کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کار گروه شهید آیت الله مرتضی مطهری

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی- شهرقم

کارگروه الگوی پیشرفت اسلامی شهر مقدس قم (کارگروه آیت شهید مرتضی مطهری) اولین نشست رسمی خود را در تاریخ 14 تیرماه 1392 با همکاری کارگروه شهیدآیت الله مفتح در پردیسان برگزار نمود
این کارگروه در کنار سایر کارگروه های الگوی پیشرفت اسلامی به عنوان زیر مجموعه های شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی مشغول به فعالیت می باشد.

طبقه بندی موضوعی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در نیمه دوم سال ۱۳۸۷ با همکاری جناب آقای دکتر ذاکر اصفهانی مسئول وقت مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در محل ساختمان مرکزی این دفتر در پاستور دفتری برای با عنوان تئوریزه کردن انقلاب اسلامی تشکیل دادیم.

موضوع اصلی فعالیت این دفتر پاسخ به نامه ریاست محترم جمهوری اسلامی،دکتر محمود احمدی نژاد به نخبگان حوزوی و دانشگاهی در موضوع اقتصاد بود.

آنچه در زیر می آید متن کامل اولین جلسه ی این دفتر می باشد ؛ که آقایان دکتر ذاکر اصفهانی، دکتر اسماعیلی، آقای مهدی فاطمی، حجج اسلام رسول ساکی،مجید گودرزی،علی کشوری در این جلسه حضور داشته اند. عنوان این جلسه که در تاریخ ۱۸- ۹- ۱۳۸۷ برگزار شده است ؛ ضرورت ارتقای عقلانیت فرهنگ مذهب،برای مهندسی جامعه بر مبنای دین است.بحث  این جلسه از سود استاد علامه حجت الاسلام و المسلمین صدوق ارائه شده است.

 

متن کامل اولین جلسه ی دفتر تئوریزه کردن انقلاب اسلامی- مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوریc-s-s    

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

1. بررسی معنای اسلامیت موضوعات مختلف؛ مقدمه بررسی نامه ریاست محترم جمهور

حجّت الاسلام کشوری:این اولین جلسه علمی دفتر تئوریزه کردن انقلاب اسلامی در مرکز بررسی‏های استراتژیک ریاست جمهوری است. موضوع 5 جلسه  آینده روح نامه آقای رئیس جمهور به نخبگان حوزوی و دانشگاهی (بحث اسلامیّت مدل) می‌‏باشد. إن‏شاءالله خروجی این جلسات به صورت یک سری مقالات برای این مرکز در راستای نامه ریاست محترم جمهوری تنظیم خواهد شد.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: همانطور که آقای کشوری فرمودند شأن نزول این بحث فهم قاعده‏مند از نامه ریاست محترم جمهوری و تقاضایی که راجع به شرایط اقتصادی داخل و خارج کشور مطرح کردند می‏باشد. در آن نامه شعارهای انقلاب، تحقق احکام اسلام و ارزشهای دینی و خصوصاً شعار عدالت مطرح است در آنجا خواسته بودند که دانشمندان حوزه و دانشگاه روی این مسائل فکر کنند و آنرا تبیین کنند. استنباط ما از نامه این است که اولین مطلب و حرفی که باید تکلیفش مشخص و روشن شود و تا به حال هم روشن و معلوم نشده است _ به زغم مبنای فکری حاج آقای حسینی که ما افتخار شاگردی ایشان را داریم _ اسلامیّت اقتصاد یا اسلامیّت همه مقوله‏ها است. ما اسلامیّت مدل را حاکم بر بحث اقتصاد یا جامعه‏شناسی قرار دادیم.

سعی خواهم کرد به صورت فشرده بحث اسلامیّت مدل را در 5 جلسه مطرح کنم و در 15 جلسه بعدی به صورت مفصل‏تر و مقایسه‏ای‏تر با آراء بقیه آقایان بحث کنیم و اگر ضرورت این کار تمام شد به بیش از 150 جلسه بحث در یک پژوهشکده نیاز دارد.

1/1. تفاوت معنای اسلامیت یک موضوع با نسبت داشتن یک موضوع با مسلمانان

ابتدائاً چند چیز را نفی می‏کنیم تا آن بحثی که مورد نظر ماست معلوم شود. اولین چیزی که باید نفی شود این است که غرض ما از اسلام این نیست که یک عده‏ای از مسلمانان که معتقد به یک موضوعی هستند فکر کنند و اجماع کنند و نظرشان را راجع به آن موضوع اعلام کنند. آقایانی که در این جلسه حاضر هستند هم شیعه دوازده امامی‌اند و هم نسبت به مذهبشان عمیق هستند امّا وقتی  گفته می‏شود فلسفه اسلامی یا فلان مقوله اسلامی منظور ما این نیست که این جمع از مسلمانان راجع به این مطلب اجماع کنند. منظور ما آن چیزی است که حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) فرمودند به شیوه خلف صالح چگونه یک چیزی را منسوب به اسلام کنیم نه اینکه چیزی را به مسلمانان نسبت بدهیم.

پس غرض ما از این سلسله مباحث این نیست که چیزی را به مسلمانان نسبت دهیم، بلکه بحث نسبت دادن به اسلام است.

2/1. اجتهاد یا ایجاد ارتباط عقلانی قاعده مند با وحی ؛مفهوم اسلامیت در دوره غیبت

دومین چیزی که نفی می‏کنیم اینست که وحی قطع شده است یعنی در شرایط فعلی راه _که ما در حال تنفس کردن در آن هستیم_ نسبت دادن چیزی به اسلام ، وحیانی نیست. وحی به معنای عامّ آن _ یعنی ارتباط غیبی  افراد خاصّی به نام انبیاء الهی و امامان معصوم (علیهم السلام) _ قطع شده است . البته در مورد اینکه مکانیزم این ارتباط چیست و چگونه است باید بگوییم که ما نمی‏دانیم و از تحلیل و تجزیه و تفسیر آن اعلام عجز می‏کنیم.

پس اولاً بر ما و بر هیچ فقیهی وحی نمی شود و ثانیاً فهم عرفی و اخباری‌گری[1] را هم نفی می‏کنیم از این دو نفی، فهم عاقلانه از دین به دست می‏آید. یعنی عقل چگونه امور را به اسلام نسبت می‏دهد؟

1/2/1. نفی اصالت درک شهودی ودرک عرفی از فهم لازمه مفهوم اجتهاد

پس موضوع بحث ما تخصص‏ها می‏باشد. در بخش اول خواب، الهام و کسانی که مدعی ارتباط با حضرت ولی عصر(عج)  هستند و در بخش دوم فهم عرفی و اخباری گری از دین نفی می شود.

2. تعریف اسلام به آیات تکوینی،آیات تاریخی و آیات اجتماعی

ما به عنوان یک مبنای فکری می‏گوییم دین آیه است، می‏پرسید اسلام چیست؟ می گوییم آیه است. هر چیزی که به آیات نسبت پیدا کند نسبتش به اسلام تمام است. آیه چیست؟ اگر بخواهیم به صورت تمثیلی آیه را توضیح بدهیم باید بگویم که در قرآن و روایات مرتباً شما را به آیات الهی دعوت می‏کنند.

1/2. تبیین تمثیلی آیات تکوینی

یک سری از آیات، آیات تکوینی است مانند گردش خورشید و شب و روز و هر کاری که انجامش از افراد دیگری بر نمی‏آید باران،

2/2. نبیین تمثیلی آیات تاریخی

عذابهایی که خدای متعال بر اقوام مختلف نازل کرده است یا نعماتی را که بر انبیاء نازل کرده است از این قبیل آیات تاریخی است و تکوینی نیست. مثلاً آیه‏ای به یکی از انبیاء داده و فرموده است که به طرف مردم برو و آنها را به خدا پرستی دعوت کن مانند عصای حضرت موسی، ناقه حضرت صالح و ... به هر صورت یک آیاتی را تحت تصرّف آن پیامبر قرار داده است.

3/2. تبیین تمثیلی آیات اجتماعی

یک سری از آیات هم اجتماعی است مانند برکات و نزولات اجتماعی، پیروزی‏های اجتماعی ، مانند پیروزی مسلمانان در جنگ بدر که هر کسی بر اساس معادلات جنگی آن روز محاسبه می‏کرد می‏گفت در جنگ بدر پیروزی برای مسلمانان واقع نمی‏شود و کسانی بودند که به مسلمانان می‏گفتند به جنگ کفار نروید، با آنها قرارداد صلح امضاء کنید.

3. آیات «حسی، عقلی و شهودی» موضوع امتحانات مقاطع سه گانه تاریخ

پس به صورت تمثیلی عرض کردیم آیات، سه دسته است. آیات «تکوینی، تاریخی ، اجتماعی» و آنها را توضیح دادیم.

1/3. آیات حسی موضوع امتحانات مقطع اول تاریخ (از هبوط حضرت آدم (علیه السلام) تا بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) 

از هبوط حضرت آدم (علیه السلام) تا بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آیات[2] خدای متعال حسّی می‏باشد.

2/3. آیات عقلی موضوع امتحانات مقطع دوم تاریخ(از بعثت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله سلم) تا ظهور حضرت ولی عصر(عج))

از بعثت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله سلم) تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) موضوعِ امتحانات مردم آیات عقلانی می‏باشد

3/3. آیات شهودی موضوع مقطع سوم تاریخ(از ظهور حضرت ولی عصر(عج) تا قیامت)

و از ظهور حضرت ولی عصر(عج) تا قیامت _ که عالم ظهور و عالم رجعت می‏باشد _ مردم به آیات شهودی و عرفانی امتحان می‏شوند.

4/3. وقوع انقلاب اسلامی در دوره دوم تاریخ

بنابراین از بعثت نبی اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) تا غیبت حضرت ولی عصر(عج) که نسبت بین رسالت و امامت تمام می‏شود را «خورشید وحی و خورشید عقلانیّت وحیانی» می‏نامیم و البته خدشه ناپذیر است و هیچ عقلی هم نمی‏تواند اختلاف ، ناهنجاری و عدم تلائم در آن پیدا کند.

ما(انقلاب) در عصری زندگی می‏کنیم که معصوم (علیه السلام) حاضر نیست یعنی پرچم اسلام، پرچم بندگی خدا و پرچم اقامه کلمه حق بر دوش فقهای عظیم شیعه است. هفتاد سال و اندی نواب خاصّ و بعد از آن هم نواب عامّ تا زمان ظهور حضرت حجت (عج) این مسئولیت را به عهده گرفته‏اند. این شرایطی است که از نظر تاریخی ما در حال زندگی کردن در آن هستیم.

4. بررسی سیر تکامل عقلانیت(تخصص ها) در دوره دوم تاریخ

مسئله بعد این است که در عصر غیبت تخصص‏ها و عقلانیت موجود چه دوره‏هایی را طی کرده است.

1/4. برسی سیر تکامل تخصص در دستگاه شیعه

1/1/4. دوره اخباریون؛ مرحله پیدایش(دوره نطفه) تخصص دینی(دوره حفظ سند)

دوره اول، دوره‏ی نطفه است که شامل دوره اخباری‏گری می‏شود یعنی فقهای ما به میزان بالایی سعی می‏کردند که اصل سند را حفظ کنند و سینه به سینه منتقل کنند، زیرا اخبار و اَسناد ، دارای حجم بسیار بالایی بوده است وسعی می‏کردند که سلامت آیات را حفظ کرده و انتقال بدهند لذا در این دوره دخالت عقل را به شکل امروزی نفی می‏کردند.

پس در مرحله نطفه، اَسناد به دست فقهای عظیم‏الشأن ما حفظ شد. گرچه بعدها اصولیون آمدند و رفتار آنها را تخطئه کردند و ساختار آنها را شکستند. مذاق اصولیون غلبه کرد و اکثر اخباریون هم پذیرفتند و به این سمت آمدند.

2/1/4. تولد علم اصول آغاز دوره کودکی تفقه

دوره کودکی فقاهت، دوره‏ای است که اصول متولد می‏شود.

1/2/1/4. تولد تدریجی علم اصول از علم فقه

یعنی زمانی که آرام آرام اصل‏هایی را که به آنها محتاج بوده‏اند استخراج کردند. به مرور زمان که اصلها زیاد شدند اصول از فقه جدا شد و به عنوان یک علم مستقل مطرح شد. «پذیرش عقلانیّتِ اجتماعیِ تخصّصی» به معنای علم اصولی است که الآن در دست ماست و وظیفه مکلف را تعیین می‏کند.

2/2/1/4. تقسیم قواعد علم اصول به قواعد عقلی،عقلائی و عرفی

بخشی از نظام تخصّصی‏ اصول به قواعد عرفی برمی‏گردد که قواعد دستور زبان می‏باشد، بخشی از آن به قواعد عقلی برمی‏گردد و بخش دیگری از آن به قواعد عقلائی بازگشت دارد

3/2/2/1/4. به کارگیری علم اصول موجود در عرصه استنباط تکالیف شرعی وعدم استنباط توصیف و ارزش از دین به شیوه اجتهادی

امّا خروجی آن تعیین تکالیف مکلف است. ولی توصیف و ارزش داخل آن نیست.

4/2/2/1/4. علم رجال و علم درایه متکفل بررسی صحت روایات

برای خود سند هم که دائماً {از زمان معصومین(علیه السلام)} فاصله پیدا می‏کرد علومی مانند علم رجال و درایه تولید شد.

5/2/2/1/4. بازگشت هویت فعلی شیعه به علم اصول

کل علم اصول به  این دو اصل ریشه‏ای که اولاً خبر حجیّت دارد و ثانیاً آگاهی هم از اجمال به تفصیل حجیّت دارد برمی‏گردد و این علّت درست شدن جامعه شیعه شد.

6/2/2/1/4. خارج بودن مفهوم عدالت از مفهوم اجتهاد در فرهنگ تخصصی فقهای شیعه

امّا آنچیزی که چهارچوب اصول را مشخص می‏کند بحث اجتهاد است. ولی عدالت یک امر جدای از اجتهاد است. در نظام پرورشیِ عملی، آقایان فقها سعی می‏کنند خودشان را در عملِ به اسلام پرورش بدهند. لذا عدالت خارج از چهارچوب علمی و به ارتکاز مذهب شکل می‏گیرد. خود علم اصول موجود یک بحث کاملاً علمی است و ربطی به تعبّد ندارد.

7/2/2/1/4.بازگشت توصیف به فلسفه و ارزش به حسن وقبح عقلی درفرهنگ تخصصی فقهای شیعه

در این دوره توصیف را به فلسفه ، کلام و عرفان دادند و ارزشها را هم به عقل عمل و حسن و قبح عقلی دادند. تکلیف حالت تخصّصی پیدا کرد و نظام حجیّت در آن عمل شد و تکالیف معیّن شد که رساله‏های عملیه هم همین است . دو جلد تحریر الوسیله حاصل اصول و فقه شماست. دوره کودکی هم تمام شد.

3/1/4. نفی حجیت منطق صوری و نفی مسیحیت خرافی، زمینه ساز دستیابی غرب به ابزار جدید تولید گمانه(منطق جدید)

حال می‏خواهیم وارد دوره تمیز شویم. از پانصد سال پیش به این طرف با نفی حجیّت منطق صوری و زیر سئوال بردن دین خرافی مسیحیت، کفر برای ارتباط با دنیا ، ابزار جدید «تولید گمانه» پیدا کرد

1/3/1/4. ایجاد تغییر در نحوه زندگی، ثمره منطق غرب

و از این ارتباط توانست کیفیت زندگی را در همه وجوه تغییر بدهد. هم در صحنه مدیریت انقلاب انجام داد[3] و هم توانستند این مدیریت را صادر کنند. بعدها منطق و سپس کالایشان را هم صادر کردند.

4/1/4. ایجاد تغییر در زندگی بشر به سوی لذت جوئی بیشتر در غرب، علت فروپاشی دولت های اسلامی التقاطی

ریشه‏ی نظام‏های بعد از آقا امیر المومنین التقاط بود، این نظام ها با این پدیده [رنسانس] در عمل به سازش رسیدند در واقع دست اینها رو شد، آنها به علّت این که دنیا را می‏خواستند و کیف زندگی بهتری برایشان فراهم شده بود، آنرا پذیرفتند. به همین علّت نظام‏های التقاطی اسلامی که بیش از هزار سال بر جهان اسلام حکومت کرده بود فرو پاشید .

4/1/4. احساس تکلیف فقهای شیعه برای دفاع از کیان اسلام بعد از فروپاشی امپراطوری التقاطی جهان اسلام

وقتی این اتفاق افتاد عملاً دفاع از کلمه اسلام در عینیّت در همه بلاد اسلامی مانند عراق، لبنان، سوریه و اکثر جاها به دوش فقهای عظیم‏الشأن اسلام افتاد . علما کفر آمیز بودن تمدن مدرنیته را استشمام کردند و این فقهای شما بودند که در همه جا قیام کردند.

 1/4/1/4. تأسیس حکومت اسلامی نتیجه مبارزات فقهاء با مدنیته

البته این کار با یک فهم وجدانی و ارتکازی از کل مذهب واقع شد نه با یک منطق خاصّ. در کلّ عنایت خاصّه‏ای از طرف حضرت ولی عصر(عج) به سربازان و فقهایی که استضائه از محضر نور ولی الله الاعظم می‏کردند بود که توانستند پرچم این مبارزات را بلند کنند که در نهایت منجر به تأسیس یک نظام شد. ابتدائاًً مبارزه علماء با ظلم و خاصه  مبارزه حضرت امام خمینی(ره) منجر به تخریب ساختار یک حکومت شد.

1/1/4/1/4. تلاش برای مدرن سازی همه جانبه ایران در حومت پهلوی خائن

به وسیله سلطنت پهلوی مدرنیته را در همه وجوهش اعمّ از برنامه‏ریزی، اقتصاد، کالا، دانشگاه، آموزش و پرورش و… وارد نظام ایران کردند. فرق بین سیاست رضاخانی و محمدرضایی هم این بود که رضاخان با زور حجاب از سر زنها بیرون می‏آورد و محمدرضا به نحوی پرورش غربی را در این کشور پیاده کرد که دخترها چادر از سر مادرانشان بیرون کشیدند یعنی کشف حجاب را تبدیل به نظام ارزشی جامعه کرد.

5/1/4. طرح موضوع مهندسی اجتماعی بر اساس اسلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛آغاز دوران بلوغ تفقه

حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) تخریب را به نحو احسنت انجام دادند. بعد از ایجاد نظام ، ضرورت مهندسیِِ اجتماعی اسلامی مطرح شد که از مقوله‏های بسیار خُرد و بریده مانند اقتصاد اسلامی، بانکداری اسلامی و .... شروع شد . مثلاً اسلام در عرصه هنر چه می‏شود؟ اسلام در صدا و سیما چه می‏شود؟ ضرورت‏ها مطرح شد ضرورت هندسه ولایت، هندسه مدیریت و… و البته از طرف امام سفارش داده شد و انقلاب اسلامی از منظر عقلانیت باید رابطه خودش را با انقلاب فرهنگی مشخص و روشن می‏کرد، که به نظر ما این دوره، دوره بلوغ فقاهت است.

1/5/1/4. توجه به موضوع شناسی لازمه مهندسی اجتماعی بر اساس اسلام

حجّت الاسلام کشوری: یعنی ظرفیت فقاهت از پاسخگویی فردی به مهندسی اجتماعی رسیده است ؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: خیر ؛ از حکم شناسی به موضوع‏شناسی آمده است. تا وقتی که نظامات ساده بود تفکیک بین حکم شناسی و موضوع‏شناسی وجود نداشت و کسی هم نمی‌گفت شأن فقیه موضوع‏شناسی است. قبل از انقلاب پاسخگویی به مسائل مستحدثه مطرح بود و کسی در این مسئله احساس خلائی نمی‏کرد ولی امروز بعد از انقلاب ، مردم نمی‏پذیرند که مرجعیت بگوید موضوع‏شناسی شأن اسلام نیست، به همین دلیل دستگاه رهبری درست شده است یعنی از درون دستگاه مرجعیت، دستگاهی به نام ولایت مطلقه فقیه و اصل ولایت فقیه مطرح شده است . در حال حاضر دستگاه رهبری پاسخگوی این نیاز است

2/5/1/4. عدم ارتقای ظرفیت تفقه در حوزه های علمیه ازظرفیت  پاسخگوئی به مسائل فردی به ظرفیت مهندسی اجتماعی بر اساس اسلام

وگرنه آقایان مراجع به همان شکل سنّتی در حال پاسخگویی به افراد هستند. یعنی افراد به دفاتر ایشان مراجعه می‏کنند و مسئله‏ای را می‏پرسند و آن مسئله در ظرفیت فرد تجزیه می‏شود و بدون ملاحظه نسبت آن به اهداف داخل در نظامات و زمان ، می‏تواند جواب مسئله را بدهد، امّا در بحث ولایت و مدیریت اینگونه نیست بلکه باید شرایط اجتماعی برای تحقق عدالت فراهم کنید. شرایط اجتماعی برای دینداری و دینخواهی و عمل به احکام اسلام فراهم کنید. امام خمینی(ره) می‏فرمودند هدف حکومت، تئوری تحقق احکام است و مقام معظم رهبری یک قدم بالاتر فرمودند که هدف نظام «ایجاد یک تمدن حقّه الهی در منطقه‏ای از عالم قبل از ظهور است» این نیازمندی هر روز به بیان‏های جدیدتر از دستگاه رهبری طرح می‏شود.پس یک سیر تاریخی را گفتیم. مِبتلابه عقلانیّت فقهای ما امروز چه مطلبی هستند؟ مبتلابه عقلانیّت فقهای ما پاسخگویی به «مهندسی اسلامی نظامات اجتماعی» است، امّا هنوز نظام در شهود خودش قرار دارد یعنی همه بالوجدان می‏گویند دست آقا امام زمان (عج) پشت سر این انقلاب و نظام است. این بحث شهودی بودن قضیه است وگرنه یک مطلبی که علمی و استدلالی می‏شود _ مثلاً داخل در آموزش و پرورش یا آموزش عالی می‏آید _ افراد احساس حضور و شرکت در موضوع می‏کنند، به همین دلیل نظام هنوز قائم به شخص است.

 5. بررسی فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حوزه های علمیه

برای اینکه بتوانم ربط اسلام را به مدل در همین جلسه تمام کنم یک مقدمه دیگر می‏گویم. حرف من از اول تا آخر همین است . کارآمدی دین از حوزه‏های معارف موجود استنباط تکلیف است یعنی تکلیف فرد، اعتقادات فرد، نظام ارزشی و اخلاقی فرد را تمام می‏کند.

1/5. ابلاغ و نشر معارف دینی، مبنای فعالیت های فرهنگی حوزه های علمیه

در دستگاه فرهنگی‏ آن همین موضوعات را نشر می‏دهند، یعنی چیزی را که در تکلیف استنباط کرداند نشر می‏دهند و در رساله هم بیان می‏کنند، یک دوره اعتقادات را یا در سازمان تبلیغات یا کتابهای دینی مدارس و یا هر جای دیگر درس می‏دهند. مسائل اخلاقی هم تذکرات اخلاقی است که داده می‏شود.

2/5. اقامه عزاء و موالید اهل بیت،فعالیت سیاسی حوزه های علمیه

امر سیاسی‏ آن اقامه عزاداری‏ها و برگزاری مجالس مختلف است. بعد از انقلاب بوسیله این تراکت‏هایی که زده می‏شود، [به مردم یاد آوری می کنند.] یک زمانی مردم روز شهادت معصومین را هم فراموش می‏کردند ولی حالا روز شهادت حضرت مسلم را هم متذکر می‏شوند،

3/5. اخذ حقوق شرعی ، مبنای اقتصاد حوزه های علمیه

امر اقتصادی‏ آن  هم به گرفتن زکات ، خمس و وجوهات می‏باشد یعنی کارآمدی دین سنّتی ما از نظر «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی» به این سه مقوله برمی‏گردد .

4/5. اضافه شدن مبارزه به فعالیت های حوزه های علمیه در 150سال اخیر

در این صد و پنجاه سال مبارزه علاوه بر اینکه روحانیت این کار را جزو بنیه اصلی انقلاب می دانستند مبارزه را هم به آن اضافه کردند، یعنی کلاً دو کار از طرف روحانیت انجام می‏شد.

 1/4/5. ضرورت ارائه تحقیقات دقیق برای تشخیص دقیق آغاز دوره های مختلف تکامل،بر مبنای تحلیل مبنائی فوق از تکامل

دکتر  اسماعیلی: مبدا این صد و پنجاه سال کجاست؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بحث صد و پنجاه سال، یک بحث آکادمیک است، اما در بحث تخصّصی، مبدا مشخص می‏شود، بنابر ادبیات انقلاب مقام معظم رهبری می‏فرمایند صد و پنجاه سال امّا بنابر ادبیات ما باید فلسفه تاریخ دقیق تولید شود تا بتوانیم علمی صحبت کنیم و بگوییم هر دوره از کجا تا کجاست؟

دکتر  اسماعیلی: گاهی اوقات این تاریخ‏ها ابهام‏زا است، مثلاً جلال آل احمد در یکی از کتابهایش می‏گوید دویست سال استیلای فلان.. ایشان این تاریخ را از کجا گفته است؟

2/4/5. تلفیق تحولات رنسانس با اهواء نظام های التقاطی جهان اسلام ،مبنای فروپاشی جهان اسلام

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: چیزی که ما تحلیل کرده‏ایم این است که در رنسانس یک اتفاقی افتاد و زمانی که این اتفاق در زیر ساخت اهواء نظام‏های التقاطی اسلامی ضرب شد موجب فروپاشی جهان اسلام گردید. این یک تحلیل جدید است. که در واقع بده و بستانی است که در این صد و پنجاه سال بین تمدن‏ها اتفاق افتاده است، زیرا متولی تمدن همین حکومت‏ها بودند یعنی متولی تمدن بعد از نبی مکرم (ص) و آقا امیر المومنین (علیه السلام) حکومت‏هایی بود که مسلمانان اداره آنها را به عهده داشتند و ربطی به اسلام ندارند. این ابرقدرتی از دستگاه اسلام با تحوّل منطقی و نفی خرافات مسیحیت به دست اروپا افتاد و زمانی که به سمت جهان اسلام سرازیر شد سردمداران جهان اسلام پسندیدند و وقتی که پسندیدند ابرقدرتی‏شان را از دست دادند زمانی که چنین شد مسئولیت اقامه کلمه حق به دست فقهای شیعه افتاد یعنی مبارزات اجتماعی به عهده ایشان قرار گرفت. در این تحلیل فضای سال و تاریخ مطرح نیست چرا که تحوّل تمدنی است، امّا وقتی که بحث فلسفه تاریخ‏ را بنویسیم دقیقاً مشخص می‏کنیم هر کدام از فعل‏ها دارای چه تأثیری بوده است و چه کارآمدی داشته است.

 3/4/5. جمع بندی کارآمدی حوزه های علمیه در 150سال اخیربه حفظ هویت جامعه اسلامی

کارآمدی دین سنّتی همین بود که گفتم، در حال حاضر کارآمدی سنّتی‏های ما هم همین است و تنها تفاوتش این است که در تکنولوژی ضرب شده است و علاوه بر اینکه از طریق منبر احکام و اعتقادات و حرفشان را نشر می‏دهند، از طریق سایت‏ها هم این کار را انجام می‏دهند، به کمک حکومت یک مرکز فرهنگی در انگلیس، فنلاند و... هم تأسیس می‏کنند. یعنی بستر ترویج آنچه را که توانسته‏اند استنباط کنند توسط حکومت فراهم شده است،  کارآمدی آن در عرصه سیاسی، مبارزات سیاسی و نفی ظلم‏هایی بود که اتفاق می افتاد مثلاً انگلیسی‏ها یا آمریکائی‏ها منافع نفتی ما را می بردند. در کل با هر کسی که می خواست سرنوشت کشور را تغییر بدهند برخورد می‏کردند. هر روز با یک پدیده و حادثه‏ای برخورد می‏کردند

1/3/4/5. به کارگیری ابزارها و روشهای غربی در مبارزات فقهاء در 150سال اخیر

امّا در ابزارها و روش‏های مبارزاتی ، از همان راهکارهای غربی استفاده می‏کردند مانند مرحوم مدرس که نماینده مجلس ‏شدند یا حضرت آیت الله کاشانی که تا حدّ ریاست مجلس هم جلو رفتند. پس در عرصه سیاسی با همان نرم‏افزاری که غرب ارائه داده بود عمل می‏کردند، بعد از انقلاب هم همینطور است یعنی ناچارید تا زمانی که یک چیز جدیدی را در عقلانیّت برای «جریانِ ساختارِ نظام ولایت فقیه» ارائه ندهید به همان راهکارهای غربی عمل کنید. پس بعد از انقلاب هم به همان شیوه سابق عمل می‏شود.

در بخش فرهنگی کارهایی مانند حضرت آیت الله مکارم شیرازی، مرحوم آیت الله مطهری و دیگر بزرگان انجام دادند از دانشگاه و مجلات و مدارسی که احداث کردند استفاده کردند یعنی از همان نرم‏افزارهایی که فرهنگ دستگاه‏های مدرنیته ارائه می‌داد و شروع به نشر دین می‌کردند.

در امور اقتصادی بحث زکات ، خمس و وجوهات کافی نبود، بلکه نمایندگی‏ها، بازار، سوق المسلمین و... آرام آرام - به وسیله احکام پاسخگو به مسائل مستحدثه - امضاء شد و البته اینها هم بنیه مالی مبارزات می‌شد.

6.  ایجاد چالش در ابعاد سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی مدرنیته، وارائه حرف نوبه بشریت بر مبنای دین نتیجه فهم دینی فقهاء در آغاز دوران تکامل شیعه(دوره تمیز)

در مرحله سوّم امام خمینی(ره) قیام را انجام دادند و منجر به تأسیس یک حکومت شد. شما امروز نیازمند به تولید جامعه‏شناسی‏ خود هستید، نیازمند به تولید اقتصاد اسلامی و مدل اداره اسلامی هستید، که این کلاً با مراحل قبلی متفاوت است.

پس در دوره بلوغ‏ توانسته‏اید دستگاه «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی» مقابل‏تان را به چالش بکشانید، حرف جدید بزنید، عرصه‏ی نویی را باز کنید و در دنیا یک استثناء شوید، یعنی به این اندازه که اگر در بوسنی و هرزگویین هم یک عده بگویند اسلام، در آنجا دستور نسل کشی داده می‏شود در واقع آنها خیلی زودتر استشمام می‏کنند این کاری که امام انجام داده است چه معنایی دارد.

این بحث در رابطه با کلمه اسلام بود. در فهم از اسلام، درگیری بین تخصص‏ها است و برای تحقق دین، ظرفیت عقلانیتی که استضائه به قرآن و کلمات معصومین است ، باید ارتقاء پیدا کند. اوایل به ما می‏گفتند شما امام سیزدهم آورده اید این حرف یعنی اینکه دین جدید آورده‏اید. حال می‏پرسیم مگر دین چیست؟ قبلاً با عقلانیتی که سابق داشتید فهم از دین می‏کردید.

1/6. تکامل مقیاس استنباط از احکام ظاهریه به ضرورت استنباط ولایت ظاهریه ؛به معنای جلوگیری از انحراف در عقلانیت دینی از سطح قیاس و... به سطح دینازم وساختارها

پس به ما وحی نمی‏شود حتی اگر توانستید به صورت قاعده‏مند مسائل یک نظام را به دین نسبت بدهید باز هم وحی نخواهد بود، حقیقت دین بر قلب نازنین نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است و آن را به کسی دیگر نمی‏دهند. قبلاً احکام ظاهریه استنباط می‏شد الآن ولایت ظاهریه استنباط می‏شود، نه حقیقت ولایت، نه آن علمی که در دعای ندبه خطاب به نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏خوانید و می‏گویید «علم کان و مایکون» یعنی علم اول و آخر را به پیامبر داده اند ، این حقیقت دین به بنده و دیگری منتقل نمی‏شود، بلکه ما باید حجّت خودمان را تمام کنیم تا بتوانیم بگوییم آن چیزی که بضاعت عقلانیّت ما بود را فهمیدیم و به آن عمل کردیم.

حجّت الاسلام کشوری: موضوع امتحان ما همین است.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بله؛ عرض کردم آیات عقلانی یعنی با استضائه به در خانه معصومین(علیهم السلام) _ چه در تولید اصل منطق و چه در اداره یک نظام _ برویم و بتوانیم حجّت شهودی یا عقلانی را تمام کنیم.

پس جنگ بین عقلانیّت‏ در انحراف‏ها و عدم انحراف‏ها در دینامیزم‏هاست، فقهای عظیم‏الشأن اسلام از زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) تا به حال انحراف‏هایی را که در اهل سنّت وجود داشت کنترل کرده‏اند مانند «قیاس ، استحسان و استصلاح». این مفاهیم نرم‏افزارهای روشنفکری زمان خودشان بوده‏اند ولی چون روابط اجتماعی، روابط اجتماعی قومیتی بوده است نه فلسفه دموکراسی. ضمناً مبتلابه آن هم فرد بوده است ، انحرافش هم کوتاه بوده است و موضوعات بریده بریده بوده است، کشیدن حکم بدون حجیّت شرعی به یک موضوع دیگری تمثیل می‏شده است که به آن قیاس می‏گویند، استحسان و استصلاح و .. بحث‏هایی است که فقهای ما به صورت فنی در کتابهایشان مطرح کرده‏اند، حال شما می‏خواهید انحراف و عدم انحراف را در دینامیزم و ساختارهای نظام مشخص کنید،

2/6. استنکاف امام خمینی در مسیر پیروزی انقلاب از پذیرش ساختارهای مدرن مبارزه

همانطور که در تخریب نظام سلطنتی افرادی در مقابل امام امتحان شدند. کسانی بودند که برای مبارزه کردن راه‏های دیگری را مقابل امام قرار می‏دادند مثلاً می‏گفتند باید نبرد مسلحانه کنیم یا رفتارهای پارلمانتاریستی به ایشان پیشنهاد می‏دادند، امّا امام تئوری پیروزی خون بر شمشیر را مطرح نمودند که در واقع همان راهی است که انبیاء انجام می‏رفتند. باید همه اینها را تئوریزه کنید زیرا تا به امروز شهودی جلو آمده‏اید .

 

3/6. جلوگیری از انحراف عقلانی در مقیاس حکومت و ساختارها موضوع استنباط دوران تمیز

اما اینک مبتلابه شما نسبت دادن رفتار یک نظام به اسلام است . اینجا اقتصاد و مقوله‏هایی که می‏گوییم به بحث مدل برمی‏گردد.

4/6. به کارگیری مبنای عدم مخالفت قطعیه (شورای نگهبان) در مهندسی اولیه جامعه بر مبنای اسلام در قانون اساسی

آن چیزی که توسط خبرگان اول در قانون اساسی برای اسلامیت مهندسی شد، ملاحظه عدم مخالفت قطعیه مصوّبات مجلس با فهم از دین بود. یعنی همان رساله‏های عملیه بوسیله یک نهادی به نام شورای نگهبان وارد ساختار سیاسی شد.

1/4/6. بررسی اختلافات مجلس و شورای نگهبان و بررسی مدیریت کلان کشور در مقیاس چشم انداز،سیاستهای کلی و برنامه های توسعه بر مبنای نگاه تخصصی در مجمع تشخیص مصلحت

ولی یک ربط علمی را مورد بحث قرار نداده است زیرا اسلام را حقوقی دیده‏اند امّا اگر بخواهیم اسلام را در ولایت ببینیم کلاً مقیاسش عوض می‏شود. حقوقی دیدن یعنی اینکه در فقه چیست؟ ولایی دیدن یعنی در کلام چیست؟ بعدها مجمع تشخیص مصلحت برای رفع اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی طراحی شد. ولی بعدها افق‏های دیگری از بحث های مدیریت مانند چشم اندازها ، برنامه‏ها و تولید سیاست‏های کلان حاکم بر برنامه‏ها مطرح شد که آنها هم به عنوان وظیفه به دوش این مجمع گذاشته شد.

در مجمع تشخیص مصلحت هم با دید عرفی و کارشناسی این کار را انجام می‏دهند و اصلاً به اسلام ربطی ندارد. در اینجا هم دوباره مسلمانان جمع شدند هیچ کس نمی‏تواند روی نیت این آقایان دست بگذارد، یعنی از نظر فردی همه حاضرند برای اسلام فدا شوند و رهبر انقلاب هم کسانی را منصوب می‏کند که معتقد به اصل نظام هستند، امّا شما مانند بحث اصولی می‏خواهید بحث کنید که نسبتش به اسلام چه شد، می خواهید نسبت سیاست کلان، برنامه و چشم‏انداز را به اسلام تمام کنید. پس در اینجا هم مشکل همچنان حل نشده است.

 

7. بررسی معنای مدل در سه سطح "تکامل جامعه" و"نظام موازنه قدرت" و "تخصیص‏ها"

آنچیزی که ما لازم داریم و باید به سمت آن حرکت کنیم این است که مدل را یک بار در سطح ساخت تمدن ببینیم، یک بار در نگاه به جامعه ، یک بار در تکامل جامعه و یک بار هم در نظام موازنه قدرت و تخصیص‏ها ببینیم یعنی باید سه بار مدل را در سه سطح مورد دقت قرار دهیم.

1/7. ارائه الگوئی جدید برای زندگی بشریت در مقابل الگوی مدرنیته؛ معنای مدل در مقیاس تکامل جامعه

مدل را در ساخت تمدن دیدن یعنی اینکه : آیا راه و رسم دیگری برای زندگی دارید که غیر از راه و رسم زندگی در مدرنیته باشد . باید این را اثبات کنید یعنی در یک مقطع خیلی بزرگ _ پانصد ساله، هزار ساله _ در قرن بیستم باید مدل را ببینید.

1/1/7. طراحی مدل برای اداره جامعه بر مبنای دین، ابزارجریان ارزشها درجامعه

بد نیست به یک خاطره‌ای در همین رابطه اشاره کنم ، در یکی از نمایشگاه‏های فرهنگستان یک بنده خدایی که خیلی هم متدین بود جدول‏های حاج آقای حسینی (ره) را که همه‏ آنها اصطلاح بود را دیده بود بعد می‏گفت این همه کار نیاز نیست، ولی فقیه حاضر است و می‏گویند که چه کار کنیم. به تناسب این بحث حال اگر بخواهیم بگوییم که حقیقت اسلام زیارت امام حسین(علیه السلام) و خون شهداء و سینه زنی و ... است که هست و باید بگوییم همینطور است یعنی حقیقت دین چیزی ورای امام حسین(علیه السلام) نیست امّا الآن شما می‏خواهید همه کشور هیئت شود ولی نمی‏شود، می‏خواهید آموزش و پرورش‏، کلاس درس و مدرسه‏ بوی امام حسین(علیه السلام) بدهد ولی نمی دهد . هر روز می‏بینید دانش‏آموزان یک مدل موی جدید درست کرده‏اند، این اتفاق در مدارس کشور ما می‏افتد . این در حالی است که وقتی به رأس این وزارتخانه نگاه می‏کنید می بینید خود آقای وزیر یک فرد هیئتی و مذهبی خوبی است، ولی نمی‏تواند این نیت خالص خود را داخل این وزارتخانه جاری کند یا فلان رئیس جمهور یا فلان وکیل نمی‏تواند این کار را انجام دهد، می‏خواهیم ببینیم  مشکل از کجاست که نمی‏شود.

اول اینکه قبول کنیم در دوره غیبت اگر کسی به عظمت حضرت امام خمینی(ره) یا مقام معظم رهبری هم  باشد به او وحی نمی‏شود، بلکه مجاری تحقق دین، مجاری فهم یک فرد غیر معصوم است. او هم قطعاً انتخاب می‏شود یعنی در سیر پرورشی‏ خود به دست دستگاه خداوند انتخاب می‏شود ولی جنس انتخاب شدن او اینگونه نیست که جبرئیل بر او نازل شود ، لذا عقل و لوازماتش، عقل و نرم افزارش یعنی منطق، موضوع امتحان قرار می گیرد.

1/1/1/7. ارائه مدل برای اداره جامعه ابزار جلوگیری از نفوذ ولایت شیطان در دستگاه ایمان

پس در این 1400 سال هم آن کسانی که پرچمدار توحید شدند با ابزار عقلانیّت و محاسبه، توسل و ابتهال ظاهری‏شان به در خانه معصومین(علیهم السلام) کار کرده اند .  کلاً ترکیبی از توسل و عقلانیّت حافظ دینداری مردم بوده است و امروز مقیاس آن عوض شده است، مقیاسش یک حکومت است، این یک طرف قضیه است و  طرف دیگر هم هجمه ابلیس است، هجمه‏ای که امروز روبروی شما هست  مثل صد ، دویست یا هزار سال پیش نیست که همه‏جانبه نباشد، بلکه همه جانبه است و سرعت زیادی هم دارد هیچ شأنی از شئون بچه‏های شما نیست که ساختارهای پرورشی و دستگاه‏های مطالعاتی آنها روی آن قضیه کار فکری نکنند و اگر شما ولایت نکنید آنها حتماً ولایت می‏کنند.

2/1/7. تکامل ظرفیت عقلانیت شیعه، اولین لازمه تولید مدل اداره جامعه بر مبنای دین

پس یک طرف، ابزار فهم و تحقق ماست که نرم‏افزارهای عقلی است و باید بهینه شود، ظرفیتش ارتقاء پیدا کند و از طرف دیگر هم نمی‏توانیم نسبت به هجمه دستگاه کفر بی تفاوت باشیم و اگر بگوییم الاصل  «عدم الولایة» عملاً با دو لازمه ولایت کفر را در هر شأنی که فرض کنید پذیرفته‏ایم . اطلاق ولایت به معنی اطلاق در اختیارات نیست که دیکتاتوری بشود بلکه اطلاق در پرستش خدای متعال است یعنی اینکه هیچ شأنی از بندگی خداوند خارج نیست همانطور که ابلیس هم هیچ شأنی را برای سجده کردن بر خودش خالی نمی‏گذارد. خداوند می فرماید ابلیس در همه چیز حتی در زاد و ولد شما هم مشارکت می‏کند.

1/2/1/7 تولید منطق انطباق برای تحقق تئوری اجرای احکام اولین تلاش عقلانی مرحوم علامه حسینی (ره) برای ارتقاء ظرفیت عقلانی شیعه

اولین کاری که دفتر فرهنگستان در سال 61-62 برای این مطلب انجام داده است ساخت منطقی به نام منطق انطباق بوده است ، زمانی که تئوری حکومت ایجاد بستر برای تحقق احکام بود و این یک ارتکاز بود و ایشان هم به علّت این که خودشان را شاگرد حضرت امام می‏دانستند برای این، یک نرم‏افزار تولید کردند و منطق سیستمی را ارائه دادند که در آن «هدف ، مبنا و عوامل» را هدف قرار می‌داد. یعنی منطق سیستمی موجود را تکامل دادند تا بتواند ابزاری جهت‏دار برای تحقق احکام اسلام درست کند.

1/1/2/1/7  تعریف مدل به معنای انطباق احکام کلی به موضوعات تخصصی، اولین درک از مدل برای اداره کشور

پس اولین درک از مدل برای اداره کشور در فرهنگستان بوسیله منطق انطباق تولید شد و آدرس آن هم کتاب نظام فکری، بحث منطق تجربی است. در آنجا خود حاج آقا حسینی (ره) منطق سیستمی را به صورت خیلی خلاصه و موجز بحث کرده و جمع‏بندی نموده اند.

2/1/2/1/7  منطق انطباق، ابزار تشخیص تناسب موضوعات تخصصی با اهداف دین

آقای فاطمی: منظور از منطق انطباق چیست؟ آیا همان بحث‏های مدیریتی و... است  که در منطق سیستمی مطرح می شود؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: خیر؛ یک قدم بالاتر از آنها است، یعنی  غرض و اهدافی که آنها در بحث‏های مدیریتی داشته‏اند نبوده است بلکه غرض و هدف این بوده است که رساله‏های عملیه در این نظام بستر تحقق پیدا کند .  یعنی از آن طرف (مباحث دانشگاهی) حرکت نکرده است بلکه از معارف موجود حوزه و دارائی دینی شروع کرده است .  یک حوزه متدولوژیک داریم که اعتقادات را ارائه می دهد و ابزار آن  منطق صوری است ، خروجی‏ آن تسلیم شدن به قرآن و کلمات معصومین(علیهم السلام) است. اصل اعتقادی یعنی توحید ، نبوّت ، عدل ، امامت و معاد که معنای دین‏داری می‌دهد. سپس ضرورت منطق دوم مطرح می‏شود که چگونه به صورت صحیح و سالم  به کلمات وحی نسبت بدهیم و بر این اساس به او بگوئیم نماز بخوان، زکات بده، خمس بده، حج برو، و.... یعنی روی هم پنجاه و دو باب فقهی  اصول فقه درست می‏شود.

حال امام خمینی(ره) قیام کرده‏اند و گفته‏اند که باید فقیه در رأس حکومت‏ باشد و ایشان مجری پیاده کردن قوانین اسلام باشد. حاج آقای حسینی(ره) این مسئله را مطرح کردند که گاه موضوعات، عرفی و بدیهی است پس نیاز به استدلال ندارد مثلاً فرق بین آب و شراب را می‏فهمم و نیازی به شرح و استدلال برای آب یا شراب بودن ندارد. با بو کردن می‏فهمم که کدام آب و کدام شراب است. یک موضوعات مستنبطه شرعی داریم مانند حج که باید جزئیّات و خصوصیاتش در دین مطرح شود. یک سری موضوعات تخصّصی هم داریم مانند نظام بانکداری و ... ایشان می‏گفتند  برای اینکه ببینیم در سیستم بانکداری ما ربا هست یا نه و بتوانیم دائماً آن را کنترل کنیم احتیاج به یک منطق داریم تا بتوانیم جلوی جاری شدن ربا در سیستم بانکداری را بگیریم و برای این غرض یک منطق تولید کردند که منطق سیستمی نام گرفت. تا این منطق بتواند کشف مبنا و کشف هدف کند و بر اساس هدف‏گذاری و تشخیص مبنا بفهمیم که این عوامل نوکر هدف‏های شما هستند یا نه.

حجّت الاسلام کشوری: که بعد حکم به حلال و حرام بدهند؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: حلال و حرام نه ؛ موضوع در اینجا بستر درست کردن برای این است که مردم در نظام معاملات ربوی نیفتند یعنی محیط ربوی است نه، اینکه دو نفر می‏خواهند به هم ربا بدهند یا ندهند. ممکن است شما محیط را سالم کنید ولی دو نفر تخلّف کنند. محیط را برای ازدواج سالم نگه داشته‏اید ولی یک عده‏ای در این میان تخلّف می‏کنند، شما هیچ وقت نمی‏توانید تخلّف اختیارات را صفر کنید ولی مدیران نظام موظف هستند که محیط را سالم نگه داشته و برای سلامت محیط برنامه‌ریزی کنند، لذا حاج آقای حسینی(ره) برای این هدف و غرض یک منطق تولید کردند.

پس مدل فرهنگستان در سال 62 همین منطق سیستمی بود زیرا در آن زمان غرض ما پیاده کردن احکام بود،

2/7. تولید منطق اداره جامعه مبتنی بر فلسفه شدن اسلامی برای" تبدیل مراحل رشد یک نظام" معنای تکاملی از مدل در مقیاس تکامل جامعه، در آثار مرحوم علامه حسینی

بعد که جلوتر آمدیم دیدیم بحث خیلی از این حرفها عمیق‏تر است. پس انقلاب فرهنگی و اینکه چگونه روش دانشگاه در روش حوزه ذوب شود و هر دوی اینها در مدل اداره ذوب شوند را تئوریزه کردن روشها می‏گوییم.

«تبدیل مراحل رشد یک نظام» احتیاج به یک فلسفه دارد. در حوزه‏های علمیه یک فلسفه چرایی و یک فلسفه چیستی داریم امّا فلسفه شدن نداریم، فلسفه تبدیل نداریم، چه اشکالی دارد که از فلسفه شدن فیزیک استفاده کنیم؟ فیزیک می‏تواند ماده را تبدیل کند ولی ما قصد داریم اختیارات را تبدیل کنیم.  ما فلسفه شدن اسلامی می‏خواهیم. می‌خواهیم نظام اختیاراتی که تحت ولایت ما هست را از این مرحله به یک مرحله دیگر ببریم. در این مسیر باید توسعه بندگی پیدا کنند نه توسعه انحلال در کفر جهانی، نمی‏خواهیم انسان اکونومیک درست کنیم. لذا کنار فلسفه چرایی و چیستی به فلسفه شدن اسلامی احتیاج داریم و بر اساس این «فلسفه منطق» و این «فلسفه شدن اسلامی» می‏توانیم تولید منطق‏ها را مدیریت کنیم. این هم یک سطح از بحث مدل می‏شود.

3/7. مفهوم مدل در مقیاس چشم انداز و برنامهای توسعه و تخصیص ها سطوحی دیگر از معنای مدل

یک سطح، مدل به معنای خاصّ است که باید در چشم‏اندازها مطرح شود باید در برنامه‏های بیست‏ساله مطرح شود، یک سطح دیگر از بحث مدل در سطح برنامه مطرح می‌شود که الگوهای تخصیص هستند و آن هم باز با مدلی که حاکم بر چشم‏انداز است متفاوت است.

1/3/7. تببین تمثیلی مفهوم مدل در الگوی تخصیص یک موضوع

آقای فاطمی: منظورتان برنامه‏های توسعه است؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بله؛ یک معنای دیگر از مدل داریم که الگو در موضوع ضرب می‏شود مثلاً می‏گویید الگوی تأمین انرژی چگونه باشد، در اینجا مدل دیوار به دیوار انرژی- و هر موضوعی که مدل در آن ضرب می‌شود- است. مثلاً دیوار به دیوار نفت و پالایشگاه است به تعبیر خود آقایان الگوهای بخشی. مثلاً دیروز یا چند روز قبل بود که فیبرهای نوری افتتاح شد؟ یک سطح از مدل در اینجا بحث می‌شود زیرا می‏گوییم یک مقیاسی از تکنولوژی در رسانه می‏آید که تحولی جدّی در همه عرصه‏هایش ایجاد می‏کند، پس یک الگو هم در خود موضوع مطرح می‏شود.

4/7. ضرورت به کارگیری روش منطق تکاملی در تبیین مفهوم مدل

حجّت الاسلام کشوری: پس مدل سه سطح معنا دارد؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بیش از 27 معنا دارد. اگر موضوع منطقی شما 27 وصف باشد باید 27 بار آن  را معنا کنید ولی الآن ما به صورت تمثیلی 5-6 مثال زدیم زیرا می‏خواهیم همه بحث‏مان را در یک جلسه به صورت فشرده بگوییم تا در چهار جلسه باقی‏مانده روی این جلسه مباحثه کنیم. می‏خواهیم نسبتش را به اسلامیّت بگوییم نه اینکه به درونش برویم و تجزیه‏اش کنیم، این کار را در پژوهشکده و 150 جلسه آینده انجام می‌دهیم.

8. جمع بندی نسبت بین مفهوم اسلامیت و مفهوم مدل

1/8. تببین معنای اسلامیت به اجتهاد بر زمان و مکان؛ به معنای تشخیص نرخ شتاب دستگاه ایمان در مقابل دستگاه طغیان

به نظر بنده اجمال قضیه در بحث کلمه اسلامیّت، در زمان و مکان ما، اجتهاد بر زمان و مکان است. یعنی اینکه نرخ شتاب طاعت در مقابل نرخ شتاب طغیان چقدر است را ولی فقیه معیّن می‏کند او می‌گوید زیر نامه‏ی صلحی امضاء شود یا خیر. جنگ و صلح به  نرخ شتاب طاعت معلوم می‌شود. شدت مومنین در مقابل شدت کفار معنی اسلام در امر ولایت می‏شود.

2/8.. جریان اجتهاد بر زمان و مکان به وسیله تکامل نقش کثرات جامعه در نرخ شتاب دستگاه ایمان در مقابل دستگاه طغیان

مدل؛ بحث این است که به چه کیفیتی این موضوع خُرد شود و در همه بخش‏ها جاری شود. حال اگر در سطح تمدن‏سازی هستید یعنی پانصدساله تنظیم شود، اگر در سطح جامعه‏شناسی است به یک نحوه دیگر و اگر در سطح مدیریت است به شکل دیگری و اگر در سطح برنامه یا تخصیص‏ها و یا حتی برنامه سال و بودجه های سال است هر کدام یک معنا و شکل خاصّی دارد. این بحث بسیار کلی و اجمالی از نسبت میان اسلام و مدل در شرایط فعلی بود که در یک جلسه مطرح کردیم. یک مقداری هم برای پاسخگویی به سئوالات دوستان وقت بگذاریم.

1/2/8.  تبیین تمثیلی مفهوم مدل بخشی

آقای فاطمی: اگر امکان داشته باشد بحث الگوهای بخشی را با یک مثال واضح‏تر بفرمایید؟ مثلاً در حوزه رسانه مثال بزنید که چگونه است.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: یک مثال ساده‏تر برایتان می‏زنم، وقتی به فرودگاه می‌روید می‏بینید یک سالن جدید در فرودگاه درست کرده‏اند که به لحاظ تکنولوژی با سالن قبلی متفاوت است سالن جدید بسیار مدرن و دارای تابلوهای الکترونیکی مختلف است خدمات الکترونیکی مختلفی ارائه می‏دهند، حال اگر شما بخواهید توسعه حمل و نقل هوایی‏تان را مورد بحث قرار بدهید بدون مدل نمی‏توانید روی آن بحث کنید. الآن که این کارها را انجام می‏دهند به این طریق است که مثلاً می‏روند و یک طرحی را در ترکیه یا یکی از کشورهای اروپایی می‏بینند بعد همان را با آن شرکت قرارداد می بندند.

3/8. ولایت یا اجتهاد بر زمان و مکان و درگیری طغیان مقابل طاعت، مبنای پذیرش درگیری یا صلح با کفار

تعریف اسلام و مدل را در یک جلسه ارائه دادیم[4] البته این کار را به صورت خیلی خلاصه انجام دادیم. تعریف اسلام را از احکام خارج کردیم و در حدّ ولایت یعنی اجتهاد بر زمان و مکان و درگیری طغیان مقابل طاعت معنا کردیم. مسئولیت این امر را رهبری به عهده دارند. یعنی شدت جامعه اسلامی را مقابل  امّت کفر و نفاق بتواند محاسبه کند و دستور صلح یا جنگی را اعلام کند. عرض کردیم که مدل هم چندین سطح دارد گاه در مهندسی یک تمدن مورد بحث قرار می‏گیرد، گاه در مهندسی یک جامعه، گاه در مهندسی یک چشم‏انداز، گاه در مهندسی برنامه توسعه و گاه در مهندسی الگوهای بخشی مانند تمام موضوعات. به طور مثال در حمل و نقل که مقیاس حمل و نقل هوایی باشد یا دریایی یا زمینی یا راه آهن باشد. حال چگونه آنرا توسعه بدهیم؟ برای این کار باید مدل معرفی کنیم. اگر مدل شامل‏تان در تمدن‏سازی عوض شد باید اثر آن تا الگوهای بخشی هم بیاید و بتواند حتی برای حمل و نقل هم تعریف ارائه دهد یا در بحث شهرسازی و معماری باید تعریف ارائه کند. مثلاً چگونه سیستم فاضلاب طراحی شود و کلاً ربطش را با مدل شامل تمام کند که ضرورتش را ما در انقلاب مطرح کردیم.

4/8 تفاوت درک اجتهادی از دین با درک وحیانی از دین و دست نایافتنی بودن حقیقت دین برای غیر معصوم

امام خیمنی(ره) فهم از دین را عوض کردند نه اینکه یک دین‏داری دیگر را آوردند، حقیقت دین که وحی است دست نایافتنی است حتی اگر در بهشت هم باشیم دینی که امام حسین(علیه السلام) و اولاد ایشان فهمیدند را ما نمی فهمیم، نه مثل این حرفهایی که زده می‏شود و بحث انحلال در ذات مطرح می‏شود اینطور نیست. از این خبرها نیست ما همین که بتوانیم بندگی امام حسین(علیه السلام) و اولاد ایشان را داشته باشیم یک توفیقی است که خدا به ما داده است.

وظیفه غیر معصوم خدمت به معصوم است، حقیقت نماز نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حقیقت افعال ایشان برای ما دست نیافتنی است. گفته می‏شود «ضربةُ علیٍ یوم الخندق افضل من عبادة الجن و الانس» یعنی اگر همه فقها و عرفا عبادت کنند و زحمت بسیاری را متحمّل شوند به یک ضربه علی(علیه السلام) و به اندازه یک ذکر علی(علیه السلام) هم نمی‏رسد.

9. ارتباط به غیب ، تقابل با دستگاه ابلیس و درگیری با نفس محورهای تفسیر حرکت فقیه در اداره جامعه

آقای فاطمی: یک بحثی در رابطه با خود ولایت فقیه فرمودید و به صورت خیلی اجمالی گفتید، نحوه هدایت ولی فقیه به واسطه حضرت ولی عصر(عج) واقع می‌شود، بفرمائید چگونه این اتفاق می‏افتد؟ منظورم این است که شما چه سطحی از صحت برای تعیین رویکردی که ولی فقیه برای جامعه دارد را قائل هستید. از این طرف ایشان غیر معصوم است و از طرف دیگر هم هدایت می‏شود، این هدایت چگونه اتفاق می‏افتد؟ یعنی درصد صحت آن چقدر است سئوال دوم این است که ....

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: اجازه بدهید اول پاسخ این سئوال‏تان را بدهم.

دکتر اسماعیلی: اگر اجازه دهید من سئوال ایشان را تکمیل کنم. آیا مکانیزم این هدایت با قاعده لطف متفاوت است یا همان قاعده لطف است. یعنی کمک حضرت ولی عصر(عج) به ولی فقیه همان قاعده لطف است یا اینکه چیزی بیشتر از قاعده لطف است؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: این قضیه دو طرف دارد، یک طرف ارتباط با بالاست، طرف دیگر ارتباط با دستگاه مقابل است. ما فقیهی را فقیه می‏دانیم که در نیازمندیش یعنی درکلمه لااله محتاج الله بشود و در رفتنش به سمت الله مأموریت بگیرد که شدیدتر برگردد و به کفر حمله کند یعنی استراتژی، درگیری با کفر می‏باشد.

1/9. آغاز پرورش غیر معصوم بر مبنای بغض اولیای طاغوت (محور بیرونی انتخاب محور اجتماعی)

اینکه گفته می‏شود دین چیزی جز حبّ و بغض نیست، حبّ بالله و بغض بر اعداء یعنی همین. ولی برای غیر معصوم از حبّ شروع نمی‏شود، منظورم حضرت امام خمینی(ره) نیست، بلکه منظورم سیر از بچه‏گی است یعنی سیر پرورش یک غیر معصوم از کودکی اینگونه نیست که مثل وجود مبارک حضرت ولی عصر(عج) و همه معصومین(علیهم السلام) باشد. ائمه معصومین (علیهم‌السلام) به محض اینکه به این دنیا می آمدند سجده می‏کردند. یعنی زندگی‏شان با ذکر شروع می‏شود، همه مراتب‏شان با عبادت بوده است ولی در غیر معصوم چنین پرورشی نیست

 

2/9. انتخاب محور اجتماعی جامعه در دوران غیبت بر مبنای عدم اعتناء به تمایلات نفسانی(محور درونی انتخاب محور اجتماعی)

امّا اینکه کمترین تمایل به نفسانیات در این آقایان از همان سن بلوغ و کودکی پیدا می‏شود تا اینکه انتخاب می‏شوند و محور قرار می‌گیرند  سرجای خودش هست.

پس سه محور دارند: 1- درگیری با نفس‏شان که در درون است، 2-درگیری با شیطان بیرونی یعنی ابلیس که از اینجا شروع می‏شود، سپس این درگیری‌ها منجر به ارتباط با دستگاه غیب می‏شود. در رفت و آمد بین این سه بُعد این آقا محور می‏شود. محور شدنش این است که پناه بقیه می‏شود یعنی هر کس بخواهد اهل ایمان باشد و با نفسش درگیر شود و روبروی مظالم بایستد لازمه‏اش این است که به این آقا پناه ببرد و همین‏طور هم هست و پناه هم می‏برند یعنی حفظ دینداری‏شان به این آقای فقیه برمی‏گردد، یعنی پرستش‏شان در لایه‏ی ظاهریه به این آقا برمی‏گردد. [5]

3/9. ایجاد عجز اجتماعی در مبارزه با دستگاه کفر راه تشخیص پرچمدار برای عامه مردم

حجّت الاسلام کشوری: پس استدلالی که بر پرچمداروجود دارد این است که برای دیگران ایجاد عجز اجتماعی کند.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: احسنت! یعنی اینکه آیات عقلانی باید واقعاً آیه باشد یعنی حضرت آیت الله العظمی که می‏گویید باید در خارج واقعاً آیه باشد، نه اینکه تشریفاتی باشد و دیگران این عنوان را به او بدهند.

پس سه محور داشت، u ارتباط به غیب v ارتباط به دستگاه ابلیس، یعنی عمدهای ابلیس که صهیونیسم و آمریکا باشند بگویند ما از این شخص می ترسیم و بیشترین هجمه‏‌ی آنها هم به این شخص باشد w درگیری با نفس در درون خود.

4/9. "تعبد"، "تقنین"و"تفاهم" اجتماعی، ابزار تخصصی شناخت پرچمدار

حجّت الاسلام کشوری: پس اینطور که حضرتعالی می‏فرمایید راه تشخیص آن نظری نیست.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: بحث نظریش تولید «علم اصول فقه احکام حکومتی» است که موضوع جلسه 150 جلسه‏ در پژوهشکده است. ولی الآن ما می‏خواهیم در 5 جلسه اعلام موضع کنیم که موضوع بحث دست آقایان بیاید و بعد در 15 جلسه بعدی یک مقداری مفصل‏تر صحبت کنیم و مقایسه ‏کنیم. بعد اگر یک فهرست از آن 15 جلسه بیرون بیاید مشخص می‏شود که حیاتی‏ترین موضوع انقلاب همین می‏باشد پس بیشترین سرمایه‏گذاری باید روی همین موضوع باشد وگرنه جواب شما در «تعبّد، تقنین،تفاهم اجتماعی» است که در جدول علم اصول‏مان است.

همه به دوره حضرت موسی یا حضرت عیسی «علیه السلام» می‏رویم، فکر کنید که ما در آن زمان زندگی می‌کنیم و می‏خواهیم حق را تشخیص بدهیم و بدانیم که راه درست و مسیر صحیح کدام است و حق و باطل در دست کیست، خدای متعال یک خورشیدی را می فرستاده است که روشنائیش به اندازه ماه و ستاره‏ها بوده است و همه باید می فهمیدند. امّا زمانی که خدا این ابرمردها -مانند حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پیامبران اولوالعزم- را می‌فرستاد دستگاه ابلیس دنیایی از غوغا اطراف آن درست می‏کرد که نگذارند صدایش به جایی برسد، از این سرزمین به آن سرزمین تبعیدشان می‏کردند، مزاحمت‏های زیادی برایشان درست می‏کردند علاوه بر آن شبهه درست می‏کردند، کتک می‏زدند، زندان می‏کردند، شکنجه می‌دادند، تهدید می‏کردند و خلاصه از زندگی ساقطشان می‏کردند. مثلاً به ایشان دختر نمی دادند، در بازار جایی برای معامله به آنها نمی دادند، معذرت می‏خواهم ولی در قرآن آمده است که یک جمعیتی یک مدتی اهل لواط بودند البته اینطور نبوده است که در پستو لواط کنند بلکه آن را اجتماعی کرده بودند به نحوی که هر کسی که اهل این کار نبود باید از آن شهر بیرون می‏رفت و حق حیات اقتصادی و زندگی عادی نداشت.

پس علنی شدن پرچمدار توحید در این طوفانی است که برای از بین بردن او درست می‏کنند معلوم می‏شود. این بزرگترین حجّت است. هر کسی که این علامت را ندارد پرچمداری که ما به دنبال او هستیم، نیست.

در فرهنگستان یک آبدارچی داشتیم که اسمش مش حیدر بود، ایشان می‏گفت من در تهران یک دوست مسیحی دارم بعد از انقلاب پیش او رفته بود از او پرسیده بود که نظرت راجع به آقای خمینی چیست؟ جواب داده بود که هر وقت ایشان را می بینم یاد حضرت عیسی مسیح می افتم. یک مسیحی این حالت را نسبت به امام خمینی(ره) پیدا می‏کند. علنی شدن قضیه به این شکل است، امّا اینکه مکانیزم علمی قضیه چیست؟ بحث‏های فنی است که وارد بحث اصول می‏شویم که این آقای فقیه با آن آقای فقیه که هم‏وزن یکدیگر هستند مباحثاتی دارند برای اینکه ابزار تخصّصی‏شان را یک مقداری جلوتر ببرند البته آن یک بحث دیگری است و مردم هم متوجه این مباحث تخصّصی نمی‏شوند. مثلاً اصالت ظهور یعنی چه؟ همانطور یک مبحث پزشکی که بین دو متخصص مطرح می‏شود را مردم متوجه نمی‏شوند بلکه وقتی دارو را می‏گیرند و استفاده می‏کنند و مثلاً تب چهل درجه داشتند و با یک آمپول خوب شد، فقط اثر آن را می‏فهمند. یعنی رها شدن از «اغلال التی» از غل‏ها و زنجیرها را می‏بینند، همانطور که در انقلاب ما مردم فهمیده‏اند از غل و زنجیر شاه رها شدند و الآن هم ایستادگی می‏کنند، زیرا پشت سرشان را فراموش نکرده‌اند کتکش را خورده‏اند و خیلی برای آن هزینه داده‏اند، آنوقت امتحان بعدی شروع می‏شود، چالش بعدی شروع می‏شود، ابلیس که بیکار نمی نشیند، شش هزار و هشتصد سال قبل از بعثت نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام و 1400 سال هم بعد بعثت، ابلیس تفرعن و سلطنتش را دارد. در روز عرفه شیطان دستگیر می‏شود و روز عید قربان رمی می‏شود. حقیقتاً رمی می‏شود. این هم مخصوص محمد و آل محمد(علیهم‌السلام) است که از بعثت نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام این تشریع شده است که در این روز کتک مفصل بخورد و سالی یک بار هم در ماه رمضان زندانی شود. البته به این قضیه هم عادت دارد.

حجّت الاسلام کشوری: سطح اول قضاوت، قضاوت بالآثار است؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: برای عموم مردم بالآثار است ولی برای کسی که متخصص است قضاوت به اجتهاد است مثل صاحب حدائق برای اینکه بگوید شما فقیه هستید کفش وحید بهبهانی را جفت می‏کند چرا که در درس خارج بحث علم اصول احساس می‏کند که مقابل این آقا کم آورده است ولی این کم آوردن عقلانی است.

10. ضرورت پیاده، ویراست، فهرست و مباحثه و استخراج نظام سوالات برای جلسه آینده

حجّت الاسلام کشوری: از حاج آقای صدوق تشکر می‏کنم. إن‏شاءالله دوشنبه و سه‏شنبه هفته آینده ساعت 7 بعدازظهر جلسات دوم و سوّم برگزار می‌شود. جناب آقای دکتر ذاکر اصفهانی اگر شما فرمایشی دارید بفرمایید.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: اگر امکان داشته باشد روی این جلسه مباحثه شود و نظام سئوالاتی تهیه شود و آنرا برای من به قم بفرستید که جلسه بعد جواب بدهیم.

دکتر ذاکر اصفهانی: سئوال از ناحیه چه کسی باشد؟

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: از ناحیه شما و دوستانی که قرار است در جلسه باشند.

حجّت الاسلام کشوری: قرار بود تعداد دیگری از دوستان عضو جلسه باشند ولی آقای دکتر اسماعیلی فرمودند که آن بنده خدایی که قرار بود جلسه را اعلام کند گویا اجتهاد کرده است و دیر خبر داده‏اند.

دکتر ذاکر اصفهانی: بحث اجتهاد نیست. شاید تنبلی کرده است، من متذکر می‏شوم که زودتر خبر بدهند.

حجّت الاسلام کشوری: لطف کنید اعلام کنند که جلسه دوشنبه‏ها و سه‏شنبه‏ها ساعت 7 غروب است.

دکتر ذاکر اصفهانی: اگر یک پایه ثابت پیدا کنند خیلی بهتر می‏شود.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: نوار جلسه را به غائبین برسانید.  دوستان ما آقای کشوری، آقای ساکی و آقای گودرزی زحمت بکشند جلسه پیاده شود و خلاصه بحث هم بیرون بیاید و برای آقایان بفرستند.

حجّت الاسلام کشوری: ما خودمان «پیاده، ویراست، فهرست و خلاصه» بحث را انجام می‏دهیم ولی مباحثه را  لطف کنید دوستان انجام دهند.

دکتر ذاکر اصفهانی: برای پیاده کردن نوار ما کسانی را داریم.

حجّت الاسلام و المسلمین صدوق: دوستان ما در این کار حرفه‏ای هستند و این کار را انجام می‏دهند.

حجّت الاسلام کشوری: شما بحث را به آقایان برسانید تا مطالعه کنند و روی آن مباحثه شود و نظام سئوالات بیرون بیاید وگرنه اگر بخواهیم بگوییم و رد شویم فهرستی بیرون نمی‏آید.

دکتر ذاکر اصفهانی: من فکر می‏کنم که وقت شما با ارزش‏تر از این است که پیاده نوار انجام دهید، ما اینجا کسی را داریم که این کار را انجام دهد، چهارشنبه که این آقا آمد به ایشان بدهید کار را انجام می‌دهد بعد خودتان یک نگاهی به آن بیندازید و اصلاح کنید.

حجّت الاسلام کشوری: تأکید شود که دوستان حتماً در جلسه حضور داشته باشند.

والسلام

 



[1] -  ارتباط با قرآن و کلمات معصومین با حفظ و تکرار از طریق حافظه و تبدیل کردن آن به ارتکاز

[2] -  منظورمان از آیاتی که در این قسمت می‏گوییم آیاتی است که حجّت بین خدا و مردم است یعنی آیاتی که موضوعِ امتحان واقع می‏شود

[3] -  مدیریت‏های سلطنتی فرو پاشید و کیفیت مدیریت به نحو دموکراسی غربی و شرقی(فرقی نمی‏کنند) به جای آنها حاکم شد

[4] . در این قسمت از جلسه دکتر ذاکر اصفهانی ریاست مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری وارد جلسه شدند و حجت الاسلام و المسلمین صدوق جمع بندی موضوعات مطرح شده در جلسه را به ایشان گزارش دادند.

[5] . در اوایل انقلاب یک جمله‏ای روی دیوارها نوشته بود که بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد، این برای عموم مردم که می‏خواهند شروع کنند درست است ولی برای مقام معظم رهبری که جانشین ایشان می‏شود اینگونه است که بعدها متوجه می‏شوند از ابتداء عاشق حضرت بوده‏اند که عاشق آقای خمینی شده‌اند. یعنی همه را از دست معصومین(علیهم السلام) می‏بینند. در یک سیر رشد، همه‏ی ما احساس می‏کنیم که همه چیزمان را از حضرت امام خمینی(ره) داریم، همه بزرگان و فضلایتان هم اینطور هستند، کسانی که جزء مخلصین و صالحین هستند همینطور هستند همه مرزوق کار امام هستند ولی بعد که رشد می‏کنند می‏بینند امام هم مرزوق حضرت بود. این را می‏بینند و می‏چشند. پس عموم و حتی دشمن انقلاب، عظمت این آقا را اعلام می‏کند یعنی دشمن هم می‏گوید که بیشترین کسی که من از او می ترسم این آقاست. اجتماعی شدن و بروز و ظهور امر ولایت اینگونه است، برای همه وجدانی می‏شود.

 

  • admin

نظرات  (۱)

افطار با طعم عدالت خواهی در کنار طلبه سیرجانی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی