جلسه سوره با حاج آقا صدوق
به نام خدا
آقای ؟؟؟: در مجله سوره در یک بخش نظریات اجتماعی تجلی پیدا می کند، در بخش دیگر نظامات اجتماعی؛ در یک بخش دیگر سطح زندگی مورد بررسی قرار می گیرد که بر این اساس آن تجلیات اجتماعی و نظامات اجتماعی در زندگی عینی مردم چه می شود به عبارت دیگر میخواهیم در این لایه می خواهیم آن موارد را نشان بدهیم که چگونه سطح زندگی های امروز مان دارای چه مبانی فلسفی و نظری هست و براساس مسائل و مباحث دینی بتوانیم بگوییم نمونه صحیح چیست و چه شکلی دارد.
مجله های مختلف نیز در این زمینه می نویسند که من چند روز پیش یکی از آنها را ورق می زدم، نوشته بود که اگر کسی از نزدیکان همکاران شما فوت کرد چگونه و با چه الفاظی به او تسلیت بگویید و نباید چه الفاظی را به کار ببریم که در واقع تکنیک های روابط اجتماعی را آموزش می دهند یا در جای دیگر دیدم نوشته اگر درآمد شما بین 1 میلیون تومان تا 3 میلیون تومان بود فلان شغل برای شما مناسب است لذا در آمد ماهیانه و سالیانه آنرا برایتان محاسبه می کنند.
ما قصد داریم این تکنیک ها را از منظر اسلامی مورد نقد قرار دهیم و به صورت عینی و نه روشمند بتوانیم نمونه هایی را ارائه دهیم. موضوعات سطح زندگی که مطرح می کنیم یکی عشق است، امید، مدرسه، خانواده، پوشش، تفریح و درآمد بعنوان موضوعات عینی است که با آن سر و کار داریم، نکته ای که حالا قبل از ورود به بحث حضرتعالی می خواهم بپرسم این است که در بحث خانواده حرفهای زیادی می شود گفت و حرفها و مطالب زیادی هم گفته شده و جزء معلومات ما هستند یعنی به لحاظ نظری شاید مشکل خاصی در آن وجود نداشته باشد ولی آن چیزی که در عمل روی آن اتفاقی نمی افتد موانع نظری ست اگر این موضوع را بفرمایید، متوجه خواهیم شد که بر روی چه موضوعاتی باید کار بیشتر کرد.
مطلب دیگر اینکه اگر خانواده را به عنوان یک مولفه در آینده ببینیم که این مولفه در دهه عدالت و پیشرفت چه نقشی دارد و باید چه خصوصیاتی داشته باشد که بدانیم چگونه باید به آن مقصد برسیم.
حجت الاسلام والمسلمین صدوق: اعوذ بالله السیمع العلیم من همزات الشیاطین بسم الله الرحمن الرحیم..............
البته این بحثهایی که مطرح کردید هر کدامش یک مباحث مبسوطی را می طلبد و نقدهایی جدی هم به آنها وارد است که سیر ورود و خروج تان در این بحث و پیگیری و طبقه بندی آن باید مورد بحث قرار بگیرد، اما فی الجمله آن سئوال اصلی که الان مطرح کردید در مورد خانواده، به صورت خلاصه در یک جمله بیان می کنم که دستگاه انبیاء نگاه شان به اقامه حکومت و کلمه توحید که هر دو اینها را برابر می گیرند نگاهی اخلاق محور است که خودش بحث مفصلی را می طلبد که این نگاه اخلاق محور چیست که در انقلاب اسلامی فقط در ادبیات حضرت امام خمینی ره و حضرت آیت الله خامنه ای می توانیم این نوع نگاه را ببینیم و البته این هم نه به صورت تئوریزه شده (یعنی در ادبیات تخصصی و آکادمیک وارد نشده است، بلکه در ادبیات فرهنگ عمومی نمود داشته است) وحتی در ادبیات قرآن و کلمات معصومین هم که اصولی باشد که فقه احکام حکومتی استخراج شده باشد مشاهده نمی کنیم.
خانواده سلول اولیه این نگاه(اخلاق محور) می باشد یعنی اگر برایش یک وحدتی قائل باشیم که بگوییم که کلمه توحید و اقامه آن دارای اندامی است مانند اندام انسان که دارای دست، پا، سر، چشم و ... و بعد بگوییم هر کدام از این عضوها از به سلولهایی آنالیز می شود که در کلمه توحید و حکومت کلمه توحید خانواده سلول اولیه این کل واحد می باشد که محل تولید خلق می باشد و نه محل تولید زاد و ولد، به خانواده محل تولید نیروی انسانی نمی گوییم که شما بگویید چقدر درآمد زا می باشد، این به آن معنا نیست که به مقوله درآمد هم نمی رسیم یا مورد بحث قرار نمی گیرد اما در آمدی که ما مورد بحث قرار می دهیم ، درآمد اخلاقی می باشد، یعنی درآمدی را ما قبول داریم که در چهارچوب احکام شرعی و دینی به دست بیاید و حلال و حرام در آن رعایت شده باشد، نه درآمدی که صرفا ثروت زا باشد و تکنولوژی و مباحث توسعه را به همراه داشته باشد.
پس اگر می پرسید از منظر شما معنای خانواده چیست؟ می گوییم که خانواده ازمنظر کلان که نظام اسلامی است و به این دلیل که هنوز تئوریزه نشده است نتوانسته ایم آنرا اقامه کنیم و فقط در سطح جهت آن و کلیت آن در نزد رهبری نظام می باشد ولی از آنجا به پایین را نتوانسته ایم بسازیم بلکه مابقی اندام را به صورت قرضی از نظام سرمایه داری استفاده کرده ایم و از منظر خرد هم خود خانواده محل تولید خلق(اخلاق) است. این خلاصه تعریف ما بود که اگر خواستید می توانیم وارد شویم و مباحث را بیشتر توضیح دهیم به شکلی که نظامات اجتماعی و تجلیات و مدل آن را وارد شویم، شما چه نیازی دارید تا در آن قسمت وار دشویم.
حجت الاسلام کشوری: اینگونه که شما می فرمایید فقط در دستگاه فکری فرهنگستان است که خانواده را چه درونی و چه نسبتش را بابیرون به صورت یک کل واحد می بینید و مسئله روشن است، حال اگر بخواهیم در ارتکازات موجود به مسئله نگاه کنیم به طور مثال یک کارشناس در صدا و سیما در مورد خانواده می گوید که نقش بازیهای کامپیوتری در تربیت فرزند، یا در مورد از دست رفتن نقش مادری زنان در جامعه و تبدیل شدن به نیروی کار ارزان در جامعه و اثر متقابل آن در خانواده و جامعه، اگر جلسه به این سمت برود که اساسا نظام سئوالاتی را که می توانیم بر اساس دستگاه خودمان به این دلیل که دستگاه منظم منطقی می باشد راجع به خانواده مطرح کنیم تا بعد شمای کلی که باید نسبت به خانواده ایجاد کنیم به صورت اجمالی بیرون بیاید ولی اگر بخواهیم به سمت ارتکازات برویم قید مهمش این است که نظام وار نیست....
ج: این جمله ای که گفتم از موضع وحدت یعنی اینکه همه معارف را یک جا ببینید و به عنوان یک اصل بدیهی در اصول فقه احکام حکومتی قرار دهید که این بداهت باید همه نظریات خودش را به طورت قاعده مند که با یک منطق به نام اصول است از روایت و حدیث بیرون بیاورد یعنی مجموع روایاتی را که درباره خانواده داریم باید طبقه بندی کرده و نشان داده شود که خانواده چگونه در نظامات اجتماعی و اقامه کلمه حق منحل می شود این به عنوان یک امر تفقهی می باشد.
یک بحث اینکه یک جمله از فرمایشات امام و رهبری به سمت ادبیات تخصصی یعنی دانشگاه در حال حرکت است، اما بحث فرهنگستان بحث عقلانیت است ، بحث مدل است....
حجت الاسلام کشوری: یعنی همین سفارشی که مقام معظم رهبری فرمودند که در دهه چهارم همه چیزها را باید به مدل بسنجیم.
ج: اینکه مقام معظم رهبری فرموده اند یا نفرموده اند یک بحث دیگری است، من متکفل بحث فرهنگستان هستم، بحث فرهنگستان بحث مدل است.
س: الان یک سفارشی راجع به بحث مدل هست که ...
ج: اجازه بدهید که من یک کلمه راجع به مدل توضیح بدهم تا روشن شود که بحث فرهنگستان چیست، گفتم که بحث قبلی که گفته شد بحث فقهی قضیه بود که شامل تعریف حکومت، تعریف خانواده از دین اما نه بعنوان یک تعریف تخصصی اصولی، گفتم که اگر خواستید که این تعریف را باز کنید حاضرم بحث اصولی و فقهی اش را انجام بدهم یعنی برایش استدلال بیاورم، این یک بحث که مطرح شد، بحث حاج آقای حسینی و فرهنگستان این است که الان عرض می کنم؛ بعداز گذشت سی سال از انقلاب در حال حاضر شما در مقابل دو نظم تخصصی هستید، یک نظام تخصصی کفر به نام نظام تخصصی سرمایه داری و نظام کمونیستی هم که ول شده است یعنی در حال حاضر نه کمونیستها و نه مائوئیستها(چین) به دنبال آن نیستند بلکه با حرص و ولع به دنبال نظام تخصصی سرمایه داری هستند و نظام تخصصی دیگر که روبروی ماست نظام تخصصی اسلامی است، یعنی دو ابرقدرت در دنیا وجود دارد حال دنیا می خواهد قبول کند یا قبول نکند.
آن چیزی که در غرب از منظر مدل هست، مدل اقتصاد محور است آن چیزی که بحث ما از این مدل اقتصاد محور هست این است که مدلی پشت آن نهفته است که آن مدل دارای سه متغیر می باشد؛ سرمایه گذاری و پس انداز، بودجه و راندمان و صادرات و واردات که در این سه متغیر، متغیر اصلی سرمایه گذاری و پس انداز می باشد و این متغییر اصلی با تنظیم بودجه و راندمان نقش دولت را معین می کند و دولت با تنظیم صادرات و واردات نقش تجارت خارجی را معین می کند.
این مدل با چه سلول اولیه کار می کند؟ سلول اولیه به نام شرکت، یعنی شما در بدنه نظام سرمایه داری در هر بخشی که وارد می شوید، حتی فرهنگ و مدیریت شرکتهای بین المللی را مشاهده می کنید، در اخبار شنیده ام که می گویند مسائل و اطلاعات امنیتی را در عراق به یک موسسه خصوصی داده اند و بودجه آن را تأمین کرده اند که بازنشسته های سازمان سیا و پنتاگون و ارتش آمریکا را در آنجا جمع کرده اند تا برایشان اطلاعات جمع آوری کنند. یعنی حتی یک امر اطلاعاتی امنیتی را به شرکت های خصوصی واگذار کرده اند که بعد باید این شرکت راندمان پولی داشته باشد.
نقش رابطِ، سازمان برنامه وبودجه شان با این شرکتها را بانکها ایفا می کنند، شرکتها به عنوان سلول اولیه سرمایه را بوسیله بانکها تبدیل به اندام می کند و مغز این اندام هم سازمان برنام و بودجه می باشد که در این اندام خون یا پول می دمد و تزریق می کند تا حیات پیدا کنند که این برشی از حیات مدل سرمایه داری می باشد، هنوز برش روند و تکامل مدل سرمایه داری را نگفته ام.
حال نظام اسلامی چه می گوید؟ نظام اسلامی که ماده محور و اقتصاد محور نیست بلکه اخلاق محور می باشد، لذا می گوییم که خانواده به جای شرکت سلول اولیه مدل باید بشود سپس این سلول اولیه بوسیله مساجد هیئات به جای بانک باید تبدیل به اندام کند، مغز متفکر این مدل حوزه های علمیه به جای سازمان برنامه و بودجه ها قرار می گیرد و به جای بانک مرکزی دستگاه ولایت فقیه است که در این بدن واحد به جای پول و خون، خلق و اخلاق می دمد، در واقع بحث مدلینگ است یعنی مدل نظام اسلامی و مدل نظام سرمایه داری، سپس اگر توانستیم خوب این دو را معنا کنیم آنوقت نوبت به این می رسد که مدل نظام اسلامی چگونه باید مدل نظام سرمایه داری را به سلطه خویش درآورد و خود منحل کند همانطور که او می خواهد نظام ولایت فقیه را به عنوان یک امر مزاحم جهانی در خود منحل کند.
پس یک کار تصویر مدلینگ است که حاج آقای حسینی این بحث را دارد و در بخش اول یعنی فهم دینی خانواده ایشان ضرورت اصولش را گفته اند...
س: یعنی چگونه بتوانیم احکام مورد نیاز این نظام اسلامی را بر این منوال که شما تعریف کردید استنباط کنیم.
ج: نه؛ گفتیم که در فرهنگستان عقلانیتی را که می خواهد برود و در نظام سرمایه داری کار کند و ثروت را بالا ببرد سازمان برنامه و بودجه و آن مدلی است که در آن می باشد یعنی مدل تری کپس اما بانک مرکزی می باشد که در این بدن خون(پول) می دمد یعنی آن قسمتی که نظام موازنه ارزی را به دست دارد مسئول پمپاژ خون به اندام می باشد.
س: یعنی او بر اساس این مدل محاسبه کمی انجام می دهد.
ج: نه؛ محاسبه کمی را که سازمان برنامه و بودجه انجام می دهد، عملیات به عهده بانک مرکزی است یعنی الان کجای این بدن نیاز به خون (پول) بیشتری دارد به همان جا خون بیشتری ارسال شود یعنی بانک مرکزی گردش اعتبارات را کنترل می کند یعنی بانک مرکزی معادله نشر اسکناس دارد.
س: معنای این حرف همان مدل تری کپس می باشد.
ج: نمی خواهم بگویم نیست، یا با هم ارتباط ندارند بلکه در حال مشخص کردن جایگاه مغز و قلب هستیم و الا که باید بین مغز وقلب ارتباط تنگاتنگی باشد و با هم کار کنند و اگر چنین نباشد که نمی توانند حیات بدن را تأمین کنند ولی الان در صدد آن هستیم که جایگاه هر عضو را مشخص کنیم در واقع در حال تفسیر کودکانه آن هستیم ولی وقتی که در مورد کل نظام در حال بحث هستیم با ادبیات توسعه همه جانبه پایدار همه بخشها را در گردش با هم می بینید.
گفتیم که وقتی انسان را تعریف می کنیم هیچ وقت او را کسی که چشم دارد، گوش دارد، دماغ دارد، دست دارد و ... تعریف نمی کنید بلکه از نطفه تا پیری برایش روند و تکامل طراحی می کنید یعنی اگر به ما امکانات داده شود یک دوره مدیریت تحقیقات در بحث خانواده بحث کنیم و به مدت سه سال درس بدهیم همه این ابعاد روشن می شود.
س: البته چنین چیزی هم در بحث خانواده احتیاج هست
ج: این خیلی بی انصافی است که بخواهیم چنین موضوعی را در قالب یک نشریه و یک مصاحبه مطرح کرده و جمع کنید، زیرا مجله و نشریه و مصاحبه مجال چنین بحث موسعی نیست مثل اینکه آب شرب یک شهر را در حال مهندسی کردن هستید بعد برای شما یک فنجان آورده اند که کل آب آن شهر را در این فنجان برسید، حالا آقا یک فنجانی آورده اند و می گویند که این بحث را داخل این فنجان بریزید.
آقای ؟؟؟: بله درست است، من یک مدتی توی پژوهشگاهها می روم که آنجا اصلا همچین فضایی هم نیست
ج: می خواهم بگویم که باید دقت کنیم زیرا روز قیامت همه باید جواب بدهیم، گاه از نقطه مختصات اسلام می خواهیم وارد یک قضیه بشویم، گاه کاری به اسلام نداریم بلکه می گوییم میخواهیم زندگی کنیم و زندگی کردن را به عنوان یک اصل موضوعه می پذیریم، گرم می شود کولر روشن می کنیم، شب می شود چراغ روشن می کنیم، می خواهیم به مکه برویم پیاده نمی رویم، بلکه با هواپیما می رویم، حتی شیراز هم که می خواهیم برویم با قطار یا هواپیما می رویم این یعنی اصل موضوعه زندگی کردن باشد که این نحوه زندگی کردن هم فقط قضیه حمل ونقل تنها نیست، الگوی تغذیه، الگوی بهداشت و ... هست در این نوع زندگی کردن وقتی که به حمام می روید به شما نمی گویند که گل صدر میزنید یا گل ختمی بلکه از شامپو استفاده می شود، در همه هتلها و خانه ها شامپو توزیع و مصرف می شود، حال کسی هم پیدا شود صدر یا ختمی بزند فرهنگ نیست، یک وقت هم از نقطه مختصات زندگی معمول که در دنیا واقع می شود بعد سیل و زلزله که می اید مردم می میرند و بعد وقتی که از هزار نفر ، هشت نفر رو نجات می دهند افتخارمی کنند که چنین شد و چنان شد.
مسئله خانواده در نظام سرمایه داری یعنی ریشه کن شدن خانواده، آقایون هم درسته چهارتا برنامه خانواده درست کردن و گزارش می دهند ولی نظام سرمایه داری در تضاد با خانواده است.
س: یعنی اگر نظام سرمایه داری را بپذیریم در واقع ریشه خانواده را زده ایم.
ج: بله نظام سرمایه داری از ریشه نظام خانواده را می زند، در چهار کلمه استدلال این حرف را توضیح می دهم، در دنیا از وقتی که بچه به دنیا می آید می خواهند که او را تحت پوشش علم و استاندارهای علم قرار دهند و بعد وارد مهد کودک میکنند و سپس مدرسه و دانشگاه خوب نیرو را پرورش می دهند برای تکنولوژی حال فرض بگیرید که کتاب معارف هم در کنارش تدریس کنند اما هویت نیروی پرورش یافته را ریاضی فیزیک زیست تعیین می کند یعنی بعد از همه تحصیلات این نیرو وقتی که میخواهد وارد بازار کار شود در اشتغال هم حرف اول را رفاه می زند، رفاه هم بوسیله تکنولوژی تأمین می شود، تکنولوژی هم محتاج یک سری مهندس می باشد که امر نگهداری و راه اندازی و تعمیر کنند تا عقبه های قضیه یعنی همه چیز ما به تکنولوژی برمی گردد و تکنولوژی هم به رفاه بر می گردد زیرا می خواهیم سرعت رفاه مان را بالا ببریم، حال با این تخصصی که فراگرفته است می خواهد وارد بازار کار، رفاه و تکنولوژی شود، لازمه ورود یک جوان به این عرصه اگر بخواهیم به عنوان کارگر فنی در نظر بگیریم با فوق دیپلم بیست سالگی است اگر دانشگاه باشد 22 سالگی، فوق لیسانس 24 سالگی، دکتری 25 سالگی و این در حالی است که او در سن 15 سالگی پسر و 9 سالگی دختر به بلوغ می رسد یعنی به طور متوسط حدود 10 – 11 سال محرومیت جنسی لازمه این نحوه تربیت است.
انوقت روی منبر می خواهید به مردم تذکر بدهید که این کار را انجام ندهند، این همه تذکر داده اید و 124 هزار پیغمبر آمده اند تذکر داده اید چقدر اثر داشته است تا اینکه حکومت تشکیل بدهید و پرورش سازمانی بدهید و عرفان اجتماعی تان را تحویل بدهید.
چه بخواهید و چه نخواهید مجبور هستید که این اخلاق ایجاد شود، حکومتها چه از نوع دیکتاتوری و چه الان که فلسفه دموکراسی هست که برنامه های توسعه ساختارهای اجتماعی را درست کنند یعنی اینکه مردم ژاپن به ثانیه سوار قطار می شوند و این نظم را پیدا می کنند و شهروندان دارای چنین شرح صدری شده اند به خاطر این نظاماتی است که اینها را ورزش داده است تا به این سطح برسند همانطور که نظامات دو هزار سال پیش هم بردگانشان را طوری ورزش می دادند که بتوانند اهرام را درست کنند، الان هم نظامات اجتماعی شما به گونه ای است که می گوید استاندارد شهروندی این است، تلویزیون نشان می داد که بچه ژاپنی در مترو می خوابید یعنی تنظیم کرده بود که چقدر از استراحت روزانه اش را در مترو انجام دهد، یک نفر دیگر بود که دکترای مدیریت داشت رفته بود آمریکا برگشته بود می گفت که اون چیزی رو که من کشف کردم انرژی درونی انسان بود، می گفت در 24 ساعت من 4 ساعت می خوابیدم بعد که از فرودگاه آنجا تا اینجا که آمدم10 کیلو وزنم اضافه شد ، یعنی از اون فضا بیرون اومده بود، ده کیلو در 24 وزن اضافه کردن خیلی زیاد است یعنی شما ببینید که در آنجا چقدر فشار روی ایشان بوده است و اینکه این شخص برای رفتن دوباره به آنجا حرص داشت و له له می زد و می گفت اگر خدایی هست، در آنجاست، زیرا این جور نشانه ها رو ایشان آیه می دید، این پرورش و این بازار کار طبقه بندی مشاغل می کنید، نیروها را جذب بازار کار می کنید و بعد می گویی حیات و ممات زن و مرد و درآمد هر کس معین می کند که چه کسی باید چه خانه و الگوی مصرفی داشته باشد، پس این محرومیت جنسی یک نیازی درست می کند که شخص نیاز جنسی اش را در این سیستم باید آزادانه تأمین کند، لذا فحشا امضاء می شود و اگر ملتی به فحشا عادت کرد، فحشا نرخ دارد بعد محاسبه می کند هر کدام که ارزان تر بود انتخاب می کند مانند کالا، شما اگر محاسبه کنید و بخواهید از اینجا به شیراز بروید پول کرایه یک اتوبوس تا آنجا ده هزار تومان لذا با اتوبوس می روید ولی اگر بخواهید سوار بر اسب بشوید 50 هزار تومان خرج برمی دارد، یک بنده خدایی نیم ساعت اسب کرایه کرده بود 5 هزار تومان داده بود، حالا حساب کنید برای رفتن به شیراز چقدر طول می کشد و هزینه اش چقدر می شود.
حال اگر بخواهید اسب خریداری کنید چه هزینه ای تحمیل می شود. حال شما در نظر بگیرید اگر بخواهید تأمین نیاز جنسی و عاطفی تان را شرعی انجام دهید در این شرایط با توجه به کم هزینه بودن فحشا و ارزان بودنش فحشا رواج می یابد چون اگر بخواهید شرعی تأمین کنید باید خانه بخرید، نفقه بدهید، مهر بدهید و ... عقل محاسبه گر در دستگاه سرمایه داری اگر پرورش پیدا کند این مبنا و حرف را می پذیرد.
من ذات نظام سرمایه داری مورد بحث قرار دادم ولی اینکه در ایران چه می گذرد یک بحث دیگری است یعنی باید عدد و رقم دیگری بیاوریم و بگوییم که شیب به کدام سمت است، زیرا یک عده ای از آمار وحشت کرده اند که دنبال بحث عفاف و حجاب و خانواده هستند پس نظام سرمایه داری مرد و زن را به عنوان کارگر می بیند و روی جنسیت خط زده است و می گوید همه باید کار کنند بعد که سن ها به 30 – 35 رسید و به سمت کهولت رفتند می بینند که به همان نشاط جوانی نمی توانند کار کنند لذا اگر بخواهیم از اینها در بحث ازدواج سر شکن کنیم می بینیم که دو نفری زیر یک سقف زندگی می کنند که در غرب هم باز جنسیت برای شان مطرح نیست چه هم جنس بازی زن با زن باشد یا مرد با مرد، اصل بر این است که ازدواج کنند و هزینه زندگی را کاهش دهند و نه چیز دیگری، لذا این روش زندگی حتی اگر نیاز جنسی عاطفی هم باشد یعنی تعریف از انسان و نیاز مادی ش هم اگر مدنظرتان باشد که شما قائل به این نیستید، می گویید که مطلوبیت اسلام به این است که وقتی قرار است ازدواج انجام شود تشریفات و همه چیزش برای تولید اخلاق است، هنوز من اینکه دنیایش چیست را توضیح نداده ام زیرا یک دنیایی دارد که می خواهد چه کار کند، زیرا به ما این فرصت داده نشده است که آنرا توضیح بدهیم، می گوییم که این دنیا اصلا ربطی به این مسائل ندارد می گویم که حتی اگر بگویید که نیاز عاطفی جنسی باشد این نیاز در قالب صیغه خوندن یعنی ازدواج موقت یعنی انچه در شرع آمده و لوازمات آن که می گویید محبت، ایثار، خُلق. اینها هم نیست یعنی به طور کلی به دنبال این مسائل هم نیستند، اخلاق سرمایه داری رباست، ربا هم اخلاق فحشا را ترویج میکند، تا وقتی که شما قصه ربا را حل نکنید، قصه بانک و نظام سرمایه داری را حل نکنید با این مسئله در روبناها هم درگیر هستید ولو که آنرا نیاز عاطفی جنسی هم تعریف کنید که بخواهید در قالب احکام حلش کنید، زیرا امر روبنایی است مثلا یک طرح می دهید و می گویید در این کشور نیم میلیون نفر را نجات می دهید ولی چون از بقیه جاهای دیگرش غفلت داریم 5 میلیون نفر دیگر از دست شما خارج می شوند و به سمت مخالف حرکت می کند.
یک مثال حاج آقای حسینی می زند که خیلی جالب است، می گویند که فرض عقلی اینکه یک جنگلی مسموم شده باشد، می توانیم بگوییم که برگهای اینها روی زمین ریخته است باید برگهای برای عبور جابجا کنیم تا اگر مثلا بچه ای از اینجا رد می شود این برگ مسموم را نخورد اما به این علت که جنگل است و طول می کشد که این برگها را جمع کنید دوباره یک دوره می گذرد و بهار می آید و دوباره برگ مسموم تولید می شود و روی زمین می ریزد، ممکن است کسی بگوید که مربوط به خاکش می باشد آزمایش می کند ولی کسی است که فقط فکر می کند که برگهای سمی این جنگل به چه خاطر است و هیچ کاری هم نمی کند بعد می گوید آب این جنگل از کجاست، آب مسموم است اگر این رودخانه را به سمت دیگری انحراف بدهند این جنگل از سمی بودن خارج می شود بعد باید به این فکر کنیم که رودخانه چرا سمی شده است و علت آن را برطرف کنیم تا جای دیگری را سمی نکند.
عرض می کنیم نظام سرمایه داری از بنیان با بنیان خانواده درگیر است زیرا با بنیان نظام اسلامی که اخلاق محور است در تعارض و تضاد می باشد، اقامه کلمه توحید با اقامه کلمه کفر تعارض دارد و هیچ کدام نمی تواند از تعاریف دیگری برای توسعه خودش استفاده کند و در زمان ما این مسئله موضوع تکلیف می باشد و ممکن تا محقق شدنش صد سال دیگر طول بکشد و باید از تعاریف آنها استفاده کنیم زیرا در اضطرار علمی هستیم ولی باید فکر دیگری هم کرد که چگونه می شود در اضطرار علمی مقاومت هم کرد که اگر فرصت بود این بحث را هم خدمتتان توضیح عرض می کنم.
اقای سوره: با این تعریفی که شما از نظام سرمایه داری ارائه دادید زیر ساخت ازدواج اگر به آن شکل باشد که....
ج: نه زیر ساخت قضیه آموزش و پرورش و آموزش عالی می باشد، اگر این آموزش و پرورش و این آموزش عالی باشد دو مشکل بوجود می آید اول اینکه شماره ؟؟؟؟؟ تکنولوژی با ازدواج نمی خواند، دوماً حال ما این سطح از رفاه را می خواهیم یا نه....
حجت الاسلام کشوری: پس آموزش و پرورش و آموزش عالی هم لجستیک تکنولوژی رفاه را می خواهد....
ج: بله، شما در ا ضطرار علمی یک اموزش و پرورش و آموزش عالی طراحی می کنید که سرمایه داری هم به شمار نمی آید، مانند جنگ و انقلاب سیاسی تان که حضرت امام خمینی ره توانستند جهتش را حفظ کنند یعنی این چه مدلی است که به نظام در جهان امروز حیات سیاسی می دهد و حفظ جهت می شود ولو اینکه دپارتمان ادبیات سیاسی که در حال تربیت جوانان تان می باشد امنیت رفاه و تکنولوژی و اینها می باشد ولی هنوز هم نظام ایستاده است تا آنجا که یک عده از اینها می آیند و مطبوعات و رسانه هایی که بنفع انقلاب منتشر می شود را مدیریت می کنند، پس تا وقتی که زیر ساخت نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی شما به تکنولوژی و رفاه برمی گردد محصولی را که به شما تحویل می دهد ضد ازدواج می باشد.
سوره: یعنی در نظام سرمایه داری نیروی کارش را خودش تربیت می کند؟
ج: بله در آموزش و پرورش و آموزش عالی پرورش نیروی نظا مسرمایه داری رخ می دهد.
س: نه منظور من تریبت آدم می باشد. یعنی زاد و ولد این آدم کجا اتفاق می افتد؟
ج: در آمریکا هفتاد درصد بچه ها تک والدینی هستند یعنی فحشا زاده هستند یعنی عزت و شرفی برایشان وجود ندارد به قول حاج آقای حسینی ره اگر به کسی از ایرانی ها کسی زنا زاده بگوید فوری رنگ صورتش رنگ به رنگ می شود یعنی ضد ارزش می باشد ولی در غرب این فعل ارزش محسوب می شود، حتی در مدارس دنیا همجنس بازی به رسمیت شناخته شده است یعنی به صورت قانون در آمده و تمامی حقوق یک شهروند را یک همجنس باز دراختیار دارد، شما یک بار در طول تاریخ دیدید که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعدش هم دیگه ندیدید اگر هم دیدید این قضیه قاچاق بوده است ولی الان در مدارس دنیا در حال تدریس شدن می باشد حتی عمداً بعضی از پستها را به کسانی که چنین اخلاقی دارند واگذار می کنند تا تبدیل به فرهنگ بشود این است دنیای پیرامون ما، حال شما آمده اید و در حال کپی سازی هستید در امر کپی سازی نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی تان در اوایل انقلاب به دلیل خود انقلاب و جنگ و فضای ارزشی که از انقلاب به جای مونده بود کمی تأمل کردید، ولی بعد از امضای قطعنامه بین ایران و عراق مسیر را تغییر دادند و گفتند که مسیر را به اشتباه آمده ایم و شروع کردند به ایجاد تغییرات اساسی تا زمانی که موقع اولین دولت آقای احمدی نژاد رسید که تا آن زمان تبعات چنین آموزش و پرورشی را دیدید، حال آقای احمدی نژاد هم آمده است و حداقل حرفش را در این مورد می زند و ادبیات انقلاب و امام ره را تکرار می کند که دارای آثار خودش نیز می باشد که در وزارت خارجه ما اثرش ملموس تر می باشد، حال آقا هستند که می ایند و می گویند که اینقدر دانشجو ما در رشته های علوم انسانی داریم که منابع این علوم مادی هستند و این اولین بار که مسئولی در این رده بالا چنین چیزی را می گویند و دیگر کسی چنین چیزی را نگفته اند و یا لااقل من نشنیده ام، یعنی کسی نیست که بگوید مبانی این علوم مادی است.
دغدغه 150 ساله علمآء ما که به تبع رنسانس به وجود آمد و باعث ایجاد حرکتهایی در دستگاه شیعی را منجر شد و بعد به تعطیلی حکومت های وقت منجر شد و پس از آن هشت سال حرف زدن مداوم حضرت امام خمینی ره ومقاومت ایشان مقابل ادبیات روشنفکری و غرب و بعد از آن حلمی که از طرف رهبر عزیز انقلاب در بحث 16 سال آقای هاشمی و خاتمی به خرج دادند و حالا که دولت آقای احمدی نژاد سر کار هستند که حالا نیز حرفهای عمیق تر و جلوتری نیز می زننند و در آخر قصه اینکه این حکومت در دوره ظهور چه می شود تا بعد از کنار این قضیه یک به یک قضایا روشن می شود یعنی حرکتی که نسبت به این قضیه انجام داده شده است چیست وبعد فقه خودشون رو نسبت به ؟؟؟؟؟؟؟ روشن می کنید.
این دو تکلیفی که بر عهده ما می باشد را هیچ وقت جبرییل نمی اید و به ما اعلام کند زیرا اساس این گونه ابلاغ از زمان رحلت پیامبر تعطیل شده است، ظرفیت ارتباط الهی درب خانه خدا و ائمه معصومین در عقلانیت فقهای شما و بداهت جستجو روی آن دئ موضوع در عرصه فقها (و نه بدنه جامعه) جاری می شود که بعدها در جامعه راجع به این حرفها کارهایی باید صورت گرفته شود.
ظرفیت گفتگو و تفاهم منطقی روی این دو موضوع در قشر فقهای شما که نسبت همه مسائل را به اسلام باید تمام کند
س: الان جایگاه خانواده در نظام سرمایه داری معلوم شد که خانواده در مدل نظام اسلامی سلول اولیه محسوب می شود، و در نظام سرمایه داری شرکت سلول اولیه می باشد، می خواستم حالا سئوال بپرسم که مختصات خانواده در نظام سرمایه داری چیست؟
ج: یعنی در نظام سرمایه داری بحث خانواده با مبانی اصلی نظام سرمایه داری در زیرساختها با هم درگیر هستند و در این درگیری جامعه مومنین تسلط کفار را تحمل می کنند و مهلت و فرصت برای بازگشت می دهند ولی آنها از هر فرصتی برای حذف جامعه مومنین تلاش می کنند و همه حرفهایشان هم دروغ است یعنی دموکراسی و گفتگو و همه این اصطلاحات دروغی بیش نیست.
حجت الاسلام کشوری: یعنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ً
ج: به هر نحوی که فرصت پیدا کند به دنبال حذف شما خواهد بود و باید حذف کند، زیرا اگر این کار نکند یعنی دستگاه خودش از بین رفته است خوب این بحثی بود در زیر ساخت بحث، یک جمله ای هم بگویم که فرهنگستان قائل است بعد از انقلاب اسلامی ابتداءً سجده بر دستگاه سیاسی آنها از بین رفت و در حال حاضر باید سجده بر دستگاه های علمی آنها باید از بین برود باید بر اساس عقلانیت جدید، عقلانیتی درست کنیم که مجرای برای جریان نور کلمات اهل بیت وقرآن به نسبت ایجاد شود. اما جواب سئوال شما از دو بخش تشکیل می شود، یک بخش حقیقت دین و تحقق آن است که شامل حقیقت ساختارهایش، حقیقت تکاملش، حقیقت بهجتش که اینها به تحقق حکومت عدل جهانی حضرت ولی عصر عجل الله بازگشت دارد و در آن زندگی طیبه و ناب تحقق پیدا می کند، بعد می پرسید قصه اینکه خانواده اولین سلول مدل نظام اسلامی ست و تکلیف تولید اخلاق را به عهده دارد چیست؟ می گویم قصه مقاومت نظام ما در مقابل نظام آنها می باشد یعنی آنها توانسته اند به شرح صدر حکومتی در عرصه جهانی و بین المللی برسند و این به نظام اسلامی فشار وارد کرده است به گونه ای که شما دائماً در حال سازماندهی صحنه های جدیدی در مقابل هجمه های آنها هستید تا اصل کلمه خدا از منظر حکومت بتواند مقاومت کند، پس اخلاق اسلامی شما اخلاق مقاومت می باشد، تفاوتی که بین این دو بخش وجود دارد این است که شما گاهی اوقات یک محیط سالمی را به وجود آورده اید که در آن محیط سالم به همه حق حیات می دهید اما گاه می گوییم در وضعیت ایده آل نیستیم آنوقت می گویم که به گونه ای صحنه را طراحی کن که شکسته نشویم یعنی تا قبل از ظهور مهندسی نظامات را در زندانی از دنیای همت اسلامی و دنیای کفر هستید لذا باید بتوانید زندگی را به گونه ای مهندسی کنید که در این فشارهایی که وارد می کنند بتوانید حیات داشته باشید و قضیه را تمام کنید یعنی اینگونه نیست که وقتی از اخلاق محور بودن بحث می کنید معنایش جهانی شدن و بین المللی شدن است یعنی باید ؟؟؟؟؟؟ از نظام خانواده را طوری طراحی کنیم که تا روز آخر نقش مبارزات داشته باشد و نه نقش طبیعی پس اخلاقی را هم که مورد بحث قرار میدهیم اخلاق مبارزه و مقاومت است نه اخلاق زندگی کردن طبیعی و آرام ؛ این تفاوت مطلب می باشد
حجت الاسلام کشوری: یعنی به تناسب نیازی که برای اقامه توحید داریم باید خانواده ها را هماهنگ کنیم
ج: یعنی در روزهای آخر نزدیک به ظهور حضرت ولی عصر عج شما مقاومتی هستید، ادبیات و عقلانیتی هم که در دفتر فرهنگستان به وجود آمده است برای مقاومت می باشد.
س: می خواهم بگویم که این مقاومت در بحث اشتداد منفی است که شما در بحث فلسفه مطرح می فرمایید؟
ج:............ شما معتقد به اندیشه های آقای مطهری یا حاج آقای حسینی و یا هر کس دیگری که اندیشه شان به درد نظام بخورد، نظامی که در جنگ با دشمن است، وقتیکه یک نظام در جنگ بود، آرایش نظامی می دهد و از طریق سایتها و به صورت هوایی و زمینی پوشش می دهد به گونه ای که شما قفل شوید، حال شما باید یک ادبیات را بیاورید که این موانع را بشکند این شکستن به شما عمق می دهد ولی باعث از بین رفتن طرف مقابلتان نمی شود که بعد جهانی و بین المللی شود، بلکه آنها دائماً آرایشهای جدید می دهند و شما را دائماً مغلوب می کنند و شما هم باید دائماً مهندسی جدید برای خانواده ها انجام دهید برای جلوگیری از غلبه دشمن و بالا رفتن مقاومت آنها مقابل دشمن، ریشه کنی اصل و ریشه کفر و نفاق و دروغ پراکنی به دست پربرکت حضرت ولی عصر عج واقع می شود، درسته که امام یک پرچم بلند کرده است ولی این پرچم منجر به حکومت جهانی در دوره غیرمعصومین نمی شود.
سوره: پس غیر ممکن است که در دوره غیبت به دست مومنین یک تمدن اسلامی بوجود بیاید که مانند تمدن مدرنیته جهانی شود؟
ج: این تمدن ایجاد می شود ولی از جنس مقاومتی است، یعنی شما را آرام نمی گذارند که یک زندگی سالم داشته باشی یعنی وضعیتی که الان کفار دارند پیدا می شود، اگر شما غلبه پیدا کرده اید پس حکومت جهانی با شماست، کمااینکه الان ما به جامعه آمریکا ضربه آنچنانی نمی توانیم بزنیم در آن زمان هم کفر در یک منطقه انزوا فرو می رود و زیاد قدرت جولان و ضربه زدن پیدا نخواهد کرد، آنوقت است که نور روایات و احادیث تحقق پیدا می کند، زندگی طیبه الهی را که می گویید در لوای پرچم حضرت ولی عصر عج می باشد قبل از این مقاومت می باشد، قبل از این تمدن سازی اسلامی است و این تمدن و تکنولوژی که قبل از ظهور حضرت ولی عصر عج ساخته خواهد شد، تکنولوژی بالا بردن مقاومت عبادت در مقابل آنهاست. این نهایت خاصیت ادبیات غیر معصوم است و این تفصیل همان آیات و روایاتی است که آمده اند وتفصیل داده اند بعد تازه شما به همین به نسبت می توانید عمل کنید.
ولی بحث الان من این است که این خطی را که روحانیت به دنبال پاسخ به شبهات می باشند اما بریده از نظام سرمایه داری است یعنی وقتی می خواهد به شما پاسخ بدهد شما را شهروند دوره ظهور فرض می کند و با شما آنگونه که در شرایط آن زمان اقتضا می کند صحبت می کند و نه انسانی که در روابط اجتماعی نظام سرمایه داری زندگی می کند، این یعنی در خلاء صحبت کردن؛ نه اینکه روایات قابل استناد نیست ولی بحث اینجاست که در عینیت چیز دیگری در حال جریان است و کار دیگری انجام می گیرد، ممکن است جامعه شما با یک عرفان انتزاعی سعی کرده باشد که خودش را از این محیط بریده باشد و یا یک شرایطی پیدا کرده باشد که در سن شرعی ازدواج کرده باشد ولی این افراد چند درصد جامعه شما را تشکیل می دهد ولی با هم همین چند درصد ترکش آن تمدن غربی را از طریق مدرسه و تلویزیون و خانواده چشیده اند...............
عرض می کنم که این دو چیز است یعنی شما نسبت به مبارزاتتان می توانید خانواده را اخلاق محور کنید، لذا می توانید جهت را برن نظام خانواده های اسلامی حاکم کنید نه اینکه متدین در امور خرد شوند یعنی شما خیلی فشار که بیاورید می توانید چهره احکام حکومتی تان را به یک مقدار به جامعه بقبولانید، میگویند مردم ژاپن می گویند که ما سه خانه داریم، یکی خانه ما، شرکت ما، کشور ما که خانه اولشان را ژاپن می دانند، خانه دوم را شرکت و خانه سوم را خانه خویش می دانند، شما هم می توانید نظام خانواده ای تعریف کنید که خانه اولش ولایت شود، بگوید که من تحمل بدهکاری امام زمان را ندارم، بعد که در بقیه زوایا می خواهد خرد شود دوره حضرت واقع شده است.
نه اینکه هیچ خانواده ای دیده نخواهد شد که اگر او توجه به امر ولایت پیدا کرد نتواند ابعادش را پیدا کند، نه می تواند پیاده کند. آنوقت شما نهایت مطلبی را که می خواهید انجام دهید این اخلاقی را که ژاپنی ها در نظام کفرشان دارند در نظام خانواده ایجاد کنید خوب اگر بخواهیم برای همین برنامه ریزی کنیم می بینیم که اصلا نمی شود به خانواده پرداخت، حدود صد سال طول می کشد از دستگاه اقتصادی آنها بیرون بیاییم یعنی شما تا قصه تورم را حل نکنید، برای اساس حل تورم نتوانید کمر ربا را بشکنید و بر این اساس الگوی مصرف را عوض نکنید و ... یعنی گامهای زیادی باید برداشته شود تا نقشه بیرون آمدن از باتلاق نظام دموکراسی اقتصاد محور را بیرون نیاورید و نکشید نوبت به خانواده نمی رسد.
سوره: یعنی می فرمایید که رفتن روی موضوع خانواده اشتباه است؟
حجت الاسلام کشوری: در این منزلت به نظر من اشتباه نیست.
ج: اگر این چیزی را که گفتم از منظر یک سیستم ببینید، دیگر از این منزلت همیشه خانواده هم مطرح می شود و از این منظر همیشه در روبناها یک نسخه برایش می پیچید یعنی از این منظر که از دهها برنامه نظام حکومت جهانی می خواهیم بیرون بیاییم می شود خانواده را دید، اونوقت حالا شما بیایید بگویید که از این رویکرد شما می خواهیم خانواده را ببینیم.
س: این مورد قبول است که تا نظام اقتصادی جهانی سرمایه داری بیرون نیاییم نمی توانیم خانواده را محور برنامه ریزی قرار دهیم.
ج: می گویم تا صد سال دیگر هم محور قرار نمی گیرد، حال یک مثال دیگر عرض می کنم، فرض کنید که می خواهید دنبال ادبیات دفتر فرهنگستان می خواهیم برویم وببینیم که نگاه مان به خانواده چیست؟ جمعیت زیادی با همان عقلانیتی که گفتم به دنبال فحشا می روند، بحث عفاف و حجاب را که این روزها می بینید، عملیات محاسبه گرایانه ی انسان اکونومیکی ست که شما خودتان در حال پرورش آنها هستید و عقل محاسبه گرشان آنها را به فحشا راهنمایی می کند می گوید همه چیز قیمت دارد، عاطفه من هم قیمت دارد لذا اینگونه لباس می پوشم و بیرون می روم.
اقای سوره: خوب همه جامعه که اینگونه نیستند.
ج: بخشی از جامعه که اینگونه عمل می کند تبعات فرهنگی اش همین است که الان می بینیم، بخش دیگرش هم انقلاب را قبول دارد، بخش دیگری نیز فرهنگ فقه را قبول دارد، بر اساس تحقیقات میدانی مثلا بگوییم اثر فرهنگ مدیریتی ما در جامعه 30 درصد به سمت فحشاء تمایل پیدا می کنند در هفتاد درصد دیگر چون همه امور زندگی به پول تعریف می شود جمعیتی را داخل محرومیت می برد یعنی از هفتاد درصد باقی حدود سی درصد هم پیر دخترها و پیر پسرها هستند که اینها ممکن است با بحث صیغه و اینگونه مسائل شرعی تا حدودی خودش را ارضاء و کنترل کند ولی به هر حال زندگی این سی درصد برپا نمی شود زیرا هزینه برپایی یک زندگی را ندارد و هر چقدر هم محاسبه می کند می بیند که دخل و خرج با هم نمی خواند که بعد از این عده یک تعدادی در سنین بالا ازدواج می کنند و یک عده ای هم اصلا ازدواج نمی کنند، اینطرف قضیه می ماند یک عده ای که کمک کار دارند مثل کمیته امداد و بهزیستی و امثالهم به سمت ازدواج حرکت می کنند، 50 درصد باقی مانده نیز مشکل مالی ندارند اقدام به ازدواج دائم می کنند و زندگی برپا می کنند که سی درص اینها به طلاق منجر می شود که الباقی اینها که طلاق نمی گیرند یک درصدی به خاطر بافت شهری که دارند و به خاطر ویژگی های خاص خانوادگی و خاندانی بودنشان جرأت طرح دعوا و طلاق را ندارند.
حالا آنهایی که اقدام به ازدواج می کنند، با این فرهنگ مصرفی انتظاراتشان یا از ازدواج برآورده می شود یا نمی شود، اینکه اسلام گفته است ولایت بر زن به عهده مرد می باشد که با کار بیرون از منزل مشارکت و گفتگو را تبیلغ کرده و بدین وسیله عملاً ولایت را از مرد می گیریم ، در آمد هم بین زن و مرد تقسیم می شود یعنی هم زن در درآمد خانوار مشارکت دارد و هم مرد پس عملاً آن چهارچوبی که شما برای ازدواج می گویید با تحصیل و اشتغال به هم می ریزد، با تحصیل تمکین از مرد گرفته می شود و با اشتغال اذن از مرد گرفته می شود یعنی هر کدام از اینها یک رکن از ارکان خانواده را از بین می برد که باید گفت تمام این ازدواج دائم ها در حکم متعه هستند.
حجت الاسلام کشوری: البته روکش شرعی هم روی آن کشیده می شود یعنی اینها را به عنوان شرط ضمن عقد می کنند.
ج: چه این شرطها بشود و چه نشود می خواهیم بگوییم آمار ازدواج به این شکل چیست، یعنی می خواهیم تحقیقات میدانی انجام دهیم که شرط ضمن عقد را کرده اند حال در اثر این شرط چه اتفاقی افتاده است.
س: منظورم این است که قرار دادن این شرط باعث از هم پاشیدن بنیان خانواده شده است
ج:ما اصلا کاری به این نداریم که این شرط را گذاشتند یا نگذاشتند یا اصلا دو نفر هستند که شرط نکرده اند ولی نتیجه چیست باید آمار بگیریم، متوجه می شویم ازدواج دائم در شرایط موجود زمینه تحقق ندارد حتی اگر حرفش را هم بزنند ولی زمینه تحقق ندارد.
ده درصد جامعه به خاطر مهریه در خانواده اختلاف ایجاد می شود، اما اینکه عده ای از ازدواج دائم به مشکل مالی خورده اند، آمارش موجود می باشد، بعد شما می گویید که توصیه می کنیم مهریه را کم کنند، جواب می دهیم که مجموعه ای از مهر نفقه و جهیزیه و همه ارکانی که در جامعه اتفاق می افتد خروجی اش شکسته شدن کمر ازدواج دائم است، چه چیزی راه حل است؟ متعه باید رواج داده شود تا قیمت ازدواج دائم شکسته شود، در واقع آنچیزی که متناسب با تکنولوژی موجود می باشد ازدواج موقت است.
مرد اگر وارد خانه که می شود، غذایش را داخل خانه نخورد، اگر مرد از لحاظ عاطفی در منزل سیراب نشود، معلوم است که در خیابان دنبال زن و بچه مردم خواهد افتاد، یک قید در ازدواج دائم هست که در ازای نفقه باید زن از مرد تمکین کند یعنی هر وقت مرد اراد می کند زن باید تمکین کند، حکایت این مسئله مثل کسی است که در منزل به او اب ندهند و او تشنه از منزل خارج شود خوب قطعا به سراغ سیراب شدن خود در بیرون منزل اقدام خواهد کرد، باید چشم و دل مرد در منزل خودش سیر بشود و الا اگر تمکین نشود به فحشا سوق داده می شود. شما چهار نفر آدم با تقوا را نبینید که در صورت عدم تمکین خویشتن داری کرده و به گناه نمی افتد اگر کلان قضیه رو از بیرون ببینیم مشاهده می کنیم که اجاقها خاموش است ولی در عوض مغازه های فروش غذا در بیرون چه رونقی دارند، حال اگر اجاق خانه ها روشن شود تمام این مغازه ها باید تعطیل شود، چرا باید خانواده ها زنگ بزنند و این گونه غذاها را تهیه کنند.
باید بدانیم که با توسعه تکنولوژی موجود عملاً انتظارات بیشتر را دامن می زنیم و مبنا را رفاه قرار می دهیم و تأمین کننده این تکنولوژی را علم دانشگاه قرار می دهیم آثارش در خانواده تحققاً این می شود که نظام بیشتر از انتظارات متعه را نمی تواند تأمین کند پس اگر نظام بگوید می خواهم در دو برنامه ده ساله کشور را از این اقتصاد جهانی سرمایه داری بیرون بیاورم یک مقدار پیچ را شل کنند و بگذارند با این اخلاق متعه رواج بیشتری پیدا کند، زیرا فلسفه اینگونه مدیریت مشارکت است و زن زیر بار مرد نمی رود یعنی وقتی که در مدل ترکیب سازی کنیم مدل معنا می یابد، زیرا اگر مرد بخواهد بگوید و زن عمل نکند منجر به طلاق می شود، خوب وقتی که انتظارات را در حد متعه پایین آوردیم خوب دیگر طلاقی صورت نمی گیرد و زن و مرد با هم می مانند یعنی متعه در نظام سرمایه داری پایدار تر می باشد.
آنالیز قضیه که اتفاق می افتد این است ما نمی گوییم که حرف ما را بپذیرید، وقت بگذارید و سالها در دانشگاه ها روی آن بحث کنیم بیست سال روی آن بحث کنیم بعد راجع به آن تصمیم بگیریم، ولی مثل داستان جنگل باشد که یک نفر فقط دست روی کمر بگذارد و کاری نکند و فکر کند که چنین چیزی هست یا نه، تحقیقات میدانی همین را بگوید، تحقیقات کتابخانه ای همین را بگوید یعنی واقعیت عینیت را به صورت درست شناساییِ جامعه شناسانه کنیم، نه اینکه به صورت شعارگونه برخورد کنیم و بگوییم مثلا این کار خیانت به زن است یا اهانت به زن است، ما که نمی خواهیم با شعار جلو برویم.
لحظه به لحظه در بانک مرکزی از بازار آمار می گیرند، همین آمار رو هم شما باید هر روز از بازار ازدواج بگیرید؛ تا بدانید عرضه و تقاضای این بازار به چه شکلی است تا به درستی روی موضوع تسلط داشته باشید، وقتی که تسلط روی موضوع داشتید باید درست تحلیل کنید، علت یابی کنید و ریشه یابی قضیه را انجام بدهید، بعد از آن برنامه بیست ساله و بعد برنامه 5 ساله و نهایتا برنامه سالتان را برای این موضوع ببینید که چگونه و کجاها را باز کنید تا محل جریان احکام بشود.
سوره: اگر من درست متوجه شده باشم، فرمودید مبتنی بر اینکه برنامه ای برای خروج از نظام جهانی سرمایه داری داشته باشیم، راهکارمان برای بحث خانواده باید رواج متعه باشد؟
ج: نه، گفتم که باید آسیب شناسی کنیم صنعت(تکنولوژی)، علم و رفاه را چگونه بزنیم.
حجت الاسلام کشوری: الان مفروض نظام همین است
ج: وقتی که یک دختر می خواهد ازدواج کند حتما حداقل یک محل 50 متری یا 70 متری برای زندگی نیاز دارد، این مطلوب با الگوی مصرف جامعه است، در این محل زندگی گاز، برق، آب، تلفن، فرش، موکت، یک کمد، یک رختخواب و کلا آن چیزی را که امروز به آن جهیزیه می گویند وقتی که مفروض می گیریم معنای رفاه، تکنولوژی می شود علم هم که تحصیل خانم و آقا می باشد که با این شرایط تحقق خارجی چنین زندگی این می باشد که زن اختیارش را به مرد ندهد، امروزه روی کلمه عشق با هم ازدواج می کنند، زن اصلا بنا ندارد که زیر بار شوهر برود، این مرد هم با این انتظار می رود زن می گیرد که زن در اختیارش می باشد، در حالی که نه در بحث تمکین و نه در بحث اذن و نه در بحث مدیر خانه، لذا می گوییم وقتی که شما اختیارات را به زن واگذار می کنید و از مرد سلب اختیار می کنید عملا ازدواج دائم را به ازدواج موقت تبدیل می کنید.
س: شکل ازدواج دائم است ولی ماهیتی متعه ای دارد.
ج: شکل صوری آن دائم است ولی تحقق روابطش متعه است، لذا می گوییم آن روابط علم و صنعت و رفاه در تحقق با ساختار متعه هم خوانی دارد، خوب حال من دانشمندی که استراتژین نظام هستم و در حال برنامه نویسی و چشم انداز نویسی هستم، برنامه 5 ساله می نویسم یعنی نظام حکومتی به این دید رسیده است وقتی که به قصه خانواده می رسم مغالطه عینی اش را باید ببینم و نه مغالطه نظری و حقوقی و اخلاقی آنرا زیرا در بحث نظری و حقوقی دائما بحث از این است که این حق زن هست یا حق مرد، یعنی چون قدرت تحلیل مسئله را ندارند می گویند از اینجا ببرید به آنجا اضافه کنید به طور مثال روی ازدواج دوم خط بزنید، جلوی متعه را می گیرند یا اگر متعه کسی خواست بکند مالیات برایش مقرر شود که معنای اینگونه رفتار کردن یعنی ندیدن مسئله در ریشه هاست یعنی نمی تواند ببیند اشکال در ریشه ها را بلکه در روبنا شاخه ها را می برد، گفتیم که ممکن است بعضی از اینها مثلا یک جمعیت ده هزار نفری را نجات دهد ولی از آنطرف میلیون میلیون نفر را بدبخت و بیچاره می کند به طوری که نیروی انتظامی در آمار رسمی خود غلط یا درست با خودشان؛ اعلام می کند که در تهران هر شب 500هزار زنا صورت می گیرد، برمبنای تحلیلی که ما ارائه دادیم این آمار به واقعیت نزدیک است یعنی ما از این آمار منفعل نمی شویم، زیرا با مبنای تحلیلی مان که به قضیه نگاه می کنیم میگوید علی القاعده با پیاده کردن این نظام اقتصادمحور سرمایه داری چنین چیزهایی وجود دارد، حال شما 600 راهپیمایی هم علیه بی حجابی و بی عفتی با نام عفاف و حجاب راه بیندازید، توی ادارات هم می شود مثل عربستان امر ونهی هم راجع به این قضیه انجام بدهید، به نظرتان چقدر دوام می آورد، ولی بعدش منفجر می شود؛ این حرفها را یا یک کارشناس می آید و شما را به صورت علمی به استهزاء می گیرد و می خندد یا ما به عنوان یک مبنای تحلیلی عمیق به شما می گوییم برای ازدواج دائم به عنوان یک ازدواج پایدار فضای تنفس درست کنید. استهزاء انها این است که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی ما پیش بینی اسلامی می کنیم که چگونه فضای جریان احکام نور را برایتان فراهم کنیم، البته این حرف را نمی شود داخل جامعه برد و زد بلکه باید در سطح استراتژین های نظام باشد مثل الان که می خواهند ادبیات توسعه همه جانبه را بیاورند آیا آن روز راجع به فقر و بدبختی که به مردم تحمیل می شود صحبت کرد؟ نه از همان بالا پیچ ها را شل کردند و ما را به سمت نظام سرمایه داری سوق دادند، حال شما از از همان بالا پیچ ها را شل و سفت کنید و کشور را به سمت نظام اسلامی جلو ببرید، نمی شود که با سخنرانی در نماز جمعه در مورد متعه نظام را به سمت اسلامی شدن پیش برد، ما نه دنبال متعه هستیم و نه دنبال ازدواج دائم و نه دنبال تعدد زوجات هستیم بلکه دنبال بستر سازی هستیم که برای پرستش خدا فضای تنفس ایجاد کنیم باید کار کنیم که مردم خود بخود به سمت ارزشها میل پیدا کنند کما اینکه امروز تناسب رفاه و صنعت و علم، ازدواج موقت است باید کاری کنیم که تناسب به گونه ای به هم بریزد که متعه سخت باشد و ازدواج دائم راحت باشد.
س: یعنی باید گفتمانش بین نخبگان جامعه رواج پیدا کند.
ج:بله یعنی مثلا اگر هزار نفر هستیم که می خواهیم نظام کارشناسی جدید را در کشور پیاده کنیم، همانطور که در کنار آقای خاتمی و هاشمی هزار نفر برای پیاده کردن نظام کارشناسی غبی وجود داشت و ما را به سمت نظام سرمایه داری بردند، اینها که نیامدند به مردم بگویند اگر بخواهیم به تولید برسیم باید فاصله طبقاتی به این مقدار برسد، تورم به این مقدار برسد بلکه رفتند و انجام دادند و آخرش معلوم شد که چه نتیجه ای به بار آمد، آنجا به بی عدالتی که بعد از توسعه ایجاد شد مردم ناراحت شدند، خوب ما کار می کنیم بعدا مردم به عدالتی که در پس از خروج از نظام سرمایه داری به وجود می اید خوشحال شوند زیرا در اثر این خروج تورم کاهش می یابد، ارزشها بالا می رود، این ما هستیم که پیش بینی کنیم چگونه برای ارزشها فضا ایجاد می شود.
سوره: چون شما به بقیه نظامات اقتصادی احاطه دارید تحلیل می فرمایید پس معنای این همه بحثهایی که شد این می شود که نباید راجع به خانواده صحبت کنیم.
ج: در حال حاضر سیاستهای کلان این قضیه را هم نوشته ایم بعد آن باید سیاستهای اجرایی آن نوشته می شود، سئوالات شما از یک دستگاهی است که باید در دوره دکتری به آنها پاسخ داده شود، حال شما آمده اید و میگویید در اینجا به این سئوالات جواب بدهید.
س: منظور ایشان این است که می خواهیم به تکنیکهای اجرایی برسیم؟
ج: بله می خواهیم برسیم، فرض کنید شما رهبر نظام هستید یا رئیس جمهور نظام هستید از من می پرسید که برای تئوریتان به چه چیزهایی نیاز دارید، می گویم تمام مراکز پژوهشی که روی موضوع خانواده مشغول به کار هستند باید با من همکاری کنند تا سیاست های اجرایی آن را برایتان بنویسم، همانطور که به دیگران وقت می دهید که برو طرحت را بنویس و بیاور، ما هم طرح مان را می نویسم و 6 ماه دیگر برایتان می آوریم، سیاست کلی قضیه برای ما روشن است و حالا می خواهیم سیاست اجرایی آن را بنویسیم.
یعنی اگر نسخه نظام می خواهید راهکارش این است ولی اگر می خواهید دهن مردم را ببندید عذر می خواهم ما نیستیم، نسخه این مسئله باید از دستان مرجعیت خارج شود، مراجع بنشینند و نق بزنند که نمی شود باید نسخه عملی بدهند و این محتاج علم است که علمش هم باید از ؟؟؟؟؟؟؟؟بدست بیاید
سوره: ما به عنوان چند نفر جوان مقدوری هم که در دستمان هست این مجله است، به عنوان مبحث خانواده آیا ما می توانیم از این پژوهشکده خانواده شهید بهشتی در قالب مجله مطالبه ای داشته باشیم یا نه؟
ج: نه راه این است که این نوار به صورت کامل پیاده شود، و هیچ قسمتی جا نیفتد، پیش رئیس سازمان تبلیغات ببرید و به آقای خاموشی بگویید که جمع بندی که ما در این مدت داشته ایم از جاهای مختلفی که در زمینه خانواده کار کرده اند با اسم موسسات و گروهها در روبناهای قضیه بوده است، اما یک مرکزی رفته ایم که به صورت زیربنایی سرفصل های دوره دکترای خانواده را برای ما گفته اند که در یک جلسه این سرفصلها بیان شده است، بعد متن این جلسه را به ایشان بدهید که بخوانند اگر ایشان به قضاوت علمی رسیدند که چه بهتر، اگر نرسید می گوید فلانی را چند جلسه بیاورید که با ایشان صحبت کنم بعد که در جلسات پاسخ به سئوالات ایشان به سئوالات پاسخ داده شد گوشی تلفن را بردارد و به وزیر ارشاد وصل تان کند.
همین روال ادامه پیدا می کند، الان جنابعالی به آن نسبتی که قانع شدید، به همین نسبت برای آقای خاموشی بعد وزیر ارشاد، بعد رئیس جمهور، بعد هم مقام معظم رهبری تکرار شود، یعنی اول باید این به بالا برود.
س: یعنی تحلیل برتر ما باید به گوش رهبران نظام برسد.
ج: زیرا اگر این مسیر را طی نکند، بعداً می گویند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخرتش گردن خود شما، ما گفتیم و رفتیم ولی اگر کسی بخواهد واقعا پی قضیه را بگیرد باید مرتب همین را بچرخاند یعنی ضرورت قضیه ظرفیت برگزاری صد الی دویست جلسه با مسئولین نظام را دارد، بگویید آقای خاموشی حرفهایی که شما می گویید در روبناست یعنی نتوانسته اید خانواده را در زیرساخت نظام ببینید زیرا از حکومت تعریفی ندارید یعنی حکومت اسلامی تئوریزه نشده است با کلیات فرمایشات امام خمینی ره هم فقط می توانیم فعلاً روبروی آمریکا بایستیم اما وقتی که داخل ساختارها می شویم دانشمندانی که می خواهند به پیروی از مقام معظم رهبری که روبروی آمریکا ایستاده، روبروی آمریکا بایستند و حرفهای ایشان را پیاده کنند، با یک ادبیاتی این کار را انجام می دهند که ضد حرفهای ایشان و ضد نظام است؛ سند تربیت برنامه پنجم را موسسات حوزه نوشته اند دقیقا دینامیزم قرآن می باشد، تازه الان رگ گردن نظام داره باد می کنه برای روشنفکران دموکراتیک و نمی دانند که در آستین خودشان مار پرورش می دهند اما به دست عمامه به سرها.
س: یعنی تحلیل های غلط اینبار به اسم دین در حال ارائه است.
ج: عمامه به سرهایی با این تئوری که اولاً بنشینید اجتهادتان را بگیرید یک مدرک یا اصطلاحی هم از دانشگاه بگیرید قصه حل می شود، این تئوری در حال خوراندن روشنفکری زیر لوای عمامه به مردم می باشد، یعنی موضوع شناسی سرمایه درست نیست، سرمایه داری درست است، من هم مجتهد هستم و این هم حکم هایش که برایتان پیدا کرده ام، دکتر پیغامی روبروی آقای پیروزمند ایستاده بود، ایشان هم فقه بلد هستند یعنی جواب فقهی قضیه را می داد و دستگاه منطقی علی المبنای دستگاه فکری خودش را هم می داد، حالا اگر ریشه خانوادگی آقای پیغامی را نگاه کنید می بینید که مذهبی و هیئتی و مسجدی هستند، خسران چنین افرادی که بدتر است، زیرا کسی که دین ندارد عرق می خوردند و به لذت های دنیایی شان هم می رسیدند یعنی کسانی که مثل ضد انقلابهایی که در خارج ازکشور هستند کسانی هستند که دنبال عرق خوری و زن بارگیشان رفته اند.این بنده خدا که اهل تهجد هم هستند و اعتکاف هم می روند..
س: حاج آقا قرآن می فرماید فرد مومن به لحاظ روابط فردی مومن می باشد ولی به عنوان یک مهره در دستگاه کفر عمل می کند.
ج: من سند ملی تربیت و تعلم را به آقای حائری دادم، این سند به دست چه دولتی واقع می شود، به دست دولت آقای احمدی نژاد، که بنده ایشان را آیه خدا می دانم یعنی شخص خود ایشان را آیه خدا می دانم اما کارشناسی زیر دست ایشان را نه...
س: در مسئله عدالت هم تبدیل به توزیع یارانه ها می شود...
ج: من عرض می کنم که دو بخش دارد اگر عدالت را در توزیع درآمدها بیاورید و برای رفاه سقف تعیین نمی کنید، تورم بالا می آورد، نظم اسلامی را دائما بدهکار می کند.
س: اگر برای رفاه سقف تعیین کند و بعد عدالت را در توزیع درآمدها بیاورد خوب است؟ اگر اینطور است به عنوان راه مطلوب در دوران گذار می باشد. حالا آقای لاریجانی از آنطرف قضیه آمده است می گوید شیوه کمیته امدادی هم، شیوه درستی نیست؛ یعنی هم می خواهند از یک طرف قیمتها را بالا ببرند و از طرف دیگر هم نقدینگی در دست مردم نباشد تا شورش سیاسی اتفاق بیفتد.
سوره: این تعداد فرزندان را که آقای احمدی نژاد مطرح می فرمایند به نظر شما آبشخور این حرف کجاست یعنی بر اساس همین نگاه این مطلب را ایشان می فرمایند یا نه؟
ج: ببینید یک چیزهایی در روح مذهب و دین هست که مثلا پیغمبر اینچنین گفته اند، آقا امیر المومنین چنین گفته اند، اما اینکه عملا چه اتفاقی می افتد، آقای هاشمی رفسنجانی در اینجاست که با ادبیات توسعه کار خودش را می کند، اینکه در ادبیات توسعه و کشورهای توسعه ما در رده ی چندم هستیم و حالا باید از این فضا بیرون بیاییم و مثلا کره جنوبی بشویم، اگر وآنگاهی که وجود دارد ما باید فلان کار را انجام دهیم، ایشان علی المبنای ادبیات توسعه صحبت می کنند و آقای احمدی نژاد هم علی المبنای آیات و روایات و احادیث می گوییم ولی راه درست این است که آن چیزی را که واقع می شود را درست کارشناسی کنیم راه را طور نشان بدهید که حرکت به سمت ارزشها باشد، ممکن است در دوره موقت همین کنترل جمعیت را با متعه می تواند انجام داد زیرا طبیعی است که افرد در ازدواج متعه تمایل به بچه دار شدن نیستند.
سوره: حالا دلیل خودتان برای کنترل جمعیت در شرایط فعلی چیست؟
ج: اگر استراتژی را جنگ قرار دهید، شما حتماً محتاج جمعیت خواهید بود...
س: و به نظر شما استراتژی جنگ هست؟
ج: نمی تواند نباشد، ببینید استراتژی کلمه کفر و نفاق دائماً درگیری است...
س: پس در مجموع طرح ازدیاد جمعیت، طرح خوبی است؟
ج: این خوب یا بد به این برمی گردد که در جه محیطی می خواهد عمل کند...
س: در شرایط فعلی، زیرا می فهمم که با مطلوب خیلی فاصله داریم، ولی الان این طرح مطرح شده و برای تولد فرزندان جدید هم یک میلیون تومان هدیه داده است تا مردم تشویق به بچه دار شدن بشوند.
ج: تشویق می شوند، جمعیت زیاد می شود، تورم زیاد می شود...
س: بهینه طرح را قبول داریم، اما در مجموع طرح را بپذیریم یا نه؟
ج: ببینید یک کسی که متفکر می باشد، اگر دائم از او سئوال کنید که این کار را انجام بدهم یا نه، جواب نمی دهد و دائم به شما می گوید آیا اجازه می دهید که من شما را از دستگاه اقتصاد جهانی بیرون بیاورم یا نه؟
س: نه الان در این منزلت نیستیم، حرفهای شما درست است.
سوره: در چه برنامه ای؟
س: در همین برنامه ای که هست.
ج: در این برنامه رویکرد آقای احمدی نژاد توسعه با رویکرد مستضعف گرایی از کلان شهرها به روستاهاست، که خوب نیست زیرا تورم زاست.
س: چرا شما شاخص تورم را ملاک قرار می دهید؟
ج: به این دلیل که اولین شاخص که من می خواهم اقتصاد جامعه ایرانی را از دستگاه کفر بیرون بیاورم تورم است..
س: یعنی شما می خواهید تثبیت معاش ایجاد کنید که اقتصاد را از دستگاه کفر بیرون بیاورید؟ که تورم هم ضد معاش می باشد.
ج: من خودم را داخل جبهه جنگ می بینم، می گویم الان صدام را از لحاظ هوایی اینقدر تجهیز کرده اند، از نظر مالی این مقدار تجهیز کرده اند، آرایش نظامی ایشان به این شکل است، حال من هم باید مقابل این وضعیت یک آرایش متناسب بگیرم، به طور مثال میگویم صدام همه نیروهایش را به جنوب برده است بعد تحلیل می کنیم که چرا نیروهایش را به جنوب آورده است، بعد از تحلیل می گوییم باید به چه شکلی نفس دشمن را بگیریم، من می گویم ادبیات توسعه همه جانبه بر علیه نظام ما همه جانبه است ولی آن نقطه ای که همه نیروی دشمن فشار وارد می کند بخش اقتصاد آن است در اقتصاد بخش صنعت بیشترین فشار را دارد در این بخش صنعت اصل صادرات و واردات کالا نیست بلکه صادرات و واردات صنعت می باشد، سپس از اینجا شما وقتی که می خواهید کالا یا صنعتی وارد کنید درموازنه ارزی آنها قرار می گیرد، پس آرایش بخش تولید داخل با بخش تولید بیرون می باشد، حال باید من برای پیروزی این معادله را به هم بزنم که برای به هم زدن این موازنه نیازمند قدرت پولی هستیم یعنی ارزی که به دست می آورم که این خودش تورم زاست و من باید کاری کنم که تورم زا نباشد یعنی اول تورم را کنترل کنم...
س: به خاطر توازن ارزی اش یا به خاطر اثر درونی اش؟
ج: کل جبهه ای که مقابل من قرار داده و نیروهایش را به یک نقطه انتقال داده است معنای توازن ارزی است.
س: یعنی به این علت که معادله نشر اسکناس شما به هم می خورد باید تورم را کنترل کنید.
ج: احسنت، الان سلطه اش را دشمن روی معادله نشر اسکناس من آورده است، من باید این را کنترل کنم، بعد می گویید که چگونه این را کنترل می کنید، می گوییم یک راه آن است که آقای هاشمی و ستاری و امثالهم می باشد....
س: که می خواهند تولید را تقویت کنند...
ج: می خواهند تولید را تقویت کنند، من می گویم سقف رفاه(نمی گویم الگوی مصرف) را ببندید...
س: بعد الگوی مصرف را هم بر مبنای رفاه تحلیل کنیم.
ج: الگوی مصرف می گوید استانداردها این است و لذا آب به این مقدار مصرف کنید
س: که می توانیم غربی تحلیلش کنیم و بگوییم که در استانداردهای جهانی منحلش کنیم.
ج: شما باید رفاه را حد بزنید، می گویم آن چیزی را که مردم به آن عادت کرده اند را برای همیشه ببند اگر عادت کرده اند به موبایل با این حد از استاندارد، در همین حد آنرا ببندید و سطوح بالاتر آنرا که به روز تولید می شود در سطح نظام مصرف کن ولی به بدنه مردم نکشانیدش یعنی در هر جایی که در حال تحقیق هستند که سطحش را بالا ببرند به مردم ندهید ولی به نظام بدهید، به طور مثال کارکرد ماشین در ایران به حد سمند رسیده است که در یک سطح از تکنولوژی است ولی در خارج از ایران روی صنعت خودرو در حال کار هستند الان بحث آیرو داینامیک، بحث انرژی و صدها سرفصل دیگر هست، می گویم در همین حد سمند باید نگه ش بدارید و باید تکنولوژی خودرو متوقف کنید ولی در سطح خودش تغییرات در آن ایجاد می کنیم و نوآوری می کنیم ولی اینکه سطح تکنولوژی را بخواهیم بالا ببریم، این کار را انجام نمی دهیم، بعد می گویید آخرین سطح تکنولوژی خودرو در دنیا را در بحث نظامی احتیاج داریم، می گوییم برای آنجا بلامانع است ولی اینها را در الگوی مصرف وارد نکنید، لذا باید رفاه را سقف بزنید، همین مقدار رفاهی هم که به مردم داد شده است زیادی است، باید نمایشگاه لوازم خانگی برگزار نشود یعنی به همین که در دست مردم هست بسنده کنیم و بالاتر از این را به مردم ندهیم، بعد آقای دکتر داودی از من سئوال کرد که شما می خواهید جلوی تکامل را بگیرید، گفتم اگر تکامل بر اساس نظام اسلامی برای من تعریف نداشت و تولید تکنولوژی برایم معنا نداشت حرف شما درست است.
س: یعنی در واقع شما می خواهید جلوی این نوع از تکامل را ببندید
ج: احسنت، تکامل یا توسعه و یا هر چیزی را که به رفاه ختم شود، رفاه دائم التزاید یک عرفانی دارد که من می خواهم جلوی این را بگیرم، برای جلوگیری می گوییم که همین حد از رفاهی که مردم دارند برایشان کافی است ولی شما این ظرفیت موجود از رفاه را در همه وزارتخانه ها و همه بخشها دائماً ارتقاء می دهید یعنی میگویید استاندارد این مقدار است باید تلاش کنیم تا به این استاندارد از رفاه برسیم، چه میدانید که چقدر هزینه می نویسند که در فلان وزارتخانه می خواهیم به این سطح از رفاه برسیم، برای همین یک جمله ای که گفتم هفتاد، هشتاد سیاست نوشته ایم.
س: به صورت وحدت اثر کنترل رفاه روی روی تولید است؟
ج: جلوی حرکت و رفتن به سمت جامعه بین المللی اقتصادی و منحل در آن شدن را می گیرد.
س: اقتصاد غرب هم محور است برای فرهنگ و سیاست است و شما می خواهید نظام ولایت فقیه را مقابل آنها مصون کنید.
ج: قطعاً
س: یعنی الگوی مصرف اگر تحلیل درستی بشود می تواند یک شعار محوری برای دهه چهارم باشد.
ج: نه اصلا ربطی به الگوی مصرف ندارد، یعنی به معنای الگوی مصرفی که در دانشگاه و جاهای دیگر می گویند نیست.
س: بله معنای غربی نیست، زیرا در آنجا الگوی مصرف به معنای کنترل استانداردها می باشد.
ج: این حرفی را که شما میگویید آقای داودی می فهمد می گوید شما می خواهید جلوی تکامل و تحول را بگیرید و نمی گوید الگوی مصرف بلکه می گوید شما مخالف تحول هستید که در جواب گفتم تحول اگر در دستگاه فکری من معنا نداشت حرف شما درست بود، گفتمان عدالت و پیشرفت که مقام معظم رهبری مد نظرشان می باشد همین معنا را می دهد.
س: بعد می فرماید اصلاح الگوی مصرف مرتبط با این شعار و تعریف است.
ج: همه چیز مرتبط با این شعار است، همه چیز به تعریف توسعه برمی گردد.
س: درست است اگر ما از تعریف درستی از الگوی پیشرفت بدهیم الگوی مصرف رو هم نمی توانیم به همین راحتی تعریف کنیم...
ج: نه همه چیز اول باید به این بازگشت کند و بعد برگردد الگوی دفاعی، نظامی، تغذیه، بهداشت، سلامت و همه چیز به این برگشت باید کند، ما می گوییم برای دوره انتقال یعنی هنوز دولت ؟؟؟که تشکیل نداده ایم باید جلوی این را بگیریم و همین چیزی را که مردم به آن عادت کرده اند را هم از این مقدار جلوتر نبریم، مثلا اگر قرار است یک تکنولوژی جدید بیاوریم که ترافیک شهر تهران کنترل شود، باید جلوی این کار گرفته شود، مردم باید با این ترافیک بسازند به این شکل در طول زمان مجبور می شوند به روستاها و شهرهای خودشان برگردند.
س: یعنی می فرمایید که نیازو ارضاء مادی را از این متکامل تر نکنیم.
ج: یعنی هر چیزی را که برای مردم آورده اید در همین حد نگه بدارید.
س: استدلال تان هم این است که پیشرفت در ارضاء و نیاز معنوی ایجاد کنیم، هر چقدر آن یکی را فربه تر کنیم دیگر کوچک تر می شود.
ج: توسط نظام سرمایه داری با سر در حال بلعیده شدن هستیم، اینکه اتحادیه اروپاو همه عقلاء عالم جلوی اینها ایستاده اند به خاطر این است که به آمریکا می گویند با خشونت این کار را نکنید، اینها به مرور و به دست خودشان در حال منحل شدن در ما هستند و اینطور که نیست که آنها اسلام آورده اند و آدمهای خوبی شده باشند، بلکه می گویند چرا به اینها فشار می آورید؟ اینها خودشان با ولع همه چیز از ما می خواهند.
س: یعنی اتحادیه اروپا قائل به بازی و استراتژی نرم است.
ج: استراتژی نرم یعنی چه؟ اینها می گویند شما با کله به سمت رغبت دارید، چرا با آنها بجنگیم؟ برای اینکه خشم خودمان را ارضاء کنیم، نه نیازی نیست آنها منحل در ما هستند، الان در بین عقلاء آمریکا اختلاف افتاده است.
سوره: یعنی درست فکرمی کنند؟
ج: علی المبنای خودشان اگر بخواهند عاقل باشند باید این طرف قضیه را بگیرند یعنی به مسئله زمان بدهند تا ما منحل شویم، کما اینکه کشورهای دیگر هم و انقلابهای دیگر هم در ادبیات توسعه غرب منحل شده اند مثل الجزایر، در کل این انقلابهای که در صد سال اخیر در جهان اتفاق افتاده است خیلی زیاد هستند ولی همه آنها منحل شده اند زیرا نظام اقتصاد اسلامی ندارند، الان در مسکو سمینار برای اقتصاد اسلامی گرفته اند ولی خرشان کرده اند و کلاه سرشا گذاشته اند ولی آنها نمی فهمند که کلاه سرشان رفته است، می گویند روی این چیزی که من می گویم کلمه اسلام بگذار هر چه می خواهی بگو، اینها عقلای جدید هستند، یعنی به اسم اسلام دارند چوب توی آستین ما می کنند، تنها راه نجات دهنده انقلاب اسلامی در دستگاه دین به اندیشه های حاج آقای حسینی انحصار دارد به عبارت دیگر اگر بخواهید اندیشه آقا و امام وارد ادبیات تخصصی و آکادمیک شود توسط منطق و ادبیات حاج آقای حسینی امکانپذیر می باشد و هیچ راه دیگری ندارد.
س: وقتی که صحبت از اصلاح الگوی مصرف می کنیم در یک سطح آنها را در منطق خودشان منحل می کنند و می گویند اصلاح الگوی مصرف یعنی رعایت استاندارد های خودشان.
ج: جناب آقای نوبخت می فرمایند که ما سه سال روی مدل اسلامی ایرانی کار کرده ایم و بعد زیرش هم آقای هاشمی چنین شعاری را مطرح می کند،....
س: که مقاله ای هم در جواب ایشان نوشتیم و گفتیم که اینقدر ادعا نکنید، وگرنه این حرفهای ایشان چه ربطی به اسلام دارد.
ج: اصلا بحث ادعا نیست، ایشان می گوید اسلام همین است که میگوییم فلان مجتهد هم همین را می گوید، می گوید چه کسی گفته است اسلام یعنی آن چیزی که آقای کشوری ، صدوق ، سید منیر می گوید؛ می گویند من پیش آیت الله های بزرگی مدلم را برده ام و گزارش داده ام گفته اند اسلام همین را می گوید و این مدل اسلامی است.
س: یعنی تفکیک تکامل مادی از معنوی را نوشته اند.
ج: من در جلسه ای بودم که حضرت آیت الله به این بنده خدا می گفت این پژوهش شما عین اسلام است، به کدام حجیت چنین حرفی را ایشان می زند، مشکل اصلی روحانیت است نه این بندگان خدا، این بیچاره ها آدم های منظبطی هستند، همه شون جاسوس نیستند بلکه اشکال من و شما هستیم که اجازه می دهیم اینگونه فکر کنند.
سوره: حالا برای اینکه خیلی خسته نشوید، برای پیدا کردن سرفصل ها در دوره دکتری خیلی ازاین مطالبی که فرمودید ......
ج: در این دوره دکتری؟
سوره: منظورم این است که برفرض که این دوره دکتری تشکیل شده است حالا این سرفصلهایی که در مورد خانواده باید در آن رویش بحث کرد چیست؟
ج: یک بحث این است که اول دوره دکترای ما دوره دکترای مدیریت تحقیقات است، نه دوره دکترای مسائل خانواده یعنی مطلوبیت تولید اندیشه خودمان با منطق جدیدی که داریم را باید برگزار کنیم سپس از این دوره باید هر کس شاخه شاخه جدا شود به سمت گرایش خودش برود، سپس سرفصلهای هر موضوعی مثل خانواده یا اقتصاد یا بهداشت و ... در پایان نامه خود این آقا مشخص می شود.
سوره: در واقع می خواستم به همان مطلبی که آقای کشوری اشاره کردن یعنی مسائل خانواده را که چه چیزهایی هستند وارد شوید که مواردش را هم فرمودید.
ج: عرض کردم یک جمله ست، اگر بخواهید بر مبنای فکر ما عمل کنید اول باید از این اقتصاد جهانی سرمایه داری بیرون بیایید زیرا هدف آنها رفاه است، پس ما برای رفاه سقف بزنیم و به این طریق خارج شویم که ما برای این مطلب سیاستهای کلان مطرح کردیم، در سیاستهای کلان هم روی بافت صنعت و علم و تکنولوژی که با ازدواج موقت همخوانی دارد صحبت کرده ایم که بعد باید در همه مشارب نظام باید برایش سرفصل درست کنیم و سیاستهای اجرایی بنویسیم آنوقت وقتی که این انجام شد باید برنام ه5 ساله و یک ساله اش طراحی شود که روی اینها شما حساب کنید که چند پایان نامه نیاز هست.
س: احتیاج به لجستیک حکومتی هست
ج: گاه می گویید که سیاستهای اجرایی اش را خودتان بنویسید که البته این هم شدنی است ولی لازمه کار این است که خود آقا بفرمایند که همه کار را خودتان انجام دهید و جلو بروید یعنی یک استراتژین کار 27 تا پایان نامه را می تواند در ظرف 6ماه انجام دهد ولی راهش این نیست، بلکه راهش این می باشد که با آن 27 نفری که در آن 27 سرفصل پایان نامه می نویسیند می توانیم این برنامه ها را پیاده کنیم یعنی باید عزم ملی در نخبگان تان ایجاد کنید.
سوره: یکی از بحثهای ما اینست که مسائل واقعی را از دانشگاه ها ارائه بدهیم که حالا اینکه چه مقدار آدم هایی پیدا می شوند که زمینه های خوبی داشته باشند حرف دیگری است، ولی یکی از اهداف مان این است که مسائل درست را از دانشگاه ها مطالبه کنیم مثلا آقایون رشته فلان این مسئله، مسئله جدی می باشد چرا به آن نمی پردازید.
ج: راهکارش این است که وقتی که مطالبه می کنید یعنی نظام شما هم اینطرف مستقر شده است که مطالبه میکنید آیا مستقر شده اید که مطالبه میکنید وقتی که مستقر نشده باشید کسی به شما پاسخ نمی دهد، کاری که باید کنید این است که سازمان تبلیغات بیاید و یک کار دیگری انجام دهد اصلا نیایید به من بگویید که شما به کجا رسیده اید و توانسته اید در کشور تصرف کنید بلکه به جمله اول برگردانید و آن ضرورت این است که باید از یک راه دیگری غیر از این راه موجود برویم می باشد، این را تبدیل به همین گفتمانی که آقا می فرمایند کنید، آقا می فرمایند ده سال وقت بگذارید که معنای عدالت و پیشرفت گفتمان شود، حالا شما بیایید و در سازمان تبلیغات با آقای خاموشی صحبت کنید که ما حاضریم کارگاه هایی را در سطح اساتید بگذاریم که ضرورت اینکه این آقایان یک راه دیگری را پیدا کرده اند را به گفتگو بگذاریم تا اصل ضرورت برای دانشگاهیان حل شود، حال اینکه چه اقدامی می کنند بحث دوم است، سپس روزنامه و نشریه شما بیاید و این کارگاه ها را پوشش بدهد،
س: این همان پیشنهادی بود که آقای مظفری داد.
ج: این اصل ضرورت است، که باید این ضرورت برای دانشگاهیان با یک دوره و برای مسئولین با دوره ی دیگر، برای حوزوی ها یک دور، که در سه سال به صورت هم عرض در این سه جا سه گروه برای کارگاه های اینها می زنیم که باید بودجه کارگاه ها هم تأمین شود و هرکدام از دوستان که مسلط شدند می آیند و مسئله را طرح میکنند و نظام سئوالاتش را می چرخانید، بعد وارد نشریه می شود و سئوال جدید مطرح می شود، اگر سئوال جدید است بیاورید اینجا من جواب می دهم، ولی اگر جدید نیست در دپارتمان های خود دانشگاه ها جواب بدهید وبعد به اینها باید پوشش رسانه ای داد چه توسط نشریه خودتان و چه صدا و سیما یا روزنامه ها.
سوره: حالا اگر فرصتی هست راجع به این نقدی که به کلیت کار ما وارد است از لحاظ آن لایه بندی که انجام شده بفرمایید ممنون می شوم.
ج: همه ی آنها در دستگاه سرمایه داری است، تقسیم بندی به آن شکل در روبناها هست، یعنی اگر شما دوباره ذکر کنید می توان نام برد
سوره: ما اینطور گفتیم که عمیق ترین لایه اجتماعی تفکر می باشد، بعد تفکر در نظریات اجتماعی است
ج: همین تفکری که شما می فرمایید، در جامعه شما سه فرهنگ در حال تأثیر گذاری است، فرهنگ حوزه، فرهنگ دانشگاه، فرهنگ انقلاب، این تقسیم بندی ما هست اگر شما در حوزه تفکر صحبت می کنید باید به این سه حوزه تقسیم شود.
سوره: بعد می گوییم که تفکر در نظریات اجتماعی می باشد.
ج: نخیر، هر دوی اینها یکی هستند یعنی تفکر و نظریات اجتماعی یکی هستند.
سوره: منظورمان بیشتر از تفکر نظریات بنیادین اجتماعی است و کلی ترین نگاه ها...
ج: عرض کردم در این باب تفکر سه حوزه داریم، حوزه، دانشگاه، انقلاب؛ ادبیات حوزه تخصصی است، ادبیات دانشگاه تخصصی و آکادمیک است، و ادبیات انقلاب هم عمومی است، خوب حالا بخش نظریات اجتماعی چیست؟ در دانشگاه یک بخش نظریات داره که کار کتابخانه ای هست و تئوری پردازی و تحقیقات میدانی، نظریات در حوزه یک بحث عقل نظر و یک عقل عمل می باشد که عقل عمل هم باید و نباید است در ادبیات انقلاب هم به این دلیل که ادبیات عمومی چنین تقسیم بندی وجود ندارد.
سوره: یعنی این تقسیم بندی نقض شد؟
ج: نه حل شد یعنی در حوزه یک معنا پیدا کرد، در دانشگاه هم یک معنا پیدا کرد و در ادبیات انقلاب هم اصلا وجود نداشت.
سوره: بعد از نظریات اجتماعی در واقع به عنوان ادامه نظریات نظامات اجتماعی تجلی پیدا می کند یعنی می گوییم که نظام اقتصادی ما چگونه باشد،
ج: یعنی ساختارها اینها همه موضوعات برنامه توسعه است که همه اینها مربوط به دانشگاه است و حوزه و ادبیات انقلاب هم ندارد، گرچه انقلاب به صورت تلفیقی یک چیزهایی دارد ولی هیچکدام مال خودش نیست، یعنی ساختارهای برنامه را فقط دانشگاه ها دارند زیرا مهندسی توسطعه دنیا به دست دانشگاه می باشد. اما حوزه و انقلاب حتی ادعای داشتن چنین مهندسی را هم ندارد.
سوره: بعد هم لایه عینی زندگی است که ما اسمش را سبک زندگی گذاشتیم، سپس گفتیم که تلاش ما اینست که ارتباط این لایه ها را با هم نشان بدهیم.
ج: این هم به دست دانشگاه می باشد، ده درصد حوزه بیشتر دست حوزه نیست و سرنوشت سیاسی دست ادبیات انقلاب است ولی حوزه فرهنگ و اقتصاد به دست دانشگاه می باشد، الان مد مو و لباسی که پوشیده اید داخل همین بازارها و آرایشگاه ها کشور رفته اید و انتخاب کرده اید، یک زمانی بود که عینک های چوبی به چشم می زدیم ولی حالا توی بازار از این عینک ها نیست که علت آن ورود تکنولوژی می باشد و تکنولوژی هم در دانشگاه ها موجود است پس نحوه زندگی ما اعم از پوشاک و خوراک و همه و همه به دست دانشگاه می باشد.
سوره: ببخشید این بخشهایی را که ما در مجله دیدیم که روی آن کار کنیم چطور؟
ج: عرض می کنم وقتی این تقسیمات را انجام ندهید و به آن جا ندهید، همه اش به آنجایی می رود که قدرتش از همه جا بیشتر است یعنی همه اش دانشگاهی می شود به عبارت دیگر شما آنرا اصل قرار میدهید و هر کس اضافه تر از آن و یا کمتر از آن بگوید آنرا قیچی می کنید، زیرا با آن همخوانی ندارد و این کار به صورت طبیعی انجام می پذیرد نه اینکه عمدی در کار باشد یک زمانی شهید آوینی آمده است و خواسته قشر برتر در نظام را شهداء معرفی کند ولی حالا قشر برتر این جامعه نخبگان دانشگاه هستند اما نخبگان حوزه که از طرف آقا دفتر هم برای آن تأسیس شده قشر برتر نیستند. انقلاب، دانشگاه و علم شد؛ مگر روشنفکرهای 150 سال اخیر غیر از عیاشی و عرق خوریهایشان را که حذف کنیم یعنی نظام درباری نبود و نظام ملی بود مثل مالزی و ترکیه آیا چنین چیزی خوب بود، انقلاب نمی شد، الان نظام ما به آن سمت نمی رود، موضع نظام تکلیف سجده برعلم باید مشخص شود سجده بر علم است، انبیاء نیامدند بگویند که از چوب و سنگ استفاده نکنید از علم استفاده نکنید بلکه سجده بر علم را باطل اعلام کرده اند، به ما نگفته اند که سوار ماشین نشویم، بلکه سجده بر اینها نباید کرد، فرهنگستان آمده است بگوید سجده بر اینها باطل است، بعد می پرسند که اگر اینها غلط است پس شما چه می گویید می گوییم همه امور را طوری قرار می دهیم که سجده بر خدا باشد.
س: یعنی تخصیص ها را عوض می کنیم.
ج: تخصیص های مرحله انتقال را عوض می کنیم، تولید تکنولوژی را عوض می کنیم.
سوره: فقط این جلساتی که در رابطه با خانواده بحث کرده اید را می شود بگیریم و مطالعه کنیم؟
ج: گرفتنش هیچ مسئله ای نیست، ولی به درد شما نمی خورد زیرا همه اش اصطلاح است مگر اینکه کسی که در جلسه بوده باشد و برای شما توضیح بدهد، ولی اگر آن کارگاه ها را تشکیل بدهید و به اینکه در بیرون از این کارگاه ها را برگزار کنید می گویید که 15 نفر هستیم که باید اول اینها را فتح کنیم بعد اعضای نشریه سازمان خودش را فتح کند، بعد دانشگاه را فتح کنید، یک بنده خدایی می خواست این کار بکند ولی رفت دیگر پیدایش نشد، ایشان کسی بود که خیلی اولش هیجان داشت ولی وقتی که رفت حتی خبر نداشت که حاج آقا از دنیا رفته است.
اللهم صل علی محمد و آل محمد