«یک چیز دیگری را میدانم که وجود ندارد و آن جامعهشناسی خاصی است که بتوان برنامه سیاسی مسلمین را مبتنی بر اسلام در کلاس جامعهشناسی تعلیم داد که کسانی که آنجا میروند غیر از اینکه افراد خوبی میشوند روش هم فرا بگیرند. آدم خوب شدن یک چیز است و راه بلد بودن چیز دیگری میباشد. یک وقت شما میگوئید اگر جامعهشناسی اسلامی هم تدوین شود، مرد میخواهد که این را پیاده کند و روح متقی لازم دارد که بتواند این را پیاده کند، یعنی یک روحی میخواهد که از فولادها سختتر و از کوهها پابرجاتر که در برابر امواج جهانی (فرضا مرزهای ژئپلتیک) و قدرتها تکان نخورد. این حرف درست است یعنی ایمان حتما لازم است و علم به تنهایی نمیتواند کاری را پیش ببرد ولی یک وقت میگوئیم: نه، اگر ایمان تنها، بدون علم باشد کار را تمام میکند!! که باور این مطلب حداقل برای من مشکل است.
آیا متخصصینی برای وزارت امور خارجه حکومت اسلامی از روابط اسلامی در دانشگاه ساخته شود یا نه؟ آیا اقتصاددانی اسلامی لازم داریم یا خیر؟ دانشگاه را برای چه باز میکنید؟ برای اینکه دانشگاه داشته باشیم، کشورها دارند ما هم داشته باشیم!! البته این هم یک حرف است ولی برای همین حرف دانشگاه را میسازند ولو بعدا هم بگوئیم متخصصانشان آن کارائی را ندارند و علم و آگاهی که دارند بدرد این کار نمیخورد؟ آیا اگر این متخصصین آدمهای متقی و عادل و خوبی بشوند آیا با همان عدالت کار تمام میشود؟!! بهرحال مطلب این است که چگونه میتوانیم علم اقتصاد، علم جامعهشناسی و علمهائی که شاخه جامعهشناسی هستند مانند علم روانشناسی و مدیریت و کجا میتوانیم بخشهای دیگر و علوم انسانی را بدست بیاوریم؟ اصلا آیا لازم است که بدست آوریم یا خیر؟ آیا در ابتدا مجمع صاحبنظرانی لازم است که اینها بنشینند پیرامون این مهم بحث کنند که نتیجه آن علومی بر این مبنا شود و بعد آن علوم را تدریس کنند یا لازم نداریم؟! بله اگر بگوئیم فرهنگستانی نتیجه خود دانشگاه است، و یک آکادمی میباشد که خودش مولود آکادمی شرق و غرب است دیگر شکل دادن چنین مجمعی لازم نیست چون خود آنها درست میکنند و مطالبش را تحویل ما میدهند و یا جوانهای خودمان میتوانند به آنجا بروند و مطالب را بخوانند و برای اجرا کردن بیایند. اما سؤال این است که آیا آنچه که از آکادمی روسیه برای برنامهریزی جامعه بیرون میآید دقیقا عین آن چیزی است که از آمریکا بیرون میآید؟ به نظر ما چنین چیزی نیست، اگر برای برنامهریزی یک نفر که معتقد به این مکتب باشد را بیاورید با یک نفر که معتقد به مکتب دیگری باشد هر کدام نسخهای خاص میدهد. خلاصه اینکه سؤال ما این است که آیا مکتب و جهانبینی شما موضع خاصی را تعیین میکند؟ آیا انسجام فکری لازم است یا خیر؟ امیدواریم که برادران با توجه به حساسیت مطلب طرحی را که بتوان به جاهای مختلف ارائه کرد به صورت نوشته و با خصوصیات کامل ارائه کنند. حتی اگر پیشنهاد جزئی هم دارند ارائه دهند تا بتوان اینها را به وسیله دفتر جمعبندی کرد و به بعض افرادی که صاحبنظر هستند ارائه داد و با آنها رابطه برقرار کرد»