جهانی باید انجام بدهیم این است که استقلال علمی فنی و ابزاری خودتان را حفظ کنید زیرا ما در مرحله اول نمی توانیم بگوییم که این تمدن را به یکباره حذف می کنیم، حذف این تمدن مراحلی دارد که اولین مرحله اش این است که استقلال جهانی خویش را حفظ کنیم، بنابراین دومین اصل حاکم بر نظام مبارک جمهوری اسلامی این است که سعی کند خط مشی خودش را مقابل خط مشی موجود دنیا دائماً روشن تر کند. نتیجه آنکه استقلال علمی یک گام انحلال کشور را به تآخیر می اندازد .

بنابراین با استقلال علمی فنی ابزاری شما می توانید در مرحله اول از انحلال سریع نظام جمهوری اسلامی در نظام جهانی جلوگیری کنید و انشاءالله در سالهای دور تر تکنولوژی اسلامی تولید کنید. به عبارت دیگر تکنولوژی اسلامی عبارتست از ابرازهایی که رشد اسلام را فراهم می کند که تکنولوژی آن انسانی است- که به صورت مفصل آنرا بحث خواهیم کرد و خواهیم گفت که پیش فرضهای آن از دین خواهد آمد- در مراحل بعد خواهید توانست معادله و تکنولوژی اسلامی تولید کنید ولی این مربوط به دوران پنجاه ساله آینده ماست.پس اصل دوم حاکم بر نظام مبارک جمهوری اسلامی عبارتست ازاستقلال علمی کشور، که نتیجه استقلال علمی کشور هم حفظ استقلال کشور می شود تا در نظام جهانی منحل نشوید پس اولین اصل ایجاد مشارکت برای توسعه خداپرستی است، دومین اصل حاکم بر نظام مبارک جمهوری اسلامی استقلال علمی کشور می باشد.

  • admin

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی