بسم الله الرحمن الرحیم
در نیمه دوم سال ۱۳۸۷ با همکاری جناب آقای دکتر ذاکر اصفهانی مسئول وقت مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در محل ساختمان مرکزی این دفتر در پاستور دفتری برای با عنوان تئوریزه کردن انقلاب اسلامی تشکیل دادیم.
موضوع اصلی فعالیت این دفتر پاسخ به نامه ریاست محترم جمهوری اسلامی،دکتر محمود احمدی نژاد به نخبگان حوزوی و دانشگاهی در موضوع اقتصاد بود.
آنچه در زیر می آید متن کامل اولین جلسه ی این دفتر می باشد ؛ که آقایان دکتر ذاکر اصفهانی، دکتر اسماعیلی، آقای مهدی فاطمی، حجج اسلام رسول ساکی،مجید گودرزی،علی کشوری در این جلسه حضور داشته اند. عنوان این جلسه که در تاریخ ۱۸- ۹- ۱۳۸۷ برگزار شده است ؛ ضرورت ارتقای عقلانیت فرهنگ مذهب،برای مهندسی جامعه بر مبنای دین است.بحث این جلسه از سود استاد علامه حجت الاسلام و المسلمین صدوق ارائه شده است.
متن کامل اولین جلسه ی دفتر تئوریزه کردن انقلاب اسلامی- مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوریc-s-s
بسم الله الرحمن الرحیم
1. بررسی معنای اسلامیت موضوعات مختلف؛ مقدمه بررسی نامه ریاست محترم جمهور
حجّت الاسلام کشوری:این اولین جلسه علمی دفتر تئوریزه کردن انقلاب اسلامی در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری است. موضوع 5 جلسه آینده روح نامه آقای رئیس جمهور به نخبگان حوزوی و دانشگاهی (بحث اسلامیّت مدل) میباشد. إنشاءالله خروجی این جلسات به صورت یک سری مقالات برای این مرکز در راستای نامه ریاست محترم جمهوری تنظیم خواهد شد.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: همانطور که آقای کشوری فرمودند شأن نزول این بحث فهم قاعدهمند از نامه ریاست محترم جمهوری و تقاضایی که راجع به شرایط اقتصادی داخل و خارج کشور مطرح کردند میباشد. در آن نامه شعارهای انقلاب، تحقق احکام اسلام و ارزشهای دینی و خصوصاً شعار عدالت مطرح است در آنجا خواسته بودند که دانشمندان حوزه و دانشگاه روی این مسائل فکر کنند و آنرا تبیین کنند. استنباط ما از نامه این است که اولین مطلب و حرفی که باید تکلیفش مشخص و روشن شود و تا به حال هم روشن و معلوم نشده است _ به زغم مبنای فکری حاج آقای حسینی که ما افتخار شاگردی ایشان را داریم _ اسلامیّت اقتصاد یا اسلامیّت همه مقولهها است. ما اسلامیّت مدل را حاکم بر بحث اقتصاد یا جامعهشناسی قرار دادیم.
سعی خواهم کرد به صورت فشرده بحث اسلامیّت مدل را در 5 جلسه مطرح کنم و در 15 جلسه بعدی به صورت مفصلتر و مقایسهایتر با آراء بقیه آقایان بحث کنیم و اگر ضرورت این کار تمام شد به بیش از 150 جلسه بحث در یک پژوهشکده نیاز دارد.
1/1. تفاوت معنای اسلامیت یک موضوع با نسبت داشتن یک موضوع با مسلمانان
ابتدائاً چند چیز را نفی میکنیم تا آن بحثی که مورد نظر ماست معلوم شود. اولین چیزی که باید نفی شود این است که غرض ما از اسلام این نیست که یک عدهای از مسلمانان که معتقد به یک موضوعی هستند فکر کنند و اجماع کنند و نظرشان را راجع به آن موضوع اعلام کنند. آقایانی که در این جلسه حاضر هستند هم شیعه دوازده امامیاند و هم نسبت به مذهبشان عمیق هستند امّا وقتی گفته میشود فلسفه اسلامی یا فلان مقوله اسلامی منظور ما این نیست که این جمع از مسلمانان راجع به این مطلب اجماع کنند. منظور ما آن چیزی است که حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) فرمودند به شیوه خلف صالح چگونه یک چیزی را منسوب به اسلام کنیم نه اینکه چیزی را به مسلمانان نسبت بدهیم.
پس غرض ما از این سلسله مباحث این نیست که چیزی را به مسلمانان نسبت دهیم، بلکه بحث نسبت دادن به اسلام است.
2/1. اجتهاد یا ایجاد ارتباط عقلانی قاعده مند با وحی ؛مفهوم اسلامیت در دوره غیبت
دومین چیزی که نفی میکنیم اینست که وحی قطع شده است یعنی در شرایط فعلی راه _که ما در حال تنفس کردن در آن هستیم_ نسبت دادن چیزی به اسلام ، وحیانی نیست. وحی به معنای عامّ آن _ یعنی ارتباط غیبی افراد خاصّی به نام انبیاء الهی و امامان معصوم (علیهم السلام) _ قطع شده است . البته در مورد اینکه مکانیزم این ارتباط چیست و چگونه است باید بگوییم که ما نمیدانیم و از تحلیل و تجزیه و تفسیر آن اعلام عجز میکنیم.
پس اولاً بر ما و بر هیچ فقیهی وحی نمی شود و ثانیاً فهم عرفی و اخباریگری[1] را هم نفی میکنیم از این دو نفی، فهم عاقلانه از دین به دست میآید. یعنی عقل چگونه امور را به اسلام نسبت میدهد؟
1/2/1. نفی اصالت درک شهودی ودرک عرفی از فهم لازمه مفهوم اجتهاد
پس موضوع بحث ما تخصصها میباشد. در بخش اول خواب، الهام و کسانی که مدعی ارتباط با حضرت ولی عصر(عج) هستند و در بخش دوم فهم عرفی و اخباری گری از دین نفی می شود.
2. تعریف اسلام به آیات تکوینی،آیات تاریخی و آیات اجتماعی
ما به عنوان یک مبنای فکری میگوییم دین آیه است، میپرسید اسلام چیست؟ می گوییم آیه است. هر چیزی که به آیات نسبت پیدا کند نسبتش به اسلام تمام است. آیه چیست؟ اگر بخواهیم به صورت تمثیلی آیه را توضیح بدهیم باید بگویم که در قرآن و روایات مرتباً شما را به آیات الهی دعوت میکنند.
یک سری از آیات، آیات تکوینی است مانند گردش خورشید و شب و روز و هر کاری که انجامش از افراد دیگری بر نمیآید باران،
عذابهایی که خدای متعال بر اقوام مختلف نازل کرده است یا نعماتی را که بر انبیاء نازل کرده است از این قبیل آیات تاریخی است و تکوینی نیست. مثلاً آیهای به یکی از انبیاء داده و فرموده است که به طرف مردم برو و آنها را به خدا پرستی دعوت کن مانند عصای حضرت موسی، ناقه حضرت صالح و ... به هر صورت یک آیاتی را تحت تصرّف آن پیامبر قرار داده است.
3/2. تبیین تمثیلی آیات اجتماعی
یک سری از آیات هم اجتماعی است مانند برکات و نزولات اجتماعی، پیروزیهای اجتماعی ، مانند پیروزی مسلمانان در جنگ بدر که هر کسی بر اساس معادلات جنگی آن روز محاسبه میکرد میگفت در جنگ بدر پیروزی برای مسلمانان واقع نمیشود و کسانی بودند که به مسلمانان میگفتند به جنگ کفار نروید، با آنها قرارداد صلح امضاء کنید.
3. آیات «حسی، عقلی و شهودی» موضوع امتحانات مقاطع سه گانه تاریخ
پس به صورت تمثیلی عرض کردیم آیات، سه دسته است. آیات «تکوینی، تاریخی ، اجتماعی» و آنها را توضیح دادیم.
1/3. آیات حسی موضوع امتحانات مقطع اول تاریخ (از هبوط حضرت آدم (علیه السلام) تا بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم))
از هبوط حضرت آدم (علیه السلام) تا بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آیات[2] خدای متعال حسّی میباشد.
از بعثت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله سلم) تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) موضوعِ امتحانات مردم آیات عقلانی میباشد
3/3. آیات شهودی موضوع مقطع سوم تاریخ(از ظهور حضرت ولی عصر(عج) تا قیامت)
و از ظهور حضرت ولی عصر(عج) تا قیامت _ که عالم ظهور و عالم رجعت میباشد _ مردم به آیات شهودی و عرفانی امتحان میشوند.
4/3. وقوع انقلاب اسلامی در دوره دوم تاریخ
بنابراین از بعثت نبی اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) تا غیبت حضرت ولی عصر(عج) که نسبت بین رسالت و امامت تمام میشود را «خورشید وحی و خورشید عقلانیّت وحیانی» مینامیم و البته خدشه ناپذیر است و هیچ عقلی هم نمیتواند اختلاف ، ناهنجاری و عدم تلائم در آن پیدا کند.
ما(انقلاب) در عصری زندگی میکنیم که معصوم (علیه السلام) حاضر نیست یعنی پرچم اسلام، پرچم بندگی خدا و پرچم اقامه کلمه حق بر دوش فقهای عظیم شیعه است. هفتاد سال و اندی نواب خاصّ و بعد از آن هم نواب عامّ تا زمان ظهور حضرت حجت (عج) این مسئولیت را به عهده گرفتهاند. این شرایطی است که از نظر تاریخی ما در حال زندگی کردن در آن هستیم.
4. بررسی سیر تکامل عقلانیت(تخصص ها) در دوره دوم تاریخ
مسئله بعد این است که در عصر غیبت تخصصها و عقلانیت موجود چه دورههایی را طی کرده است.
1/4. برسی سیر تکامل تخصص در دستگاه شیعه
1/1/4. دوره اخباریون؛ مرحله پیدایش(دوره نطفه) تخصص دینی(دوره حفظ سند)
دوره اول، دورهی نطفه است که شامل دوره اخباریگری میشود یعنی فقهای ما به میزان بالایی سعی میکردند که اصل سند را حفظ کنند و سینه به سینه منتقل کنند، زیرا اخبار و اَسناد ، دارای حجم بسیار بالایی بوده است وسعی میکردند که سلامت آیات را حفظ کرده و انتقال بدهند لذا در این دوره دخالت عقل را به شکل امروزی نفی میکردند.
پس در مرحله نطفه، اَسناد به دست فقهای عظیمالشأن ما حفظ شد. گرچه بعدها اصولیون آمدند و رفتار آنها را تخطئه کردند و ساختار آنها را شکستند. مذاق اصولیون غلبه کرد و اکثر اخباریون هم پذیرفتند و به این سمت آمدند.
2/1/4. تولد علم اصول آغاز دوره کودکی تفقه
دوره کودکی فقاهت، دورهای است که اصول متولد میشود.
1/2/1/4. تولد تدریجی علم اصول از علم فقه
یعنی زمانی که آرام آرام اصلهایی را که به آنها محتاج بودهاند استخراج کردند. به مرور زمان که اصلها زیاد شدند اصول از فقه جدا شد و به عنوان یک علم مستقل مطرح شد. «پذیرش عقلانیّتِ اجتماعیِ تخصّصی» به معنای علم اصولی است که الآن در دست ماست و وظیفه مکلف را تعیین میکند.
2/2/1/4. تقسیم قواعد علم اصول به قواعد عقلی،عقلائی و عرفی
بخشی از نظام تخصّصی اصول به قواعد عرفی برمیگردد که قواعد دستور زبان میباشد، بخشی از آن به قواعد عقلی برمیگردد و بخش دیگری از آن به قواعد عقلائی بازگشت دارد
امّا خروجی آن تعیین تکالیف مکلف است. ولی توصیف و ارزش داخل آن نیست.
4/2/2/1/4. علم رجال و علم درایه متکفل بررسی صحت روایات
برای خود سند هم که دائماً {از زمان معصومین(علیه السلام)} فاصله پیدا میکرد علومی مانند علم رجال و درایه تولید شد.
5/2/2/1/4. بازگشت هویت فعلی شیعه به علم اصول
کل علم اصول به این دو اصل ریشهای که اولاً خبر حجیّت دارد و ثانیاً آگاهی هم از اجمال به تفصیل حجیّت دارد برمیگردد و این علّت درست شدن جامعه شیعه شد.
6/2/2/1/4. خارج بودن مفهوم عدالت از مفهوم اجتهاد در فرهنگ تخصصی فقهای شیعه
امّا آنچیزی که چهارچوب اصول را مشخص میکند بحث اجتهاد است. ولی عدالت یک امر جدای از اجتهاد است. در نظام پرورشیِ عملی، آقایان فقها سعی میکنند خودشان را در عملِ به اسلام پرورش بدهند. لذا عدالت خارج از چهارچوب علمی و به ارتکاز مذهب شکل میگیرد. خود علم اصول موجود یک بحث کاملاً علمی است و ربطی به تعبّد ندارد.
7/2/2/1/4.بازگشت توصیف به فلسفه و ارزش به حسن وقبح عقلی درفرهنگ تخصصی فقهای شیعه
در این دوره توصیف را به فلسفه ، کلام و عرفان دادند و ارزشها را هم به عقل عمل و حسن و قبح عقلی دادند. تکلیف حالت تخصّصی پیدا کرد و نظام حجیّت در آن عمل شد و تکالیف معیّن شد که رسالههای عملیه هم همین است . دو جلد تحریر الوسیله حاصل اصول و فقه شماست. دوره کودکی هم تمام شد.
حال میخواهیم وارد دوره تمیز شویم. از پانصد سال پیش به این طرف با نفی حجیّت منطق صوری و زیر سئوال بردن دین خرافی مسیحیت، کفر برای ارتباط با دنیا ، ابزار جدید «تولید گمانه» پیدا کرد
1/3/1/4. ایجاد تغییر در نحوه زندگی، ثمره منطق غرب
و از این ارتباط توانست کیفیت زندگی را در همه وجوه تغییر بدهد. هم در صحنه مدیریت انقلاب انجام داد[3] و هم توانستند این مدیریت را صادر کنند. بعدها منطق و سپس کالایشان را هم صادر کردند.
4/1/4. ایجاد تغییر در زندگی بشر به سوی لذت جوئی بیشتر در غرب، علت فروپاشی دولت های اسلامی التقاطی
ریشهی نظامهای بعد از آقا امیر المومنین التقاط بود، این نظام ها با این پدیده [رنسانس] در عمل به سازش رسیدند در واقع دست اینها رو شد، آنها به علّت این که دنیا را میخواستند و کیف زندگی بهتری برایشان فراهم شده بود، آنرا پذیرفتند. به همین علّت نظامهای التقاطی اسلامی که بیش از هزار سال بر جهان اسلام حکومت کرده بود فرو پاشید .
4/1/4. احساس تکلیف فقهای شیعه برای دفاع از کیان اسلام بعد از فروپاشی امپراطوری التقاطی جهان اسلام
وقتی این اتفاق افتاد عملاً دفاع از کلمه اسلام در عینیّت در همه بلاد اسلامی مانند عراق، لبنان، سوریه و اکثر جاها به دوش فقهای عظیمالشأن اسلام افتاد . علما کفر آمیز بودن تمدن مدرنیته را استشمام کردند و این فقهای شما بودند که در همه جا قیام کردند.
1/4/1/4. تأسیس حکومت اسلامی نتیجه مبارزات فقهاء با مدنیته
البته این کار با یک فهم وجدانی و ارتکازی از کل مذهب واقع شد نه با یک منطق خاصّ. در کلّ عنایت خاصّهای از طرف حضرت ولی عصر(عج) به سربازان و فقهایی که استضائه از محضر نور ولی الله الاعظم میکردند بود که توانستند پرچم این مبارزات را بلند کنند که در نهایت منجر به تأسیس یک نظام شد. ابتدائاًً مبارزه علماء با ظلم و خاصه مبارزه حضرت امام خمینی(ره) منجر به تخریب ساختار یک حکومت شد.
1/1/4/1/4. تلاش برای مدرن سازی همه جانبه ایران در حومت پهلوی خائن
به وسیله سلطنت پهلوی مدرنیته را در همه وجوهش اعمّ از برنامهریزی، اقتصاد، کالا، دانشگاه، آموزش و پرورش و… وارد نظام ایران کردند. فرق بین سیاست رضاخانی و محمدرضایی هم این بود که رضاخان با زور حجاب از سر زنها بیرون میآورد و محمدرضا به نحوی پرورش غربی را در این کشور پیاده کرد که دخترها چادر از سر مادرانشان بیرون کشیدند یعنی کشف حجاب را تبدیل به نظام ارزشی جامعه کرد.
5/1/4. طرح موضوع مهندسی اجتماعی بر اساس اسلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛آغاز دوران بلوغ تفقه
حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) تخریب را به نحو احسنت انجام دادند. بعد از ایجاد نظام ، ضرورت مهندسیِِ اجتماعی اسلامی مطرح شد که از مقولههای بسیار خُرد و بریده مانند اقتصاد اسلامی، بانکداری اسلامی و .... شروع شد . مثلاً اسلام در عرصه هنر چه میشود؟ اسلام در صدا و سیما چه میشود؟ ضرورتها مطرح شد ضرورت هندسه ولایت، هندسه مدیریت و… و البته از طرف امام سفارش داده شد و انقلاب اسلامی از منظر عقلانیت باید رابطه خودش را با انقلاب فرهنگی مشخص و روشن میکرد، که به نظر ما این دوره، دوره بلوغ فقاهت است.
1/5/1/4. توجه به موضوع شناسی لازمه مهندسی اجتماعی بر اساس اسلام
حجّت الاسلام کشوری: یعنی ظرفیت فقاهت از پاسخگویی فردی به مهندسی اجتماعی رسیده است ؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: خیر ؛ از حکم شناسی به موضوعشناسی آمده است. تا وقتی که نظامات ساده بود تفکیک بین حکم شناسی و موضوعشناسی وجود نداشت و کسی هم نمیگفت شأن فقیه موضوعشناسی است. قبل از انقلاب پاسخگویی به مسائل مستحدثه مطرح بود و کسی در این مسئله احساس خلائی نمیکرد ولی امروز بعد از انقلاب ، مردم نمیپذیرند که مرجعیت بگوید موضوعشناسی شأن اسلام نیست، به همین دلیل دستگاه رهبری درست شده است یعنی از درون دستگاه مرجعیت، دستگاهی به نام ولایت مطلقه فقیه و اصل ولایت فقیه مطرح شده است . در حال حاضر دستگاه رهبری پاسخگوی این نیاز است
وگرنه آقایان مراجع به همان شکل سنّتی در حال پاسخگویی به افراد هستند. یعنی افراد به دفاتر ایشان مراجعه میکنند و مسئلهای را میپرسند و آن مسئله در ظرفیت فرد تجزیه میشود و بدون ملاحظه نسبت آن به اهداف داخل در نظامات و زمان ، میتواند جواب مسئله را بدهد، امّا در بحث ولایت و مدیریت اینگونه نیست بلکه باید شرایط اجتماعی برای تحقق عدالت فراهم کنید. شرایط اجتماعی برای دینداری و دینخواهی و عمل به احکام اسلام فراهم کنید. امام خمینی(ره) میفرمودند هدف حکومت، تئوری تحقق احکام است و مقام معظم رهبری یک قدم بالاتر فرمودند که هدف نظام «ایجاد یک تمدن حقّه الهی در منطقهای از عالم قبل از ظهور است» این نیازمندی هر روز به بیانهای جدیدتر از دستگاه رهبری طرح میشود.پس یک سیر تاریخی را گفتیم. مِبتلابه عقلانیّت فقهای ما امروز چه مطلبی هستند؟ مبتلابه عقلانیّت فقهای ما پاسخگویی به «مهندسی اسلامی نظامات اجتماعی» است، امّا هنوز نظام در شهود خودش قرار دارد یعنی همه بالوجدان میگویند دست آقا امام زمان (عج) پشت سر این انقلاب و نظام است. این بحث شهودی بودن قضیه است وگرنه یک مطلبی که علمی و استدلالی میشود _ مثلاً داخل در آموزش و پرورش یا آموزش عالی میآید _ افراد احساس حضور و شرکت در موضوع میکنند، به همین دلیل نظام هنوز قائم به شخص است.
5. بررسی فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حوزه های علمیه
برای اینکه بتوانم ربط اسلام را به مدل در همین جلسه تمام کنم یک مقدمه دیگر میگویم. حرف من از اول تا آخر همین است . کارآمدی دین از حوزههای معارف موجود استنباط تکلیف است یعنی تکلیف فرد، اعتقادات فرد، نظام ارزشی و اخلاقی فرد را تمام میکند.
1/5. ابلاغ و نشر معارف دینی، مبنای فعالیت های فرهنگی حوزه های علمیه
در دستگاه فرهنگی آن همین موضوعات را نشر میدهند، یعنی چیزی را که در تکلیف استنباط کرداند نشر میدهند و در رساله هم بیان میکنند، یک دوره اعتقادات را یا در سازمان تبلیغات یا کتابهای دینی مدارس و یا هر جای دیگر درس میدهند. مسائل اخلاقی هم تذکرات اخلاقی است که داده میشود.
2/5. اقامه عزاء و موالید اهل بیت،فعالیت سیاسی حوزه های علمیه
امر سیاسی آن اقامه عزاداریها و برگزاری مجالس مختلف است. بعد از انقلاب بوسیله این تراکتهایی که زده میشود، [به مردم یاد آوری می کنند.] یک زمانی مردم روز شهادت معصومین را هم فراموش میکردند ولی حالا روز شهادت حضرت مسلم را هم متذکر میشوند،
3/5. اخذ حقوق شرعی ، مبنای اقتصاد حوزه های علمیه
امر اقتصادی آن هم به گرفتن زکات ، خمس و وجوهات میباشد یعنی کارآمدی دین سنّتی ما از نظر «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی» به این سه مقوله برمیگردد .
4/5. اضافه شدن مبارزه به فعالیت های حوزه های علمیه در 150سال اخیر
در این صد و پنجاه سال مبارزه علاوه بر اینکه روحانیت این کار را جزو بنیه اصلی انقلاب می دانستند مبارزه را هم به آن اضافه کردند، یعنی کلاً دو کار از طرف روحانیت انجام میشد.
دکتر اسماعیلی: مبدا این صد و پنجاه سال کجاست؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بحث صد و پنجاه سال، یک بحث آکادمیک است، اما در بحث تخصّصی، مبدا مشخص میشود، بنابر ادبیات انقلاب مقام معظم رهبری میفرمایند صد و پنجاه سال امّا بنابر ادبیات ما باید فلسفه تاریخ دقیق تولید شود تا بتوانیم علمی صحبت کنیم و بگوییم هر دوره از کجا تا کجاست؟
دکتر اسماعیلی: گاهی اوقات این تاریخها ابهامزا است، مثلاً جلال آل احمد در یکی از کتابهایش میگوید دویست سال استیلای فلان.. ایشان این تاریخ را از کجا گفته است؟
2/4/5. تلفیق تحولات رنسانس با اهواء نظام های التقاطی جهان اسلام ،مبنای فروپاشی جهان اسلام
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: چیزی که ما تحلیل کردهایم این است که در رنسانس یک اتفاقی افتاد و زمانی که این اتفاق در زیر ساخت اهواء نظامهای التقاطی اسلامی ضرب شد موجب فروپاشی جهان اسلام گردید. این یک تحلیل جدید است. که در واقع بده و بستانی است که در این صد و پنجاه سال بین تمدنها اتفاق افتاده است، زیرا متولی تمدن همین حکومتها بودند یعنی متولی تمدن بعد از نبی مکرم (ص) و آقا امیر المومنین (علیه السلام) حکومتهایی بود که مسلمانان اداره آنها را به عهده داشتند و ربطی به اسلام ندارند. این ابرقدرتی از دستگاه اسلام با تحوّل منطقی و نفی خرافات مسیحیت به دست اروپا افتاد و زمانی که به سمت جهان اسلام سرازیر شد سردمداران جهان اسلام پسندیدند و وقتی که پسندیدند ابرقدرتیشان را از دست دادند زمانی که چنین شد مسئولیت اقامه کلمه حق به دست فقهای شیعه افتاد یعنی مبارزات اجتماعی به عهده ایشان قرار گرفت. در این تحلیل فضای سال و تاریخ مطرح نیست چرا که تحوّل تمدنی است، امّا وقتی که بحث فلسفه تاریخ را بنویسیم دقیقاً مشخص میکنیم هر کدام از فعلها دارای چه تأثیری بوده است و چه کارآمدی داشته است.
3/4/5. جمع بندی کارآمدی حوزه های علمیه در 150سال اخیربه حفظ هویت جامعه اسلامی
کارآمدی دین سنّتی همین بود که گفتم، در حال حاضر کارآمدی سنّتیهای ما هم همین است و تنها تفاوتش این است که در تکنولوژی ضرب شده است و علاوه بر اینکه از طریق منبر احکام و اعتقادات و حرفشان را نشر میدهند، از طریق سایتها هم این کار را انجام میدهند، به کمک حکومت یک مرکز فرهنگی در انگلیس، فنلاند و... هم تأسیس میکنند. یعنی بستر ترویج آنچه را که توانستهاند استنباط کنند توسط حکومت فراهم شده است، کارآمدی آن در عرصه سیاسی، مبارزات سیاسی و نفی ظلمهایی بود که اتفاق می افتاد مثلاً انگلیسیها یا آمریکائیها منافع نفتی ما را می بردند. در کل با هر کسی که می خواست سرنوشت کشور را تغییر بدهند برخورد میکردند. هر روز با یک پدیده و حادثهای برخورد میکردند
1/3/4/5. به کارگیری ابزارها و روشهای غربی در مبارزات فقهاء در 150سال اخیر
امّا در ابزارها و روشهای مبارزاتی ، از همان راهکارهای غربی استفاده میکردند مانند مرحوم مدرس که نماینده مجلس شدند یا حضرت آیت الله کاشانی که تا حدّ ریاست مجلس هم جلو رفتند. پس در عرصه سیاسی با همان نرمافزاری که غرب ارائه داده بود عمل میکردند، بعد از انقلاب هم همینطور است یعنی ناچارید تا زمانی که یک چیز جدیدی را در عقلانیّت برای «جریانِ ساختارِ نظام ولایت فقیه» ارائه ندهید به همان راهکارهای غربی عمل کنید. پس بعد از انقلاب هم به همان شیوه سابق عمل میشود.
در بخش فرهنگی کارهایی مانند حضرت آیت الله مکارم شیرازی، مرحوم آیت الله مطهری و دیگر بزرگان انجام دادند از دانشگاه و مجلات و مدارسی که احداث کردند استفاده کردند یعنی از همان نرمافزارهایی که فرهنگ دستگاههای مدرنیته ارائه میداد و شروع به نشر دین میکردند.
در امور اقتصادی بحث زکات ، خمس و وجوهات کافی نبود، بلکه نمایندگیها، بازار، سوق المسلمین و... آرام آرام - به وسیله احکام پاسخگو به مسائل مستحدثه - امضاء شد و البته اینها هم بنیه مالی مبارزات میشد.
در مرحله سوّم امام خمینی(ره) قیام را انجام دادند و منجر به تأسیس یک حکومت شد. شما امروز نیازمند به تولید جامعهشناسی خود هستید، نیازمند به تولید اقتصاد اسلامی و مدل اداره اسلامی هستید، که این کلاً با مراحل قبلی متفاوت است.
پس در دوره بلوغ توانستهاید دستگاه «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی» مقابلتان را به چالش بکشانید، حرف جدید بزنید، عرصهی نویی را باز کنید و در دنیا یک استثناء شوید، یعنی به این اندازه که اگر در بوسنی و هرزگویین هم یک عده بگویند اسلام، در آنجا دستور نسل کشی داده میشود در واقع آنها خیلی زودتر استشمام میکنند این کاری که امام انجام داده است چه معنایی دارد.
این بحث در رابطه با کلمه اسلام بود. در فهم از اسلام، درگیری بین تخصصها است و برای تحقق دین، ظرفیت عقلانیتی که استضائه به قرآن و کلمات معصومین است ، باید ارتقاء پیدا کند. اوایل به ما میگفتند شما امام سیزدهم آورده اید این حرف یعنی اینکه دین جدید آوردهاید. حال میپرسیم مگر دین چیست؟ قبلاً با عقلانیتی که سابق داشتید فهم از دین میکردید.
پس به ما وحی نمیشود حتی اگر توانستید به صورت قاعدهمند مسائل یک نظام را به دین نسبت بدهید باز هم وحی نخواهد بود، حقیقت دین بر قلب نازنین نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است و آن را به کسی دیگر نمیدهند. قبلاً احکام ظاهریه استنباط میشد الآن ولایت ظاهریه استنباط میشود، نه حقیقت ولایت، نه آن علمی که در دعای ندبه خطاب به نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) میخوانید و میگویید «علم کان و مایکون» یعنی علم اول و آخر را به پیامبر داده اند ، این حقیقت دین به بنده و دیگری منتقل نمیشود، بلکه ما باید حجّت خودمان را تمام کنیم تا بتوانیم بگوییم آن چیزی که بضاعت عقلانیّت ما بود را فهمیدیم و به آن عمل کردیم.
حجّت الاسلام کشوری: موضوع امتحان ما همین است.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بله؛ عرض کردم آیات عقلانی یعنی با استضائه به در خانه معصومین(علیهم السلام) _ چه در تولید اصل منطق و چه در اداره یک نظام _ برویم و بتوانیم حجّت شهودی یا عقلانی را تمام کنیم.
پس جنگ بین عقلانیّت در انحرافها و عدم انحرافها در دینامیزمهاست، فقهای عظیمالشأن اسلام از زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) تا به حال انحرافهایی را که در اهل سنّت وجود داشت کنترل کردهاند مانند «قیاس ، استحسان و استصلاح». این مفاهیم نرمافزارهای روشنفکری زمان خودشان بودهاند ولی چون روابط اجتماعی، روابط اجتماعی قومیتی بوده است نه فلسفه دموکراسی. ضمناً مبتلابه آن هم فرد بوده است ، انحرافش هم کوتاه بوده است و موضوعات بریده بریده بوده است، کشیدن حکم بدون حجیّت شرعی به یک موضوع دیگری تمثیل میشده است که به آن قیاس میگویند، استحسان و استصلاح و .. بحثهایی است که فقهای ما به صورت فنی در کتابهایشان مطرح کردهاند، حال شما میخواهید انحراف و عدم انحراف را در دینامیزم و ساختارهای نظام مشخص کنید،
2/6. استنکاف امام خمینی در مسیر پیروزی انقلاب از پذیرش ساختارهای مدرن مبارزه
همانطور که در تخریب نظام سلطنتی افرادی در مقابل امام امتحان شدند. کسانی بودند که برای مبارزه کردن راههای دیگری را مقابل امام قرار میدادند مثلاً میگفتند باید نبرد مسلحانه کنیم یا رفتارهای پارلمانتاریستی به ایشان پیشنهاد میدادند، امّا امام تئوری پیروزی خون بر شمشیر را مطرح نمودند که در واقع همان راهی است که انبیاء انجام میرفتند. باید همه اینها را تئوریزه کنید زیرا تا به امروز شهودی جلو آمدهاید .
3/6. جلوگیری از انحراف عقلانی در مقیاس حکومت و ساختارها موضوع استنباط دوران تمیز
اما اینک مبتلابه شما نسبت دادن رفتار یک نظام به اسلام است . اینجا اقتصاد و مقولههایی که میگوییم به بحث مدل برمیگردد.
آن چیزی که توسط خبرگان اول در قانون اساسی برای اسلامیت مهندسی شد، ملاحظه عدم مخالفت قطعیه مصوّبات مجلس با فهم از دین بود. یعنی همان رسالههای عملیه بوسیله یک نهادی به نام شورای نگهبان وارد ساختار سیاسی شد.
ولی یک ربط علمی را مورد بحث قرار نداده است زیرا اسلام را حقوقی دیدهاند امّا اگر بخواهیم اسلام را در ولایت ببینیم کلاً مقیاسش عوض میشود. حقوقی دیدن یعنی اینکه در فقه چیست؟ ولایی دیدن یعنی در کلام چیست؟ بعدها مجمع تشخیص مصلحت برای رفع اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی طراحی شد. ولی بعدها افقهای دیگری از بحث های مدیریت مانند چشم اندازها ، برنامهها و تولید سیاستهای کلان حاکم بر برنامهها مطرح شد که آنها هم به عنوان وظیفه به دوش این مجمع گذاشته شد.
در مجمع تشخیص مصلحت هم با دید عرفی و کارشناسی این کار را انجام میدهند و اصلاً به اسلام ربطی ندارد. در اینجا هم دوباره مسلمانان جمع شدند هیچ کس نمیتواند روی نیت این آقایان دست بگذارد، یعنی از نظر فردی همه حاضرند برای اسلام فدا شوند و رهبر انقلاب هم کسانی را منصوب میکند که معتقد به اصل نظام هستند، امّا شما مانند بحث اصولی میخواهید بحث کنید که نسبتش به اسلام چه شد، می خواهید نسبت سیاست کلان، برنامه و چشمانداز را به اسلام تمام کنید. پس در اینجا هم مشکل همچنان حل نشده است.
7. بررسی معنای مدل در سه سطح "تکامل جامعه" و"نظام موازنه قدرت" و "تخصیصها"
آنچیزی که ما لازم داریم و باید به سمت آن حرکت کنیم این است که مدل را یک بار در سطح ساخت تمدن ببینیم، یک بار در نگاه به جامعه ، یک بار در تکامل جامعه و یک بار هم در نظام موازنه قدرت و تخصیصها ببینیم یعنی باید سه بار مدل را در سه سطح مورد دقت قرار دهیم.
1/7. ارائه الگوئی جدید برای زندگی بشریت در مقابل الگوی مدرنیته؛ معنای مدل در مقیاس تکامل جامعه
مدل را در ساخت تمدن دیدن یعنی اینکه : آیا راه و رسم دیگری برای زندگی دارید که غیر از راه و رسم زندگی در مدرنیته باشد . باید این را اثبات کنید یعنی در یک مقطع خیلی بزرگ _ پانصد ساله، هزار ساله _ در قرن بیستم باید مدل را ببینید.
1/1/7. طراحی مدل برای اداره جامعه بر مبنای دین، ابزارجریان ارزشها درجامعه
بد نیست به یک خاطرهای در همین رابطه اشاره کنم ، در یکی از نمایشگاههای فرهنگستان یک بنده خدایی که خیلی هم متدین بود جدولهای حاج آقای حسینی (ره) را که همه آنها اصطلاح بود را دیده بود بعد میگفت این همه کار نیاز نیست، ولی فقیه حاضر است و میگویند که چه کار کنیم. به تناسب این بحث حال اگر بخواهیم بگوییم که حقیقت اسلام زیارت امام حسین(علیه السلام) و خون شهداء و سینه زنی و ... است که هست و باید بگوییم همینطور است یعنی حقیقت دین چیزی ورای امام حسین(علیه السلام) نیست امّا الآن شما میخواهید همه کشور هیئت شود ولی نمیشود، میخواهید آموزش و پرورش، کلاس درس و مدرسه بوی امام حسین(علیه السلام) بدهد ولی نمی دهد . هر روز میبینید دانشآموزان یک مدل موی جدید درست کردهاند، این اتفاق در مدارس کشور ما میافتد . این در حالی است که وقتی به رأس این وزارتخانه نگاه میکنید می بینید خود آقای وزیر یک فرد هیئتی و مذهبی خوبی است، ولی نمیتواند این نیت خالص خود را داخل این وزارتخانه جاری کند یا فلان رئیس جمهور یا فلان وکیل نمیتواند این کار را انجام دهد، میخواهیم ببینیم مشکل از کجاست که نمیشود.
اول اینکه قبول کنیم در دوره غیبت اگر کسی به عظمت حضرت امام خمینی(ره) یا مقام معظم رهبری هم باشد به او وحی نمیشود، بلکه مجاری تحقق دین، مجاری فهم یک فرد غیر معصوم است. او هم قطعاً انتخاب میشود یعنی در سیر پرورشی خود به دست دستگاه خداوند انتخاب میشود ولی جنس انتخاب شدن او اینگونه نیست که جبرئیل بر او نازل شود ، لذا عقل و لوازماتش، عقل و نرم افزارش یعنی منطق، موضوع امتحان قرار می گیرد.
1/1/1/7. ارائه مدل برای اداره جامعه ابزار جلوگیری از نفوذ ولایت شیطان در دستگاه ایمان
پس در این 1400 سال هم آن کسانی که پرچمدار توحید شدند با ابزار عقلانیّت و محاسبه، توسل و ابتهال ظاهریشان به در خانه معصومین(علیهم السلام) کار کرده اند . کلاً ترکیبی از توسل و عقلانیّت حافظ دینداری مردم بوده است و امروز مقیاس آن عوض شده است، مقیاسش یک حکومت است، این یک طرف قضیه است و طرف دیگر هم هجمه ابلیس است، هجمهای که امروز روبروی شما هست مثل صد ، دویست یا هزار سال پیش نیست که همهجانبه نباشد، بلکه همه جانبه است و سرعت زیادی هم دارد هیچ شأنی از شئون بچههای شما نیست که ساختارهای پرورشی و دستگاههای مطالعاتی آنها روی آن قضیه کار فکری نکنند و اگر شما ولایت نکنید آنها حتماً ولایت میکنند.
2/1/7. تکامل ظرفیت عقلانیت شیعه، اولین لازمه تولید مدل اداره جامعه بر مبنای دین
پس یک طرف، ابزار فهم و تحقق ماست که نرمافزارهای عقلی است و باید بهینه شود، ظرفیتش ارتقاء پیدا کند و از طرف دیگر هم نمیتوانیم نسبت به هجمه دستگاه کفر بی تفاوت باشیم و اگر بگوییم الاصل «عدم الولایة» عملاً با دو لازمه ولایت کفر را در هر شأنی که فرض کنید پذیرفتهایم . اطلاق ولایت به معنی اطلاق در اختیارات نیست که دیکتاتوری بشود بلکه اطلاق در پرستش خدای متعال است یعنی اینکه هیچ شأنی از بندگی خداوند خارج نیست همانطور که ابلیس هم هیچ شأنی را برای سجده کردن بر خودش خالی نمیگذارد. خداوند می فرماید ابلیس در همه چیز حتی در زاد و ولد شما هم مشارکت میکند.
اولین کاری که دفتر فرهنگستان در سال 61-62 برای این مطلب انجام داده است ساخت منطقی به نام منطق انطباق بوده است ، زمانی که تئوری حکومت ایجاد بستر برای تحقق احکام بود و این یک ارتکاز بود و ایشان هم به علّت این که خودشان را شاگرد حضرت امام میدانستند برای این، یک نرمافزار تولید کردند و منطق سیستمی را ارائه دادند که در آن «هدف ، مبنا و عوامل» را هدف قرار میداد. یعنی منطق سیستمی موجود را تکامل دادند تا بتواند ابزاری جهتدار برای تحقق احکام اسلام درست کند.
1/1/2/1/7 تعریف مدل به معنای انطباق احکام کلی به موضوعات تخصصی، اولین درک از مدل برای اداره کشور
پس اولین درک از مدل برای اداره کشور در فرهنگستان بوسیله منطق انطباق تولید شد و آدرس آن هم کتاب نظام فکری، بحث منطق تجربی است. در آنجا خود حاج آقا حسینی (ره) منطق سیستمی را به صورت خیلی خلاصه و موجز بحث کرده و جمعبندی نموده اند.
2/1/2/1/7 منطق انطباق، ابزار تشخیص تناسب موضوعات تخصصی با اهداف دین
آقای فاطمی: منظور از منطق انطباق چیست؟ آیا همان بحثهای مدیریتی و... است که در منطق سیستمی مطرح می شود؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: خیر؛ یک قدم بالاتر از آنها است، یعنی غرض و اهدافی که آنها در بحثهای مدیریتی داشتهاند نبوده است بلکه غرض و هدف این بوده است که رسالههای عملیه در این نظام بستر تحقق پیدا کند . یعنی از آن طرف (مباحث دانشگاهی) حرکت نکرده است بلکه از معارف موجود حوزه و دارائی دینی شروع کرده است . یک حوزه متدولوژیک داریم که اعتقادات را ارائه می دهد و ابزار آن منطق صوری است ، خروجی آن تسلیم شدن به قرآن و کلمات معصومین(علیهم السلام) است. اصل اعتقادی یعنی توحید ، نبوّت ، عدل ، امامت و معاد که معنای دینداری میدهد. سپس ضرورت منطق دوم مطرح میشود که چگونه به صورت صحیح و سالم به کلمات وحی نسبت بدهیم و بر این اساس به او بگوئیم نماز بخوان، زکات بده، خمس بده، حج برو، و.... یعنی روی هم پنجاه و دو باب فقهی اصول فقه درست میشود.
حال امام خمینی(ره) قیام کردهاند و گفتهاند که باید فقیه در رأس حکومت باشد و ایشان مجری پیاده کردن قوانین اسلام باشد. حاج آقای حسینی(ره) این مسئله را مطرح کردند که گاه موضوعات، عرفی و بدیهی است پس نیاز به استدلال ندارد مثلاً فرق بین آب و شراب را میفهمم و نیازی به شرح و استدلال برای آب یا شراب بودن ندارد. با بو کردن میفهمم که کدام آب و کدام شراب است. یک موضوعات مستنبطه شرعی داریم مانند حج که باید جزئیّات و خصوصیاتش در دین مطرح شود. یک سری موضوعات تخصّصی هم داریم مانند نظام بانکداری و ... ایشان میگفتند برای اینکه ببینیم در سیستم بانکداری ما ربا هست یا نه و بتوانیم دائماً آن را کنترل کنیم احتیاج به یک منطق داریم تا بتوانیم جلوی جاری شدن ربا در سیستم بانکداری را بگیریم و برای این غرض یک منطق تولید کردند که منطق سیستمی نام گرفت. تا این منطق بتواند کشف مبنا و کشف هدف کند و بر اساس هدفگذاری و تشخیص مبنا بفهمیم که این عوامل نوکر هدفهای شما هستند یا نه.
حجّت الاسلام کشوری: که بعد حکم به حلال و حرام بدهند؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: حلال و حرام نه ؛ موضوع در اینجا بستر درست کردن برای این است که مردم در نظام معاملات ربوی نیفتند یعنی محیط ربوی است نه، اینکه دو نفر میخواهند به هم ربا بدهند یا ندهند. ممکن است شما محیط را سالم کنید ولی دو نفر تخلّف کنند. محیط را برای ازدواج سالم نگه داشتهاید ولی یک عدهای در این میان تخلّف میکنند، شما هیچ وقت نمیتوانید تخلّف اختیارات را صفر کنید ولی مدیران نظام موظف هستند که محیط را سالم نگه داشته و برای سلامت محیط برنامهریزی کنند، لذا حاج آقای حسینی(ره) برای این هدف و غرض یک منطق تولید کردند.
پس مدل فرهنگستان در سال 62 همین منطق سیستمی بود زیرا در آن زمان غرض ما پیاده کردن احکام بود،
بعد که جلوتر آمدیم دیدیم بحث خیلی از این حرفها عمیقتر است. پس انقلاب فرهنگی و اینکه چگونه روش دانشگاه در روش حوزه ذوب شود و هر دوی اینها در مدل اداره ذوب شوند را تئوریزه کردن روشها میگوییم.
«تبدیل مراحل رشد یک نظام» احتیاج به یک فلسفه دارد. در حوزههای علمیه یک فلسفه چرایی و یک فلسفه چیستی داریم امّا فلسفه شدن نداریم، فلسفه تبدیل نداریم، چه اشکالی دارد که از فلسفه شدن فیزیک استفاده کنیم؟ فیزیک میتواند ماده را تبدیل کند ولی ما قصد داریم اختیارات را تبدیل کنیم. ما فلسفه شدن اسلامی میخواهیم. میخواهیم نظام اختیاراتی که تحت ولایت ما هست را از این مرحله به یک مرحله دیگر ببریم. در این مسیر باید توسعه بندگی پیدا کنند نه توسعه انحلال در کفر جهانی، نمیخواهیم انسان اکونومیک درست کنیم. لذا کنار فلسفه چرایی و چیستی به فلسفه شدن اسلامی احتیاج داریم و بر اساس این «فلسفه منطق» و این «فلسفه شدن اسلامی» میتوانیم تولید منطقها را مدیریت کنیم. این هم یک سطح از بحث مدل میشود.
3/7. مفهوم مدل در مقیاس چشم انداز و برنامهای توسعه و تخصیص ها سطوحی دیگر از معنای مدل
یک سطح، مدل به معنای خاصّ است که باید در چشماندازها مطرح شود باید در برنامههای بیستساله مطرح شود، یک سطح دیگر از بحث مدل در سطح برنامه مطرح میشود که الگوهای تخصیص هستند و آن هم باز با مدلی که حاکم بر چشمانداز است متفاوت است.
1/3/7. تببین تمثیلی مفهوم مدل در الگوی تخصیص یک موضوع
آقای فاطمی: منظورتان برنامههای توسعه است؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بله؛ یک معنای دیگر از مدل داریم که الگو در موضوع ضرب میشود مثلاً میگویید الگوی تأمین انرژی چگونه باشد، در اینجا مدل دیوار به دیوار انرژی- و هر موضوعی که مدل در آن ضرب میشود- است. مثلاً دیوار به دیوار نفت و پالایشگاه است به تعبیر خود آقایان الگوهای بخشی. مثلاً دیروز یا چند روز قبل بود که فیبرهای نوری افتتاح شد؟ یک سطح از مدل در اینجا بحث میشود زیرا میگوییم یک مقیاسی از تکنولوژی در رسانه میآید که تحولی جدّی در همه عرصههایش ایجاد میکند، پس یک الگو هم در خود موضوع مطرح میشود.
4/7. ضرورت به کارگیری روش منطق تکاملی در تبیین مفهوم مدل
حجّت الاسلام کشوری: پس مدل سه سطح معنا دارد؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بیش از 27 معنا دارد. اگر موضوع منطقی شما 27 وصف باشد باید 27 بار آن را معنا کنید ولی الآن ما به صورت تمثیلی 5-6 مثال زدیم زیرا میخواهیم همه بحثمان را در یک جلسه به صورت فشرده بگوییم تا در چهار جلسه باقیمانده روی این جلسه مباحثه کنیم. میخواهیم نسبتش را به اسلامیّت بگوییم نه اینکه به درونش برویم و تجزیهاش کنیم، این کار را در پژوهشکده و 150 جلسه آینده انجام میدهیم.
8. جمع بندی نسبت بین مفهوم اسلامیت و مفهوم مدل
1/8. تببین معنای اسلامیت به اجتهاد بر زمان و مکان؛ به معنای تشخیص نرخ شتاب دستگاه ایمان در مقابل دستگاه طغیان
به نظر بنده اجمال قضیه در بحث کلمه اسلامیّت، در زمان و مکان ما، اجتهاد بر زمان و مکان است. یعنی اینکه نرخ شتاب طاعت در مقابل نرخ شتاب طغیان چقدر است را ولی فقیه معیّن میکند او میگوید زیر نامهی صلحی امضاء شود یا خیر. جنگ و صلح به نرخ شتاب طاعت معلوم میشود. شدت مومنین در مقابل شدت کفار معنی اسلام در امر ولایت میشود.
مدل؛ بحث این است که به چه کیفیتی این موضوع خُرد شود و در همه بخشها جاری شود. حال اگر در سطح تمدنسازی هستید یعنی پانصدساله تنظیم شود، اگر در سطح جامعهشناسی است به یک نحوه دیگر و اگر در سطح مدیریت است به شکل دیگری و اگر در سطح برنامه یا تخصیصها و یا حتی برنامه سال و بودجه های سال است هر کدام یک معنا و شکل خاصّی دارد. این بحث بسیار کلی و اجمالی از نسبت میان اسلام و مدل در شرایط فعلی بود که در یک جلسه مطرح کردیم. یک مقداری هم برای پاسخگویی به سئوالات دوستان وقت بگذاریم.
1/2/8. تبیین تمثیلی مفهوم مدل بخشی
آقای فاطمی: اگر امکان داشته باشد بحث الگوهای بخشی را با یک مثال واضحتر بفرمایید؟ مثلاً در حوزه رسانه مثال بزنید که چگونه است.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: یک مثال سادهتر برایتان میزنم، وقتی به فرودگاه میروید میبینید یک سالن جدید در فرودگاه درست کردهاند که به لحاظ تکنولوژی با سالن قبلی متفاوت است سالن جدید بسیار مدرن و دارای تابلوهای الکترونیکی مختلف است خدمات الکترونیکی مختلفی ارائه میدهند، حال اگر شما بخواهید توسعه حمل و نقل هواییتان را مورد بحث قرار بدهید بدون مدل نمیتوانید روی آن بحث کنید. الآن که این کارها را انجام میدهند به این طریق است که مثلاً میروند و یک طرحی را در ترکیه یا یکی از کشورهای اروپایی میبینند بعد همان را با آن شرکت قرارداد می بندند.
3/8. ولایت یا اجتهاد بر زمان و مکان و درگیری طغیان مقابل طاعت، مبنای پذیرش درگیری یا صلح با کفار
تعریف اسلام و مدل را در یک جلسه ارائه دادیم[4] البته این کار را به صورت خیلی خلاصه انجام دادیم. تعریف اسلام را از احکام خارج کردیم و در حدّ ولایت یعنی اجتهاد بر زمان و مکان و درگیری طغیان مقابل طاعت معنا کردیم. مسئولیت این امر را رهبری به عهده دارند. یعنی شدت جامعه اسلامی را مقابل امّت کفر و نفاق بتواند محاسبه کند و دستور صلح یا جنگی را اعلام کند. عرض کردیم که مدل هم چندین سطح دارد گاه در مهندسی یک تمدن مورد بحث قرار میگیرد، گاه در مهندسی یک جامعه، گاه در مهندسی یک چشمانداز، گاه در مهندسی برنامه توسعه و گاه در مهندسی الگوهای بخشی مانند تمام موضوعات. به طور مثال در حمل و نقل که مقیاس حمل و نقل هوایی باشد یا دریایی یا زمینی یا راه آهن باشد. حال چگونه آنرا توسعه بدهیم؟ برای این کار باید مدل معرفی کنیم. اگر مدل شاملتان در تمدنسازی عوض شد باید اثر آن تا الگوهای بخشی هم بیاید و بتواند حتی برای حمل و نقل هم تعریف ارائه دهد یا در بحث شهرسازی و معماری باید تعریف ارائه کند. مثلاً چگونه سیستم فاضلاب طراحی شود و کلاً ربطش را با مدل شامل تمام کند که ضرورتش را ما در انقلاب مطرح کردیم.
4/8 تفاوت درک اجتهادی از دین با درک وحیانی از دین و دست نایافتنی بودن حقیقت دین برای غیر معصوم
امام خیمنی(ره) فهم از دین را عوض کردند نه اینکه یک دینداری دیگر را آوردند، حقیقت دین که وحی است دست نایافتنی است حتی اگر در بهشت هم باشیم دینی که امام حسین(علیه السلام) و اولاد ایشان فهمیدند را ما نمی فهمیم، نه مثل این حرفهایی که زده میشود و بحث انحلال در ذات مطرح میشود اینطور نیست. از این خبرها نیست ما همین که بتوانیم بندگی امام حسین(علیه السلام) و اولاد ایشان را داشته باشیم یک توفیقی است که خدا به ما داده است.
وظیفه غیر معصوم خدمت به معصوم است، حقیقت نماز نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حقیقت افعال ایشان برای ما دست نیافتنی است. گفته میشود «ضربةُ علیٍ یوم الخندق افضل من عبادة الجن و الانس» یعنی اگر همه فقها و عرفا عبادت کنند و زحمت بسیاری را متحمّل شوند به یک ضربه علی(علیه السلام) و به اندازه یک ذکر علی(علیه السلام) هم نمیرسد.
9. ارتباط به غیب ، تقابل با دستگاه ابلیس و درگیری با نفس محورهای تفسیر حرکت فقیه در اداره جامعه
آقای فاطمی: یک بحثی در رابطه با خود ولایت فقیه فرمودید و به صورت خیلی اجمالی گفتید، نحوه هدایت ولی فقیه به واسطه حضرت ولی عصر(عج) واقع میشود، بفرمائید چگونه این اتفاق میافتد؟ منظورم این است که شما چه سطحی از صحت برای تعیین رویکردی که ولی فقیه برای جامعه دارد را قائل هستید. از این طرف ایشان غیر معصوم است و از طرف دیگر هم هدایت میشود، این هدایت چگونه اتفاق میافتد؟ یعنی درصد صحت آن چقدر است سئوال دوم این است که ....
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: اجازه بدهید اول پاسخ این سئوالتان را بدهم.
دکتر اسماعیلی: اگر اجازه دهید من سئوال ایشان را تکمیل کنم. آیا مکانیزم این هدایت با قاعده لطف متفاوت است یا همان قاعده لطف است. یعنی کمک حضرت ولی عصر(عج) به ولی فقیه همان قاعده لطف است یا اینکه چیزی بیشتر از قاعده لطف است؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: این قضیه دو طرف دارد، یک طرف ارتباط با بالاست، طرف دیگر ارتباط با دستگاه مقابل است. ما فقیهی را فقیه میدانیم که در نیازمندیش یعنی درکلمه لااله محتاج الله بشود و در رفتنش به سمت الله مأموریت بگیرد که شدیدتر برگردد و به کفر حمله کند یعنی استراتژی، درگیری با کفر میباشد.
1/9. آغاز پرورش غیر معصوم بر مبنای بغض اولیای طاغوت (محور بیرونی انتخاب محور اجتماعی)
اینکه گفته میشود دین چیزی جز حبّ و بغض نیست، حبّ بالله و بغض بر اعداء یعنی همین. ولی برای غیر معصوم از حبّ شروع نمیشود، منظورم حضرت امام خمینی(ره) نیست، بلکه منظورم سیر از بچهگی است یعنی سیر پرورش یک غیر معصوم از کودکی اینگونه نیست که مثل وجود مبارک حضرت ولی عصر(عج) و همه معصومین(علیهم السلام) باشد. ائمه معصومین (علیهمالسلام) به محض اینکه به این دنیا می آمدند سجده میکردند. یعنی زندگیشان با ذکر شروع میشود، همه مراتبشان با عبادت بوده است ولی در غیر معصوم چنین پرورشی نیست
امّا اینکه کمترین تمایل به نفسانیات در این آقایان از همان سن بلوغ و کودکی پیدا میشود تا اینکه انتخاب میشوند و محور قرار میگیرند سرجای خودش هست.
پس سه محور دارند: 1- درگیری با نفسشان که در درون است، 2-درگیری با شیطان بیرونی یعنی ابلیس که از اینجا شروع میشود، سپس این درگیریها منجر به ارتباط با دستگاه غیب میشود. در رفت و آمد بین این سه بُعد این آقا محور میشود. محور شدنش این است که پناه بقیه میشود یعنی هر کس بخواهد اهل ایمان باشد و با نفسش درگیر شود و روبروی مظالم بایستد لازمهاش این است که به این آقا پناه ببرد و همینطور هم هست و پناه هم میبرند یعنی حفظ دینداریشان به این آقای فقیه برمیگردد، یعنی پرستششان در لایهی ظاهریه به این آقا برمیگردد. [5]
3/9. ایجاد عجز اجتماعی در مبارزه با دستگاه کفر راه تشخیص پرچمدار برای عامه مردم
حجّت الاسلام کشوری: پس استدلالی که بر پرچمداروجود دارد این است که برای دیگران ایجاد عجز اجتماعی کند.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: احسنت! یعنی اینکه آیات عقلانی باید واقعاً آیه باشد یعنی حضرت آیت الله العظمی که میگویید باید در خارج واقعاً آیه باشد، نه اینکه تشریفاتی باشد و دیگران این عنوان را به او بدهند.
پس سه محور داشت، u ارتباط به غیب v ارتباط به دستگاه ابلیس، یعنی عمدهای ابلیس که صهیونیسم و آمریکا باشند بگویند ما از این شخص می ترسیم و بیشترین هجمهی آنها هم به این شخص باشد w درگیری با نفس در درون خود.
4/9. "تعبد"، "تقنین"و"تفاهم" اجتماعی، ابزار تخصصی شناخت پرچمدار
حجّت الاسلام کشوری: پس اینطور که حضرتعالی میفرمایید راه تشخیص آن نظری نیست.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بحث نظریش تولید «علم اصول فقه احکام حکومتی» است که موضوع جلسه 150 جلسه در پژوهشکده است. ولی الآن ما میخواهیم در 5 جلسه اعلام موضع کنیم که موضوع بحث دست آقایان بیاید و بعد در 15 جلسه بعدی یک مقداری مفصلتر صحبت کنیم و مقایسه کنیم. بعد اگر یک فهرست از آن 15 جلسه بیرون بیاید مشخص میشود که حیاتیترین موضوع انقلاب همین میباشد پس بیشترین سرمایهگذاری باید روی همین موضوع باشد وگرنه جواب شما در «تعبّد، تقنین،تفاهم اجتماعی» است که در جدول علم اصولمان است.
همه به دوره حضرت موسی یا حضرت عیسی «علیه السلام» میرویم، فکر کنید که ما در آن زمان زندگی میکنیم و میخواهیم حق را تشخیص بدهیم و بدانیم که راه درست و مسیر صحیح کدام است و حق و باطل در دست کیست، خدای متعال یک خورشیدی را می فرستاده است که روشنائیش به اندازه ماه و ستارهها بوده است و همه باید می فهمیدند. امّا زمانی که خدا این ابرمردها -مانند حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پیامبران اولوالعزم- را میفرستاد دستگاه ابلیس دنیایی از غوغا اطراف آن درست میکرد که نگذارند صدایش به جایی برسد، از این سرزمین به آن سرزمین تبعیدشان میکردند، مزاحمتهای زیادی برایشان درست میکردند علاوه بر آن شبهه درست میکردند، کتک میزدند، زندان میکردند، شکنجه میدادند، تهدید میکردند و خلاصه از زندگی ساقطشان میکردند. مثلاً به ایشان دختر نمی دادند، در بازار جایی برای معامله به آنها نمی دادند، معذرت میخواهم ولی در قرآن آمده است که یک جمعیتی یک مدتی اهل لواط بودند البته اینطور نبوده است که در پستو لواط کنند بلکه آن را اجتماعی کرده بودند به نحوی که هر کسی که اهل این کار نبود باید از آن شهر بیرون میرفت و حق حیات اقتصادی و زندگی عادی نداشت.
پس علنی شدن پرچمدار توحید در این طوفانی است که برای از بین بردن او درست میکنند معلوم میشود. این بزرگترین حجّت است. هر کسی که این علامت را ندارد پرچمداری که ما به دنبال او هستیم، نیست.
در فرهنگستان یک آبدارچی داشتیم که اسمش مش حیدر بود، ایشان میگفت من در تهران یک دوست مسیحی دارم بعد از انقلاب پیش او رفته بود از او پرسیده بود که نظرت راجع به آقای خمینی چیست؟ جواب داده بود که هر وقت ایشان را می بینم یاد حضرت عیسی مسیح می افتم. یک مسیحی این حالت را نسبت به امام خمینی(ره) پیدا میکند. علنی شدن قضیه به این شکل است، امّا اینکه مکانیزم علمی قضیه چیست؟ بحثهای فنی است که وارد بحث اصول میشویم که این آقای فقیه با آن آقای فقیه که هموزن یکدیگر هستند مباحثاتی دارند برای اینکه ابزار تخصّصیشان را یک مقداری جلوتر ببرند البته آن یک بحث دیگری است و مردم هم متوجه این مباحث تخصّصی نمیشوند. مثلاً اصالت ظهور یعنی چه؟ همانطور یک مبحث پزشکی که بین دو متخصص مطرح میشود را مردم متوجه نمیشوند بلکه وقتی دارو را میگیرند و استفاده میکنند و مثلاً تب چهل درجه داشتند و با یک آمپول خوب شد، فقط اثر آن را میفهمند. یعنی رها شدن از «اغلال التی» از غلها و زنجیرها را میبینند، همانطور که در انقلاب ما مردم فهمیدهاند از غل و زنجیر شاه رها شدند و الآن هم ایستادگی میکنند، زیرا پشت سرشان را فراموش نکردهاند کتکش را خوردهاند و خیلی برای آن هزینه دادهاند، آنوقت امتحان بعدی شروع میشود، چالش بعدی شروع میشود، ابلیس که بیکار نمی نشیند، شش هزار و هشتصد سال قبل از بعثت نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام و 1400 سال هم بعد بعثت، ابلیس تفرعن و سلطنتش را دارد. در روز عرفه شیطان دستگیر میشود و روز عید قربان رمی میشود. حقیقتاً رمی میشود. این هم مخصوص محمد و آل محمد(علیهمالسلام) است که از بعثت نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام این تشریع شده است که در این روز کتک مفصل بخورد و سالی یک بار هم در ماه رمضان زندانی شود. البته به این قضیه هم عادت دارد.
حجّت الاسلام کشوری: سطح اول قضاوت، قضاوت بالآثار است؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: برای عموم مردم بالآثار است ولی برای کسی که متخصص است قضاوت به اجتهاد است مثل صاحب حدائق برای اینکه بگوید شما فقیه هستید کفش وحید بهبهانی را جفت میکند چرا که در درس خارج بحث علم اصول احساس میکند که مقابل این آقا کم آورده است ولی این کم آوردن عقلانی است.
10. ضرورت پیاده، ویراست، فهرست و مباحثه و استخراج نظام سوالات برای جلسه آینده
حجّت الاسلام کشوری: از حاج آقای صدوق تشکر میکنم. إنشاءالله دوشنبه و سهشنبه هفته آینده ساعت 7 بعدازظهر جلسات دوم و سوّم برگزار میشود. جناب آقای دکتر ذاکر اصفهانی اگر شما فرمایشی دارید بفرمایید.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: اگر امکان داشته باشد روی این جلسه مباحثه شود و نظام سئوالاتی تهیه شود و آنرا برای من به قم بفرستید که جلسه بعد جواب بدهیم.
دکتر ذاکر اصفهانی: سئوال از ناحیه چه کسی باشد؟
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: از ناحیه شما و دوستانی که قرار است در جلسه باشند.
حجّت الاسلام کشوری: قرار بود تعداد دیگری از دوستان عضو جلسه باشند ولی آقای دکتر اسماعیلی فرمودند که آن بنده خدایی که قرار بود جلسه را اعلام کند گویا اجتهاد کرده است و دیر خبر دادهاند.
دکتر ذاکر اصفهانی: بحث اجتهاد نیست. شاید تنبلی کرده است، من متذکر میشوم که زودتر خبر بدهند.
حجّت الاسلام کشوری: لطف کنید اعلام کنند که جلسه دوشنبهها و سهشنبهها ساعت 7 غروب است.
دکتر ذاکر اصفهانی: اگر یک پایه ثابت پیدا کنند خیلی بهتر میشود.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: نوار جلسه را به غائبین برسانید. دوستان ما آقای کشوری، آقای ساکی و آقای گودرزی زحمت بکشند جلسه پیاده شود و خلاصه بحث هم بیرون بیاید و برای آقایان بفرستند.
حجّت الاسلام کشوری: ما خودمان «پیاده، ویراست، فهرست و خلاصه» بحث را انجام میدهیم ولی مباحثه را لطف کنید دوستان انجام دهند.
دکتر ذاکر اصفهانی: برای پیاده کردن نوار ما کسانی را داریم.
حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: دوستان ما در این کار حرفهای هستند و این کار را انجام میدهند.
حجّت الاسلام کشوری: شما بحث را به آقایان برسانید تا مطالعه کنند و روی آن مباحثه شود و نظام سئوالات بیرون بیاید وگرنه اگر بخواهیم بگوییم و رد شویم فهرستی بیرون نمیآید.
دکتر ذاکر اصفهانی: من فکر میکنم که وقت شما با ارزشتر از این است که پیاده نوار انجام دهید، ما اینجا کسی را داریم که این کار را انجام دهد، چهارشنبه که این آقا آمد به ایشان بدهید کار را انجام میدهد بعد خودتان یک نگاهی به آن بیندازید و اصلاح کنید.
حجّت الاسلام کشوری: تأکید شود که دوستان حتماً در جلسه حضور داشته باشند.
والسلام
[1] - ارتباط با قرآن و کلمات معصومین با حفظ و تکرار از طریق حافظه و تبدیل کردن آن به ارتکاز
[2] - منظورمان از آیاتی که در این قسمت میگوییم آیاتی است که حجّت بین خدا و مردم است یعنی آیاتی که موضوعِ امتحان واقع میشود
[3] - مدیریتهای سلطنتی فرو پاشید و کیفیت مدیریت به نحو دموکراسی غربی و شرقی(فرقی نمیکنند) به جای آنها حاکم شد
[4] . در این قسمت از جلسه دکتر ذاکر اصفهانی ریاست مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری وارد جلسه شدند و حجت الاسلام و المسلمین صدوق جمع بندی موضوعات مطرح شده در جلسه را به ایشان گزارش دادند.
[5] . در اوایل انقلاب یک جملهای روی دیوارها نوشته بود که بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد، این برای عموم مردم که میخواهند شروع کنند درست است ولی برای مقام معظم رهبری که جانشین ایشان میشود اینگونه است که بعدها متوجه میشوند از ابتداء عاشق حضرت بودهاند که عاشق آقای خمینی شدهاند. یعنی همه را از دست معصومین(علیهم السلام) میبینند. در یک سیر رشد، همهی ما احساس میکنیم که همه چیزمان را از حضرت امام خمینی(ره) داریم، همه بزرگان و فضلایتان هم اینطور هستند، کسانی که جزء مخلصین و صالحین هستند همینطور هستند همه مرزوق کار امام هستند ولی بعد که رشد میکنند میبینند امام هم مرزوق حضرت بود. این را میبینند و میچشند. پس عموم و حتی دشمن انقلاب، عظمت این آقا را اعلام میکند یعنی دشمن هم میگوید که بیشترین کسی که من از او می ترسم این آقاست. اجتماعی شدن و بروز و ظهور امر ولایت اینگونه است، برای همه وجدانی میشود.
